« January 2006 | صÙ?ØÙ‡ اصلی | March 2006 »
«جنگ Ùˆ صلØÂ» زنان اÙ?غان / كيست كه كتاب را مي نويسد؟February 25, 2006
در" شهر نو"Ù‰ كابل يك زن هم نمى بينى. پارك Ù…ØÙ„Ù‡ "شهر نو" اگرچه درست در مركز شهر، بر خيابان اصلى Ùˆ پر از مغازه كابل قرارگرÙ?ته كه پيش از ساعت چهار بعدازظهر زنان اÙ?غان با برقع هاى آبى بلند Ùˆ يا مانتو- روسرى هايى به سبك ايران (نه شمال تهران) يا لباس هاى سنتى شان در آن گرم خريد يا گذرند، با اين همه دست كم در آن ده روزى كه من از پنجره اتاق كارم درخت هاى بلندش را نگاه مى كردم به نظر پاركى آمد كه دورتادورش با جوهرى نامرئى نوشته بودند «مردانه».
اما در روزهاى انتخابات، پوسترهايى از زنانى كه نامزدى شان را براى پارلمان، با لبخندى نرم بر درخت آويخته بودند در پارك به چشم مى خورد. آن هم درست روبه روى نگاه خيره Ù?رماندهان سابق مجاهدين يا طالبانى كه از روى صÙ?ØÙ‡ پوسترهاى عظيمشان بر پارك Ù?رمانروايى مى كردند. همين لبخندهاى نصÙ?Ù‡ نيمه كاغذى، همه اميد زنانى است كه مى خواهند سهمى از دوران ØµÙ„Ø Ø¯Ø± اÙ?غانستان ببرند.
دست كم سى هزار زن بيوه كه بايد نان آور بچه ها Ùˆ دخترانشان باشند كمترين يادگارى روزهاى جنگ مردانى است كه در دهه هاى گذشته كوچه Ùˆ خيابان هاى شهر هاشان را ميدان نبرد خود كردند. Ù?قر، گرسنگى Ùˆ تجاوز را هم اضاÙ?Ù‡ كنيد به بى سوادى Ùˆ خشونت هايى كه تنها دامن آنها را كه در جنگند نمى گيرد. مينا بيوه زنى كه بعد از كشته شدن شوهرش به كالا شويى (رخت شويى) براى همسايه هاى خود متوسل شده تا نانى به سÙ?ره بياورد، از روزى مى Ú¯Ù?ت كه براى بسترى كردن بچه اش در بيمارستان در خانه همسايه را كوبيده Ùˆ مرد همسايه در غيبت همسرش به او تجاوز كرده. مينا پريشان Ùˆ دست خالى كه به خانه اش برمى گردد Ù?رزندش را مرده مى بيند Ùˆ دست به خود سوزى مى زند، اگرچه او را به موقع به بيمارستان رسانده بودند كه هم داستانش را روايت كند Ùˆ هم به زندگى مشقت بارش ادامه بدهد. Ùˆ مينا يكى از سى هزار زن كابلى است كه نامشان در يك آمار رسمى ذكر شده آن هم در اÙ?غانستانى كه مردمش شناسنامه ندارند.
