Ù?صل آخر ماركز
اين بار ØÙ‚يقت دارد. ØØªÙŠ Ù…Ø§Ø±ÙƒØ² هم در دنيايي اين چنيني مي تواند بي انگيزه بشود. علاقمندان "گابو" ØØªÙ…ا يادشان هست آن روزي را كه با ناباوري يادداشت پرسوز Ùˆ گداز منسوب به گابريل گارسيا ماركز را در روزنامه هاي ايران خواندند Ùˆ از Ø®Ø¯Ø§ØØ§Ù?ظي او غصه دار Ùˆ ØÙŠØ±Øª زده شدند. Ùˆ بعد Ù?هميدند كه دبيران سرويس ادبي همان روزنامه ها HOAX را به جاي خبر منتشر كرده اند.
اما اين دÙ?عه ماركز از خشكيدن قلمش با نشريه مكزيكي La Vanguardia ØØ±Ù? زده. باورش شايد سخت باشد كه روزي قلم او خشك شود اما خودش Ú¯Ù?ته " با تجربه اي كه دارم مي توانم به Ø±Ø§ØØªÙŠ ÙŠÙƒ رمان تازه بنويسم اما خوانندگانم خواهند Ù?هميد كه از دلم بر نيامده." گوشه هايي از اين Ú¯Ù?تگو در روزنامه تايمز لندن چاپ شده .
شايد با اين ØØ³Ø§Ø¨ بشود ØØ¯Ø³ زد كه چرا مردي كه اغلب از او به عنوان پدر رئاليسم جادويي ياد مي شود ده سال تمام خوانندگانش را منتظر گذاشت تا بالاخره آخرين كتابش "خاطرات روسپي هاي سودايي من " را منتشر كرد. كتاب را البته به تعداد صÙ?ØØ§ØªØ´ نمي سنجند اما اين كتاب صد صÙ?ØÙ‡ اي چندان هم با استقبال گرم منتقدين روبرو نشد. (اين كتاب در دست ترجمه است Ùˆ به زودي به Ù?ارسي منتشر مي شود در خارج از ايران البته،  توقع نداريد كه مثلا جناب صÙ?ار هرندي ماجراي عيش شبانه پيرمردي نود ساله را با دختري چهارده ساله اجازه چاپ بدهد؟)  عده اي اگرچه گمان مي كردند كه دست Ùˆ پنجه نرم كردن او با سرطان باعث "كم نويسي " او شده اما خودش مي گويد براي اولين بار در عمرش از سال گذشته يك خط هم ننوشته.
ماركز Ø§Ú¯Ø±Ú†Ù‡Â ØØ¶ÙˆØ± در اجتماعات را چندان خوش ندارد اما كساني مثل بيل كلينتون رييس جمهوري سابق آمريكا Ùˆ Ù?ليپه گونزالس نخست وزير سابق اسپانيا به ديدنش رÙ?ته اند. با Ù?يدل كاسترو هم رÙ?يق گرمابه Ùˆ گلستان است البته.
در هر ØØ§Ù„ ماركز اگرچه از نويسنده هاي Ù…ØØ¨ÙˆØ¨ من است ØŒ اولين نويسنده خوبي نيست كه يكباره نوشتن را -به دليلي- كنار مي گذارد. نل هارپر لي نويسنده  كتاب كشتن مرغ مينا هم كه كتابش جايزه پوليتزر گرÙ?ت از سال 1966 تقريبا از انظار عمومي Ù?اصله گرÙ?ت Ùˆ هيچ كتاب ديگري منتشر نكرد. سالينجر هم همينطور .
بايد اميدوار بود كه نظرش را عوض كند؟ يا چهارده ساله اي از لاي ورق هاي كتابش پيدا شود و به او انگيزه نوشتن بدهد؟ نمي دانم.
Â
