« Iranian Activists ، خياط ها و آمريكايي هاى ?رهنگ دوست | ص?حه اصلی | زهرمار... »

«جنگ و صلح» زنان ا?غان / كيست كه كتاب را مي نويسد؟

February 25, 2006

در" شهر نو"ى كابل يك زن هم نمى بينى. پارك محله "شهر نو" اگرچه درست در مركز  شهر، بر خيابان اصلى و پر از مغازه كابل قرارگر?ته كه پيش از ساعت چهار بعدازظهر زنان ا?غان با برقع هاى آبى بلند و يا مانتو- روسرى هايى به سبك ايران (نه شمال تهران) يا لباس هاى سنتى شان در آن گرم خريد يا گذرند، با اين همه دست كم در آن ده روزى كه من از پنجره اتاق كارم درخت هاى بلندش را نگاه مى كردم به نظر پاركى آمد كه دورتادورش با جوهرى نامرئى نوشته بودند «مردانه».
اما در روزهاى انتخابات، پوسترهايى از زنانى كه نامزدى شان را براى پارلمان، با لبخندى نرم بر درخت آويخته بودند در پارك به چشم مى خورد. آن هم درست روبه روى نگاه خيره ?رماندهان سابق مجاهدين يا طالبانى كه از روى ص?حه پوسترهاى عظيمشان بر پارك ?رمانروايى مى كردند. همين لبخندهاى نص?ه نيمه كاغذى، همه اميد زنانى  است كه مى خواهند سهمى از دوران صلح در ا?غانستان ببرند.
دست كم سى هزار زن بيوه كه بايد نان آور بچه ها و دخترانشان باشند كمترين يادگارى روزهاى جنگ مردانى  است كه در دهه هاى گذشته كوچه و خيابان هاى شهر هاشان را ميدان نبرد خود كردند. ?قر، گرسنگى و تجاوز را هم اضا?ه كنيد به بى سوادى و خشونت  هايى كه تنها دامن آنها را كه در جنگند نمى گيرد. مينا بيوه زنى كه بعد از كشته شدن شوهرش به كالا شويى (رخت شويى) براى همسايه هاى خود متوسل شده تا نانى به س?ره بياورد، از روزى مى گ?ت كه براى بسترى كردن بچه اش در بيمارستان در خانه همسايه را كوبيده و مرد همسايه در غيبت همسرش به او تجاوز كرده. مينا پريشان و دست خالى كه به خانه اش برمى گردد ?رزندش را مرده مى بيند و دست به خود سوزى مى زند، اگرچه او را به موقع به بيمارستان رسانده بودند كه هم داستانش را روايت كند و هم به زندگى مشقت بارش ادامه بدهد. و مينا يكى از سى هزار زن كابلى است كه نامشان در  يك آمار  رسمى  ذكر شده آن هم در  ا?غانستانى كه مردمش شناسنامه ندارند.
نوشتن از صلح بايد شيرين تر از اينها باشد اما لازمه اش اين است كه به ا?غانستان نر?ته باشى. يا از روانپزشكى كه در كابل بيمارانش زنانى اند كه ?راموشى گر?ته اند يا اسكيزو?رنى يا كابوس هاى شبانه امانشان را بريده و يا در «ش?ا خانه» روانى بسترى شده اند نشنيده باشى. يا خبر نشده باشى دختر كانى كه از ندارى با صورت هاى خاك گر?ته شان در  خيابان «خاله جان» صدايت مى كنند و دعاى آيت الكرسى را به همراه آدامس مى ?روشند، گاه گدارى به كنجى كشيده مى شوند و مورد تجاوز قرار مى گيرند و آيت الكرسى هايشان هم دردى از شان دوا نمى كند. در ا?غانستان، هم جنگ مردان با مردان براى زنان آزار و مرگ و تجاوز با خود به ارمغان آورده و هم صلح مردان با مردان. نبود ساختار سياسى و دولتى باثبات در طول جنگ و كشتارهاى دهه هاى گذشته ا?غانستان را به سرزمين رنج هاى بى صدا تبديل كرده است. جنگ ، دست به دست سنت هاى مردسالارانه اى كه ريشه اى در مذهب هم ندارند، نسل پشت نسل زن و مرد ا?غان را سوزانده . در كشورى كه ?رزند پسر را «بچه» صدا مى كنند و ?رزند دختر همان «دختر» است و بس ، جنگ تنها عاملى  است براى عميق تر شدن زخم هايى كه به خودى خود دردشان ن?س بر است.
و حالا جنگ پايان يا?ته. حتى اگر شكم تركيده راكت خورده خيابان هاى كابل، وقتى كه گشت هاى مسلح خارجى سوار بر تانك در شهر گشت مى زنند يا پليس هاى ا?غان سر چهارراه ها در ايست بازرسى هاى خود مستقر مى شوند از ته دل به هرچه صلح مى نامند دهن كجى كنند. ?صل تازه اى رسيده، حتى اگر نا  اميدى مردم از دولت تازه را بتوان به راحتى از مشاركت كم آنها در انتخاباتى كه تمام رسانه هاى دنيا را مشغول خود كرده بود خواند و در اين ?صل تازه به مدد نظام انتخاباتى كه در آن سهم ويژه اى براى زنان هر ولايت در ميان كرسى هاى پارلمان تعيين شده، جمعى از زنانى كه به روى كرسى هاى مجلس مى نشينند وعده داده اند كه راه را براى ?رداى بهتر هموار كنند.