نوشتن از ØµÙ„Ø Ø¨Ø§ÙŠØ¯ شيرين تر از اينها باشد اما لازمه اش اين است كه به اÙ?غانستان نرÙ?ته باشى. يا از روانپزشكى كه در كابل بيمارانش زنانى اند كه Ù?راموشى گرÙ?ته اند يا اسكيزوÙ?رنى يا كابوس هاى شبانه امانشان را بريده Ùˆ يا در «شÙ?ا خانه» روانى بسترى شده اند نشنيده باشى. يا خبر نشده باشى دختر كانى كه از ندارى با صورت هاى خاك گرÙ?ته شان در خيابان «خاله جان» صدايت مى كنند Ùˆ دعاى آيت الكرسى را به همراه آدامس مى Ù?روشند، گاه گدارى به كنجى كشيده مى شوند Ùˆ مورد تجاوز قرار مى گيرند Ùˆ آيت الكرسى هايشان هم دردى از شان دوا نمى كند. در اÙ?غانستان، هم جنگ مردان با مردان براى زنان آزار Ùˆ مرگ Ùˆ تجاوز با خود به ارمغان آورده Ùˆ هم ØµÙ„Ø Ù…Ø±Ø¯Ø§Ù† با مردان. نبود ساختار سياسى Ùˆ دولتى باثبات در طول جنگ Ùˆ كشتارهاى دهه هاى گذشته اÙ?غانستان را به سرزمين رنج هاى بى صدا تبديل كرده است. جنگ ØŒ دست به دست سنت هاى مردسالارانه اى كه ريشه اى در مذهب هم ندارند، نسل پشت نسل زن Ùˆ مرد اÙ?غان را سوزانده . در كشورى كه Ù?رزند پسر را «بچه» صدا مى كنند Ùˆ Ù?رزند دختر همان «دختر» است Ùˆ بس ØŒ جنگ تنها عاملى است براى عميق تر شدن زخم هايى كه به خودى خود دردشان Ù†Ù?س بر است.
Ùˆ ØØ§Ù„ا جنگ پايان ياÙ?ته. ØØªÙ‰ اگر شكم تركيده راكت خورده خيابان هاى كابل، وقتى كه گشت هاى Ù…Ø³Ù„Ø Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù‰ سوار بر تانك در شهر گشت مى زنند يا پليس هاى اÙ?غان سر چهارراه ها در ايست بازرسى هاى خود مستقر مى شوند از ته دل به هرچه ØµÙ„Ø Ù…Ù‰ نامند دهن كجى كنند. Ù?صل تازه اى رسيده، ØØªÙ‰ اگر نا اميدى مردم از دولت تازه را بتوان به Ø±Ø§ØØªÙ‰ از مشاركت كم آنها در انتخاباتى كه تمام رسانه هاى دنيا را مشغول خود كرده بود خواند Ùˆ در اين Ù?صل تازه به مدد نظام انتخاباتى كه در آن سهم ويژه اى براى زنان هر ولايت در ميان كرسى هاى پارلمان تعيين شده، جمعى از زنانى كه به روى كرسى هاى مجلس مى نشينند وعده داده اند كه راه را براى Ù?رداى بهتر هموار كنند.
ملالى جويا ،زن جوانى كه Ù?ريادهايش بر سر طالب Ùˆ كمونيست Ùˆ مجاهدي كه مي گويد دستشان به خون آلوده است يك جور بلند است Ùˆ در انتخابات پارلمانى اخير اÙ?غانستان به نمايندگى از ولايت Ù?راه انتخاب شده ،شايد يكى از همين زنان باشد. اگرچه اميدوارى به چيدن ميوه هاى دوره اى كه نام آن را Ù?صل ØµÙ„Ø Ú¯Ø°Ø§Ø´ØªÙ‡ اند Ø§ØØªÙ…الاً به خامى توقع ØÙ„ شدن مشكلات زنان اÙ?غانستان با كسب Û¶Û¸ كرسى در مجلس است. خيل زنانى كه براى نمايندگى در پارلمان اÙ?غانستان نامزد شدند اگرچه باد غبغب كشورهايى شده اند كه بدشان نمى آمد ØØ¶ÙˆØ± نظامى شان در اÙ?غانستان را پايان روزهاى تاريك زنان اين كشور جا بزنند- تا بلكه پروراندن اسامه بن لادن ها از ØØ§Ù?ظه ها رخت ببندد - اما كمتر كسى ،در ميان آنها كه به دموكراسى تزريقي باور دارند نگران اين بود كه ميان اين زنان هستند كسانى كه به زور مردان قوم خود نامزد انتخابات شده اند. مردانى كه خود در سال هاى گذشته پرونده شان را سياه تر از آن كرده اند كه اميدى به انتخاب از طرÙ? مردم داشته باشند.
