« February 2006 | صÙ?حه اصلی | April 2006 »

EYES WIDE SHUT

March 08, 2006

بحث تقويم جنسى در چند وبلاگ Ùˆ موضوعى كه مدت ها خودش را به در Ùˆ ديوار جمجمه ام مي كوبيد همزمان شده با8 مارس Ùˆ Ù?يلمي كه از يك كارگردان سورى كانادايى ديده ام به نام "صباح " Ùˆ اين همه بهانه براي نوشتن كاÙ?يست.

اعتراض بعضي از زنان وبلاگ نويس را به آنچه كه در اين تقويم آمده خوب مى Ù?همم اگر Ú†Ù‡ لزوما با آن مواÙ?Ù‚ نيستم. در خوشبينانه ترين حالت شايد بتوان Ú¯Ù?ت راهنماهايى از اين دست ØŒ مردانى را كه به پيروى از اين توصيه ها پايبندند وادار مى‌كند كه كمى هم به رضايت جنسى Ùˆ روحى زنانشان Ù?كر كنند.اگر Ú†Ù‡ شخصا معتقدم مطالبى اين چنينى اگر تاثير گذار بود مدت ها بود كه ديگر شنيدن "چشم هايم را ميبندم تا كارش را تمام كند " از دهان زنان در Ú¯Ù¾ Ùˆ Ú¯Ù?ت هاى خصوصى ور اÙ?تاده بود Ùˆ آنها كه در روانشناسى زنان كار كرده اند يا حتى در رده مددكارى اجتماعى مى‌دانند كه دÙ?عات شنيدن جملاتى از اين دست ØŒ از Ú†Ù‡ واقعيت هولناكى خبر مى‌دهد. لشگر مردانى كه هر شب در تاريكى اتاق ها بى تعارÙ? به زنانشان تجاوز مى‌كنند Ùˆ زنانى كه هر روز صبح ترجيح مى‌دهند وظايÙ? شبانه را با كيسه Ùˆ ليÙ? از تنشان بشويند Ùˆ پى وظايÙ? روزانه بدوند.

اين موضوع كه به نظرم در ابعاد وسيعى به دليل بارگذارى‌هاى Ù?رهنگي جامعه ناديده گرÙ?ته مى‌شود به زايش دو باور منجر شده .يكى اينكه رابطه جنسى لزوما براى Ù?رونشاندن هوس مردان است كه زن را در دست ترين وسيله براي اينكار مى‌بينند Ùˆ بنابراين زنانى كه حاضر به پذيرش مورد استÙ?اده قرار گرÙ?تن نيستند لاجرم به اين سو مى‌روند كه نياز تن، نيازى پايين دستى ست Ùˆ شايسته آنها كه اصولا با پايين تنه‌شان Ù?كر مى‌كنند . اگر Ú†Ù‡ تÙ?اسيرى كه از قانون شرع در جامعه جاريست Ùˆ آن واژه كذايى "تمكين"  Ùˆ تبعاتش در دÙ?اتر دادرسى به حق بودن چنين قضاوتى را تداعى مى‌كند اما آنچه را كه واقعا اتÙ?اق مى اÙ?تد من خود سانسورى جنسى مي خوانم. انكار كامل تن Ùˆ شيرينى‌هايش از ترس ناديده گرÙ?ته شدنشان از سوى مردى كه هيچ از  آنها نمى‌داند Ùˆ يا نمى‌خواهد بداند بدترين Ùˆ ظالمانه‌ترين راه‌حليست كه يك زن مى‌تواند انتخاب كند حتى اگر نظام تربيتى جامعه سالها تلويحا همين راه حل را به او نشان داده باشد.

نمى‌دانم مادران ما به تجربه دردناك خودشان ترجيح داده‌اند به ما ياد بدهند كه تن زن Ø¢Ù?ريده‌اى شرم‌آور است كه هميشه بايد پنهان بماند Ùˆ مسكوت تا تحمل آنچه به احتمال زياد در انتظارمان است آسان‌تر بنمايد  و يا تنها آنچه را كه به آنها آموخته بودند به ما منتقل كردند. اما هر Ú†Ù‡ هست تكرار هر روزه "عيبت را بپوشان" براى دختر بچه هايى كه پيش از شنيدن اين نصيحت "عيبشان" هيچ Ù?رقي با بقيه بدنشان ندارد ،در دراز مدت در كنار كودكى‌اى كه براى پرهيز از پاره شدن پرده بكارتشان به جاى دويدن Ùˆ دوچرخه بازى Ùˆ بالا‌رÙ?تن از درخت به نجيبانه در اتاق نشستن Ùˆ خاله بازى مى‌گذرد حاصلي ندارد به جز نسل بعد از نسل زنان غريبه با تنى كه در خلوت خانه‌شان هم جرات برهنه راه رÙ?تن يا حتي برهنه در برابر آينه ايستادن را ندارند ØŒ تنشان را نمى‌شناسند، نيازش را هم. يا اصلا Ù?راموشى را راهي ساده‌تر مى‌بينند Ùˆ منهاى بدنشان زندگي مى‌كنند.

