« May 2006 | صÙ?حه اصلی

ببخشيد استاد

June 25, 2006

 12سال پيش ØŒ همان روزهايى كه صÙ?ركيلومتر از يك شهر كوچك تب زده در گوشه اي از ايران ، دست  روزگار در چهاراه "كتابي" تهران پياده ام كرد Ùˆ دانشكده علوم اجتماعي Ùˆ ارتباطات آن موقع ØŒ يونس شكرخواه از استادهايم بود. از آن ها كه با يك عالم متن انگليسي مي آمد سر كلاس Ùˆ آن دانشجوهايى را كه با ديپلم انساني Ùˆ زبان انگليسي ضعيÙ? سر كلاس مى نشستند به عرق كردن مي انداخت. هم او بود كه با شور ØŒ تمام نام ها Ùˆ Ù…Ù?اهيمي را كه ردشان در بلندپروازنه ترين روياهاي شبانه نوجوانى‌ام پيدا نمى شد به ما ياد مى‌داد.   در روزهاى نوجوانى تا پايان دبيرستان تنها منبع مطالعه در شهر ما داستان Ùˆ رمان بود ØŒ Ùˆ دنياى ادبيات در يك كلمه، كه دست كم در آن سالها  Ùˆ مصادÙ? شدنش با دوران وزارت ارشاد محمد خاتمى، انبانش براى دختر شهرستانى مثل من از Ù?ربهى هم Ù?راتر مى‌رÙ?ت. قبل از آن هم كتابخانه پدرم كه يكبار كتابسوزان بعد از انقلاب را تجربه كرده بود .اما باز هم كتابهايى جان سالم به در برده بودند Ùˆ يا در گذشت روزها باز پايشان به خانه ما باز شده بود كه بعد از ظهرها وقتي بزرگترها  زير شمد به جنگ با داغى هوا گرم بودند ،گنجينه رويايى من مى‌شدند Ùˆ تصاحبشان ،حتى براى همان چند ساعت، حس بزرگ شدن بود Ùˆ بالغ شدن. 

در هر حال همه اينها مقدمه نبود، توضيحى بود كه شاگرد نمك به حرامي نمى دانم خودم را ،اما مانده ام كه استاد اين مريد Ùˆ مراد بازى ها را چطور تاب مى آورد.يا اينكه شايد در هر حال مريد Ùˆ مرادى هم بخشى از Ù?رهنگ ايرانيست كه سالها بوده. اين هم هيچ. ديگر اين حكايت نامه نگارى هاى عاشقانه در رسانه ها پس چيست استاد؟ در دانشكده Ú¯Ù?تيد Ùˆ خوانديم كه روزنامه براي چيست، رسانه چيست Ùˆ هدÙ?Ø´ Ú†Ù‡ مي تواند باشد Ùˆ خبرگزارى يعني Ú†Ù‡. در همان دايره المعارÙ? واژه هاى ارتباطات كه خودتان قلمي كرده ايد هم ،همه اينها آمده. كتاب آبى رنگى كه هنوز هم مجبور است با من خستگي تمام اسباب كشى‌ها را به تن بخرد. حالا اين روزها پاى نامه هاى عرض ارادت به استاد به روزنامه Ùˆ خبرگزارى مى‌رسد. يادداشت سيد Ù?ريد قاسمي را كه در شرق خواندم ابروهايم چند سانتى بالا رÙ?ت كه مگر جاى دعوت به تولد Ùˆ اعلاميه دادن كه راستى "هواداران Ùˆ دوستداران ! تولد استاد نزديك مى شود" در روزنامه است؟ درست كه روزنامه هاى ما هنوز هم با روزنامه هاى واقعى Ù?اصله زياد دارند به مرحمت تيغه قيچى Ùˆ ميله زندان، اما اين يكي ديگر از آن صيغه هاست استاد. اهل دنياي خبر Ùˆ تحليل بيايند Ùˆ در روزنامه به يكديگر ابراز ارادت كنند. آنچه كه شما يادمان داديد اين نبود ها!