گروه هاى ØØ§Ù…Ù‰ ØÙ‚وق بشر مى گويند در ميان نمايندگان كنونى پارلمان، جنگ سالار هايى هم هستند كه آمده اند تا اين بار بازى را به شكل ديگرى پيش ببرند. كسانى كه تعداد آرايشان را نشانه ØÙ…ايت مردم مى دانند اما منتقدان شان مى گويند در كشورى كه گوشه Ùˆ كنارش مرد خانواده تصميم مى گيرد بقيه به Ú†Ù‡ كسى راى بدهند Ùˆ يا مردانى كه خوش ندارند زن هايشان به خيابان بيايند با كارت راى زنان شان پاى صندوق مى آيند Ùˆ هم جاى خود راى مى دهند Ùˆ هم جاى همسرانشان ØŒ راى هايى از اين دست چقدر مى تواند معيار دموكراتيك بودن انتخابات باشد؟
در روزهايى كه هنوز امنيت در اÙ?غانستان به خيابان هاى ويران مركز پايتخت Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ مى شود، آدم دزدى Ùˆ باج گيرى روزبه روز بيشتر مى شود، Ù?قر بيداد مى كند Ùˆ در Ù…ØÙ„Ù‡ «وزير اكبر خان» كابل كه Ù…ØÙ„Ù‡ بالا شهرى به ØØ³Ø§Ø¨ مى آيد، كاخ هاى قوماندان (Ù?رماندهان) Ù…ØÙ„Ù‰ مثل قارچ از زمين سبز مى شوند Ùˆ كتيبه «هذا من Ù?ضل ربى» روى پيشانى شان توى چشم مى زند ØµØØ¨Øª از آغاز دوره اى جديد در اÙ?غانستان است. اين دوره جديد هرچه نامش باشد، ØµÙ„Ø Ù†ÙŠØ³Øª با اين همه تبديل آن به دوره ØµÙ„Ø Ù…Ø¨Ø§Ø±Ø²Ù‡ اى را مى طلبد كه هر چند لنگ لنگان، اما به هر ØØ§Ù„ آغاز شده. زنانى كه در جنوب اÙ?غانستان از شهرهايى مثل جلال آباد Ùˆ قندهار كه از سنتى ترين Ùˆ Ù…ØØ§Ù?ظه كارترين ولايت هاى اÙ?غانستان به مجلس آمده اند ØØ¬ØªÙ‰ بر آغاز اين مبارزه اند Ùˆ رسانه هايى كه ØµØ±Ø§ØØªØ´Ø§Ù† در انتقاد از وضعيت ØØ§ÙƒÙ… در جامعه هر شنونده اى را اميدوار مى كند از ابزار آن. مبارزه اى كه شايد سال ها براى ديدن دستاوردهايش زمان لازم باشد اما چشم انداز آن را شايد بتوان از پيام تلÙ?نى يك زن به يكى از راديوهاى Ù…ØÙ„Ù‰ ØØ¯Ø³ زد. زنى كه انتقادش از دولت اين بود كه چرا روز انتخابات را تعطيل عمومى اعلام كرده Ùˆ مردان را خانه نشين. در صورتى كه اگر غير از اين بود مى توانست در غياب شوهر از خانه بيرون بيايد Ùˆ رايش را به صندوق بيندازد.