چند وقت پيش يكى از آقايان ايرانى كه سالها در Ù?رنگ زندگى كرده با تعجب از مردان ايرانى مي Ú¯Ù?ت كه به محض اينكه پايشان را از مرزهاى ايران اين‌طرÙ?‌تر مى‌گذارند سراغ منطقه ممنوعه Ùˆ تن Ù?روشي ها را مى‌گيرند Ùˆ لاجرم نتيجه گرÙ?ت كه احتمالا زنانشان نمى‌دانند چگونه در رختخواب رÙ?تار كنند. البته اين اظهار‌نظر از طوÙ?ان خشم من در‌امان نماند چرا كه تحليلى مردسالارانه‌تر Ùˆ  خودپسندانه‌تر از اين نشنيده بودم كه اينجا هم زني مقصر است كه از يك طرÙ? تن به عنوان  قلمرو ممنوعه برايش تعريÙ? مى‌شود Ùˆ گناه‌آلودترين Ù?صل زندگي‌اش وقتى‌ست كه بخواهد به اين تن پاسخ بدهد ،اما در يك چرخش 180 درجه با يك وظيÙ?Ù‡ جديد مواجه مى‌شود كه پاسخ درخور دادن به حد‌اعلاى Ù?انتزى ها Ùˆ تخيلات مردانه‌است.

يكي از دوستان مى‌گÙ?ت مرد ايرانى مى‌خواهد زنش در طول روز "Ù?اطمه زهرا" باشد Ùˆ Ø¢Ù?تاب كه غروب كرد تبديل بشود به ستاره Ù?يلم‌هاى پورنوگراÙ?يك. من اگرچه درد نهÙ?ته در اين نگاه را هم اندازه كنايه‌اش مى‌Ù?همم چرا كه خودم از كره ديگرÙ?Ù?Ù‰ نيامده‌ام اما ايرادى را هم در آن مى‌بينم كه همه حرÙ? اين ياداشت است. زني كه جرات Ùˆ جسارت Ù?كر كردن Ùˆ نگاه كردن به تنش، لذت بردن از تن خود Ùˆ تن مردش را دارد لزوما زن سبكسر سطحى شهر‌نويى يا ستاره Ù?يلم‌هاى پورنوگراÙ?يك نيست. همآغوشى با مرد هم به معناى تن دادن به نظام مردسالارانه جنسيتى و تسليم در برابر تصاحب شدن نيست. لذت از تن Ùˆ Ù?رونشاندن عطشش اما اولين لازمه‌اش اين‌است كه اين اصل بديهى Ùˆ حق طبيعى را خود زنان انكار نكنند Ùˆ دچار خودسانسورى جنسي نشوند. يله‌گى -نه دله‌گى- در انديشيدن به تن وقتى كنار عشق به مردى بنشيند كه "سپر انداخته" ،تن زن را همپاى روح Ùˆ ذهنش مى‌ستايد حاصلش ماجراجويى عاشقانه‌ايست كه پا در زمين Ùˆ سر در آسمان دارد.

همچنان معتقدم طغيان در برابر باورهاي غلط را پيش از همه بايد از "خود" شروع كرد Ùˆ "خود" زن ØŒ تن Ùˆ ذهنش را با هم در بر مى گيرد. شعارى ترش مى‌شود اينكه آنها كه در جنبش زنان خواستار شكستن باورهاى غلط و "بگو نه" هستند طغيان در كليشه هاي رايج را Ù?راموش نكنند كه از جمله مرد را تصميم گيرنده، Ù?رمان دهنده Ùˆ رهبر در همه جا از جمله در رختخواب مى‌بيند -اگر Ú†Ù‡ اين هم از آن باورهاست كه عشق‌ورزى را منحصر به داخل رختخواب مى‌داند!- اين را مى‌پرسم كه كجا با Ú†Ù‡ دستورÙ?Ù‰ نوشته‌اند كه اين مرد است كه بايد هميشه تن زن را طلب كند ØŸ يا دون‌شان زن است اگر او طالب باشد؟ كدام دستور جلوى زن رامى‌گيرد كه آنچه مى‌خواهد از مرد بگيرد نه آنچه خواه‌ناخواه به او داده مى‌شود؟ به غير از باورهايى كه به خوردمان داده شده؟ اگر قرار است طغيان كرد، اين ميدان را Ù?راموش نكنيد!

دوست‌داشتن Ù?راسوى مرزهاى تن كار بسيار ساده‌ايست. تنها يك نكته را دوستان Ù?راموش مى‌كنند. Ù?راسوى مرزهاى تن رÙ?تن به معناى درنورديدن تن با تمام زير Ùˆ بم ها Ùˆ پستي Ùˆ بلندى‌هايش است و  به مرز رسيدن Ùˆ از مرز گذشتن. نه بلند پريدن از روى تن آنگونه كه پرمان به جايى از آن نگيرد و  آنسوى مرز Ù?رودآمدن به اين خيال ساده كه  به آنسوى مرز تن دست ياÙ?ته‌ايم.

پى‌نوشت: از Ù?يلم صباح كه با اين يادداشت بى‌ارتباط نيست بعدا مى‌نويسم

noosha foroohar | 03:36 PM | Comment(s)(39)

زهرمار...

March 01, 2006

...در رگ هايم جاريست. Ù?ردا مي نويسم 

noosha foroohar | 11:08 PM | Comment(s)(3)