يادداشت آقاى خاتمى را هم كه در ايسنا خواندم ديگر كار از ابرو بالا رÙ?تن گذشت.پنجاه سالگي استاد Ùˆ خاطرات مشترك Ùˆ عرض اردات و سپاس روى خروجى يك خبرگزارى؟ اگرچه آنطور كه در توضيح يادداشت آمده جناب خاتمي در پاسخ به درخواست شاگردانتان اين يادداشت را نوشته اند اما شما آن موقع ها سر كلاس چندان بى برش هم نبوديد استاد، بلد بوديد شاگردى را كه اضاÙ?Ù‡ حرÙ? مى زد مودبانه سر جايش بنشانيد.

بامزه است يك جورهايى. شايد اين ها همه به خاطر اين است كه شاگردان استاد همه جا رخنه كرده اند. نمونه اش خود من.

 اما دست كم يا به تعاريÙ?Ù‰ كه 12 سال پيش برايمان از روزنامه Ùˆ خبرگزارى Ùˆ رسانه داديد دو سه خطى اضاÙ?Ù‡ كنيد كه موارد مصرÙ? اين چنينى هم جايز است ØŒ يا مرا ارجاع بدهيد به صÙ?حه اى كه جا انداخته ام Ùˆ در نتيجه دچار كج Ù?همى شده ام ،يا محض رضاى خدا به اينها بگوييد شورش را درآورده اند.

تولدتان هم مبارك استاد

noosha foroohar | 01:43 AM | Comment(s)(11)

یک بام و چند هوا

June 23, 2006

امروز صبح تیم ملی از Ù?رانکÙ?ورت به تهران پرواز Ù…ÛŒ کند. شکست خورده ،شاید عصبانی ØŒ شاید چند Ù†Ù?ریشان با هم قهر باشند یا از هم دلگیر یا شاید هم بی خیال. بر میگردند Ú©Ù‡ باز هم احتمالا از مردمی Ú©Ù‡ توقع پیروزی بر بهترین تیم ملی اروپا را داشتند بد Ùˆ بیراه بشنوند. کسی Ú†Ù‡ Ù…ÛŒ داند، شاید یکی هم جرات کند Ùˆ چند نمونه ازآن اس.ام.اس های کذایی را به آنها نشان بدهد Ùˆ یادشان بیاورد Ú©Ù‡ ما چقدر ادب شکست Ùˆ پیروزی را بلدیم .

Ù?ردا صبح (جمعه) ساعت 6 Ùˆ نیم صبح به وقت Ù?رانکÙ?ورت (8 Ùˆ نیم صبح به وقت تهران) همه آنها Ú©Ù‡ در تیم ملی خوب یا بد بازی کردند سوار هواپیما Ù…ÛŒ شوند Ùˆ به تهران Ù…ÛŒ آیند.  ازخانم های عشق Ù?وتبال کسی به Ù?رودگاه نمی رود به استقبال؟ لولیان Ú©Ù‡ اعلام آمادگی کرده

 

noosha foroohar | 05:26 AM | Comment(s)(0)

دو زنه

June 12, 2006

1) بعد از شش ماه تلوزيون را به برق وصل كردم كه Ù?وتبال امروز را تماشا كنم. نيمه اول ضربان قلبم Ù?كر كنم به 150 رسيده بود اما نيمه دوم ظاهرا آرامشي  كه من داشتم سراغ بازيكن ها هم رÙ?ته بود Ùˆ ما با Ù?راغ بال دو تا Ú¯Ù„ خورديم.

2) بعد از مدت هاست كه مى‌نويسم. Ù?هرست دلايل ندارم تنها توضيحي كه دارم تجديد Ù?راش است .(راستي اين تعبير را براى خانم ها هم به كار مى‌برند؟) خلاصه اينكه اين همسر دوم ما بس كه ادا Ùˆ اطوار دارد Ùˆ دلبرى مى‌كند  اختيار را از ÙƒÙ? من برده Ùˆ من هم لاجرم همه اش بر دل او نشسته ام. نگار نازنين اول هم خوب صبرى دارد Ùˆ مى‌داند كه من ÙƒÙ?تر جلدم Ùˆ برمى‌گردم. اما خدا وكيلى اين اجراى عدالت كارى بس مشكل است. نمي Ù?همم اين آقايان محترم دو زنه چطور از پسش بر مى‌آيند؟ من يكي كه مجبورم گاهى دل چهارپايه Ùˆ بوم نقاشي را بشكنم Ùˆ گاهى دل اين سوداى مكالمه را

noosha foroohar | 12:00 AM | Comment(s)(2)