Â
noosha foroohar | 01:26 PM | Comment(s)(5)
Iranian Activists ØŒ خياط ها Ùˆ آمريكايي هاى Ù?رهنگ دوستروزنامه Financial Times ديروز يك گزارش داشت درباره تØÙ‚يقات( بخوانيد جاسوسي) شاخه اطلاعاتي تÙ?نگداران دريايي  آمريكا در ميان گروه هاى اقليت ايراني. البته با استÙ?اده از عوامل ايراني كه در اين گزارش "Iranian Activists" خوانده شده اند! يكي از همين ايرانيان كه از منابع گزارش *Guy Dinmore ØŒ گزارشگر اين روزنامه است Ú¯Ù?ته پنتاگون -وزارت دÙ?اع آمريكا-اين تØÙ‚يق Ù…ØØ±Ù…انه را با اين هدÙ? انجام داده كه از عمق Ùˆ ماهيت شكايت هاي گروه هاي اقليت ايران از دولت مركزى با خبر شود . همين گزارشگر به نقل از يك منبع اطلاعاتي آمريكا مي گويد چنين تØÙ‚يقي مي تواند مراØÙ„ ابتدايي آمادگي براي يك ØÙ…له زميني را نشان بدهد.
جالب اينجاست كه سخنگوي تÙ?نگدران دريايي آمريكا Ú¯Ù?ته هدÙ? ما از اين تØÙ‚يق كه در ميان اقليت عراق هم انجام شده (پيشتر يا همزمانش را مشخص نمي كند) اين بوده كه سربازان ما درك بهترى از Ù?رهنگ گروه هاي اقليت اين دو كشور پيدا كنند. ØØ§Ù„ا تاريخ سرآغاز شيÙ?تگي سربازان امريكايي به Ù?رهنگ اقليت ايران را Ø§ØØªÙ…الا رؤسايشان بهتر مي دانند اما شنيدني تر ØÙƒØ§ÙŠØª ايرانياني ست كه ØØ§Ø¶Ø± شده اند در اين تØÙ‚يق مشاركت كنند. گزارش ازجمله از "كريم عبديان " كه ظاهرا خود را رييس سازمان ØÙ‚وق بشر اهواز معرÙ?ÙŠ كرده نام برده. آقاي عبديان البته ساكن آمريكاست بنابراين هم شهرى ها بيخود دÙ?تر تلÙ?نشان را زير Ùˆ رو نكنند.
اين روزها Ùˆ اين دست گزارش ها،كه روز به روز بيشتر مي شوند ،و اينكه سهم ØÙ‚يقت Ùˆ پروپاگاند در آنها چقدر است مرا ياد جناب سعيد مرتضوي مي اندازد. دوستاني كه مثل من چند صباØÙŠ Ø¯Ø§Ø¯Ú¯Ø§Ù‡ هاي مطبوعات دوره ØØ¶Ø±ØªØ´Ø§Ù† را پوشش داده اند يادشان هست تلÙ?Ù† ها Ùˆ درز خبر هايي را كه به دروغ درباره ØÙƒÙ… يك Ù?عال سياسي ،مديرمسئول يا روزنامه اي پخش مي شد Ùˆ  البته بعد از سنجيدن ØØ§Ù„ Ùˆ هوا ØŒ Ùˆ Ùˆ تندى Ùˆ كندى واكنش ها بود كه ØÙƒÙ… آنچناني ايشان صادر مي شد. ØØ§Ù„ا ظاهرا خيل خياطان در كوزه اÙ?تاده اند. بلدند نقش قربانيان خود را خوب بازي كنند؟
سعيد ØØ¬Ø§Ø±ÙŠØ§Ù† در ويژه نامه ØµÙ„Ø Ø´Ø±Ù‚ كه امروز منتشر شده سر مقاله خوبي دارد كه نگراني هاي اين روزها در آن خوب Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ Ùˆ مي تواند به Ù†ØÙˆÙŠ Ø¨Ù‡ اين پست مرتبط باشد.
يادداشت مختصر من هم درباره آنچه به "دوره ØµÙ„Ø Ø¯Ø± اÙ?غانستان" شهره شده Ùˆ نقش زنان اÙ?غان در اين ميان، در همين ويژه نامه منتشر شده. به گمانم وقتش شده خاطرات سÙ?ر اÙ?غانستان را اينجا قلمي كنم.
