« بفرماييد | صفحه اصلی | یک بام و چند هوا »

دو زنه

June 12, 2006

1) بعد از شش ماه تلوزيون را به برق وصل كردم كه فوتبال امروز را تماشا كنم. نيمه اول ضربان قلبم فكر كنم به 150 رسيده بود اما نيمه دوم ظاهرا آرامشي  كه من داشتم سراغ بازيكن ها هم رفته بود و ما با فراغ بال دو تا گل خورديم.

2) بعد از مدت هاست كه مى‌نويسم. فهرست دلايل ندارم تنها توضيحي كه دارم تجديد فراش است .(راستي اين تعبير را براى خانم ها هم به كار مى‌برند؟) خلاصه اينكه اين همسر دوم ما بس كه ادا و اطوار دارد و دلبرى مى‌كند  اختيار را از كف من برده و من هم لاجرم همه اش بر دل او نشسته ام. نگار نازنين اول هم خوب صبرى دارد و مى‌داند كه من كفتر جلدم و برمى‌گردم. اما خدا وكيلى اين اجراى عدالت كارى بس مشكل است. نمي فهمم اين آقايان محترم دو زنه چطور از پسش بر مى‌آيند؟ من يكي كه مجبورم گاهى دل چهارپايه و بوم نقاشي را بشكنم و گاهى دل اين سوداى مكالمه را

noosha foroohar | 12:00 AM

 

نظرخواهی

salam
man hamishe be webloge shoma sar mizanam
man yeki az khanndehaye gadimie 40cheragam
khoshhal misham be webolge manam sar bezaninn
matalebe webloge shoma kheili khandanie
mamnoon
bye

ارسال شده توسط: sara در ساعت September 3, 2006 07:42 PM

سلام به شما دوست عزیز
لطفا بفرمایید که چگونه توانستید هر دو هندوانه را با یک دست بلند کنید و چگونه جور شد؟ چون من این موضوع را برای خودم لازم دارم.
قربان شما

ارسال شده توسط: رضا محمدی تبار در ساعت November 30, 2007 07:52 PM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?