* Guy Dinmore در دوره رياست جمهورى Ù…ØÙ…دخاتمي به ايران (از جمله همدان )سÙ?ر كرده Ùˆ با بعضي از Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø·Ù„Ø¨ ها Ù…ØµØ§ØØ¨Ù‡ داشته اينطور كه خودش مي گويد.Â
noosha foroohar | 02:35 AM | Comment(s)(0) | Trakback(s)(10972)
كجاست ياري دهنده اى؟!February 22, 2006
بابا يك Ù†Ù?ر بگويد اين trackback هاي پرت Ùˆ پلايي كه ردشان به سايت هاي الÙ?يه Ùˆ شلÙ?يه! مي رسد را چطور مي شود متوقÙ? كرد!! اسلام سايتم به خطر اÙ?تاده.
noosha foroohar | 02:36 PM | Comment(s)(2)
ضد جنگ!February 21, 2006
به سلامتي با انتشار گزارشPaul Rogers توسط گروه تØÙ‚يقاتي آكسÙ?ورد ØŒ سايتي كه از سال 2003 تا به ØØ§Ù„ در انتظار به روز شدن مي سوخت عملا اÙ?ØªØªØ§Ø Ø´Ø¯Ù‡. نمي دانم بايد به ثبت دامين سايت iranbodycountÂ ØØ±Ù?Ù‡ اي نگاه كرد يا نه ، اما در هر ØØ§Ù„ پاي كشور خود آدم كه وسط بيايد چندان آسان نيست. پي اش را كه گرÙ?تم ديدم اين دامين را همان گروه ضد جنگي ثبت كرده Ùˆ راه انداخته كه پيش از اين iraqbodycount ا راه انداخته بودند . يك سايت ضد جنگ در عراق كه از قضا John Sloboda يكي از بنيان گذارانش، مدير اجرايي گروه تØÙ‚يقاتي آكسÙ?ورد هم هست كه گزارش Ù…Ù?صل Paul Rogers از عواقب جنگ در ايران را اخيرا منتشر كرده . گزارش اين سو Ùˆ آن سو در وبلاگ هاي Ù?ارسي آمده Ùˆ شنيده ام كه به دست هاشمي رÙ?سنجاني هم رسيده بنابر اين گمانم دچار دوباره گويي نشوم بهتر است. با همه اينها ،اينكه دوستان ثبت كننده سايت از همان سال 2003 كه اين سايت را با پسوندهاى com،  netØŒ org ثبت كردند ، Ù?كر شمردن اجساد ايرانيان در جنگ با آمريكا يا اسراييل بوده اند اصلادلچسب نيست. ØØªÙŠ Ø§Ú¯Ø± گروهي ضدجنگ باشند.
noosha foroohar | 10:34 PM | Comment(s)(1)
تلخ و شيرينFebruary 15, 2006
ماراتن ÙˆØØ´ØªÙ†Ø§ÙƒÙŠ Ø³Øª. اين Ù?رار من از خبرها كه مثل Ø´Ø¨Ø Ø±ÙˆØ¨Ø±ÙˆÙŠÙ… ظاهر مي شوند. تلخم. تلخ تلخ.
داشتم Ù?كر مي كردم به نسبت سنت ولنتاين Ùˆ عشق در ممالك Ù?رنگ. آنچه اينجا عشق معني مي دهد Ùˆ آنچه در شرق . Ùˆ اينكه ما روز به روز پوستمان مدرن مي شود Ùˆ مغزمان گيج مي خورد ازبس كه پيام هاى عجيب غريب و ناهمسان درياÙ?ت مي كند ازاين اندام Ùˆ Ø¬ÙˆØ§Ø±Ø Ø¨Ù„Ø§ تكليÙ?ÙŠ كه هر كدام يك ساز مي زنند: مدرن، پسا مدرن، سنتي و و و ... ØŒ خوبيش اين بود كه ياد دو دوست اÙ?تادم كه انگار هميشه خود خود عشق را يادم مي آورند . اين شعر از ØØ¯ÙŠØ« براي ØØ¯ÙŠØ«Â كه شعرهايش هنوز هم تر است . باشد كه عشقش هميشه تر بماند
خرگوش Ú©ÙˆÚ†Ú©ÛŒ Ú©Ù‡ Ù?لات تن تو را ..
ØØ§Ù„ا Ú©Ù‡ بچه ای شکلات تن تو را..
با چای سبز چشم تو باید عجین شود
قندان دست من که نبات تن تو را..
آداب عشقبازی من را قشنگ کن
وقتی که چشم من سکنات تن تو را..
من پنج سالم است و دلم قد مورچه!
بضغم گرÙ?ته آب نبات تن تو را!
توپ سÙ?ید خاطره هایم یواشکی
قل Ù…ÛŒ خورد دوباره ØÛŒØ§Ø· تن تو را!
ده سالم است Ùˆ دÙ?ترانشای Ú©ÙˆÚ†Ú©Ù…
Ù‡ÛŒ ذوق Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ صÙ?ات تن تو را..
من بیست ساله ام..تو بگو بیست و چند سال
چشم انتظار آن که برات تن تو را..
در جزوه های Ù?لسÙ?Ù‡ ام ثبت Ù…ÛŒ کنم
سرÙ?صل های روشن ذات تن تو را..
باید تعارÙ?Ø´ بکنی ...بی دریغ Ùˆ گرم
وقتی Ú©Ù‡ دست من..شکلات تن تو را..Â
noosha foroohar | 01:56 AM | Comment(s)(1)
چنان مستم، چنان مستم من امشب ....February 14, 2006
چند روزيست به دنبال پنجره اى مي گشتم براي هواي تازه، رها شدنى كه هيچ خبر Ùˆ اظهار نظرى نتواند ردش را بگيرد. بي انصاÙ? همين جا نشسته بود و من نمي ديدمش. در هر ØØ§Ù„ اين دو روزه تعطيلي ام را مي خواهم از تشويش ها Ù?رار كنم. آلبوم غزل (شجاعت ØØ³ÙŠÙ† خان Ùˆ كيهان كلهر) سماع ما را بس...
noosha foroohar | 01:50 AM | Comment(s)(0)
دايره هاFebruary 13, 2006
مغزم ØØ³ Ùˆ ØØ§Ù„ گردوي در هاون كوبيده را دارد. بس كه اخبار دو سه Ù‡Ù?ته گذشته را سبك سنگين كردم Ùˆ به نتايجي رسيدم كه بيشتر از هر چيز ØŒ آزارنده بود. Ùˆ بعد در Ù„ØØ¸Ù‡ اى مه آلود Ùˆ غم آلود Ùˆ ...آلود به اين نتيجه رسيدم كه كاش Ù†ØµÙŠØØª بزرگترها را گوش كرده بودم يا آن روز صبØÙŠ ÙƒÙ‡ قاچاقي روزنامه نگارى را در Ù?رم انتخاب رشته ام نوشتم Ùˆ بي سر Ùˆ صدا پستش كردم قلم پايم مي شكست( استعارى عرض مي كنم) Ùˆ خلاصه الان نشسته بودم ÙˆÂ ØØ¸ بچه بزرگ كردنم را مي بردم Ùˆ دايره غصه هايم را در همان ØØ¯ Ù†Ú¯Ù‡ داشته بودم!Â
البته زمان نشان داده كه از اين قابليت ها ندارم Ùˆ بايد در هيات روزنامه نگار، در هاون سياستگزاراني كه سياست بردار نيستندكماكان گردوى بيچاره ام را ØØ§Ù„ بياورم.
دوستي مي Ú¯Ù?ت كه بايد اهداÙ? Ùˆ ايده آل ها  را در دايره تاثيرگزاري ام در نظر بگيرم، Ùˆ آن وقت دچار ياس Ù?لسÙ?ÙŠ نمي شوم . اما وقتي كه شعاع دايره دلواپسي هاي آدم از قطر دايره تاثيرگزاريش هم بيشتر باشد جواب معادله چيست؟
Ù¾.Ù†: سوژه نابي ست براي نقاشي Â