ملالى جويا ،زن جوانى كه ?ريادهايش بر سر طالب و كمونيست و مجاهدي كه مي گويد  دستشان به خون آلوده است يك جور بلند است و در انتخابات پارلمانى اخير ا?غانستان به نمايندگى از ولايت ?راه انتخاب شده ،شايد يكى از همين زنان باشد. اگرچه اميدوارى به چيدن ميوه هاى دوره اى كه نام آن را ?صل صلح گذاشته اند احتمالاً به خامى توقع حل شدن مشكلات زنان ا?غانستان با كسب ۶۸ كرسى در مجلس است. خيل زنانى كه براى نمايندگى در پارلمان ا?غانستان نامزد شدند اگرچه باد غبغب كشورهايى شده اند كه بدشان نمى آمد حضور نظامى شان در ا?غانستان را پايان روزهاى تاريك زنان اين كشور جا بزنند- تا بلكه پروراندن اسامه بن لادن ها از حا?ظه ها رخت ببندد - اما كمتر كسى ،در ميان آنها كه به دموكراسى تزريقي باور دارند  نگران اين بود كه ميان اين زنان هستند كسانى كه به زور مردان قوم خود نامزد انتخابات شده اند. مردانى كه خود در سال هاى گذشته پرونده شان را سياه تر از آن كرده اند كه اميدى به انتخاب از طر? مردم داشته باشند.
گروه هاى حامى حقوق بشر مى گويند در ميان نمايندگان كنونى پارلمان، جنگ سالار هايى هم هستند كه آمده اند تا اين بار بازى را به شكل ديگرى پيش ببرند. كسانى كه تعداد آرايشان را نشانه حمايت مردم مى دانند اما منتقدان شان مى گويند در كشورى كه گوشه و كنارش مرد خانواده تصميم مى گيرد بقيه به چه كسى راى بدهند و يا مردانى كه خوش ندارند زن هايشان به خيابان بيايند با كارت راى زنان شان پاى صندوق مى آيند و هم جاى خود راى مى دهند و هم جاى همسرانشان ، راى هايى از اين دست چقدر مى تواند معيار دموكراتيك بودن انتخابات باشد؟
در روزهايى كه هنوز امنيت در ا?غانستان به خيابان هاى ويران مركز پايتخت محدود مى شود، آدم دزدى و باج گيرى روزبه روز بيشتر مى شود، ?قر بيداد مى كند و در محله «وزير اكبر خان» كابل كه محله بالا شهرى به حساب مى آيد، كاخ هاى قوماندان (?رماندهان) محلى مثل قارچ از زمين سبز مى شوند و كتيبه «هذا من ?ضل ربى» روى پيشانى شان توى چشم مى زند صحبت از آغاز دوره اى جديد در ا?غانستان است. اين دوره جديد هرچه نامش باشد، صلح نيست با اين همه تبديل آن به دوره صلح مبارزه اى را مى طلبد كه هر چند لنگ لنگان، اما به هر حال آغاز شده. زنانى كه در جنوب ا?غانستان از شهرهايى مثل جلال آباد و قندهار كه از سنتى ترين و محا?ظه كارترين ولايت هاى ا?غانستان به مجلس آمده اند حجتى بر آغاز اين مبارزه اند و رسانه هايى كه صراحتشان در انتقاد از وضعيت حاكم در جامعه هر شنونده اى را اميدوار مى كند از ابزار آن. مبارزه اى كه شايد سال ها براى ديدن دستاوردهايش زمان لازم باشد اما چشم انداز آن را شايد بتوان از پيام تل?نى يك زن به يكى از راديوهاى محلى حدس زد. زنى كه انتقادش از دولت اين بود كه چرا روز انتخابات را تعطيل عمومى اعلام كرده و مردان را خانه نشين. در صورتى كه اگر غير از اين بود مى توانست در غياب شوهر از خانه بيرون بيايد و رايش را به صندوق بيندازد.
 

noosha foroohar | 01:26 PM

 

نظرخواهی

www.bahadorpix.com

ارسال شده توسط: Bahador Mojtahedi در ساعت February 26, 2006 10:24 AM

خواندن آنچه در ا?غانستان ديده ايد دردناك است هر چند كه صحنه هاي مشابه را در ايران هم مي توانيد با دور شدن از پايتخت ببينيد. به هر حال آنچه مشخص است اينست كه در اين مورد، رنج ا?غان ها – خصوصا زن هاي ا?غان – شما را تحت تاثير قرار داده است. ?كر مي كنم بد نباشد بجز بيان درد ها و رنج هاي مردم كمي هم ريشه يابي كنيم و حداقل سعي كنيم دلايل احتمالي را بررسي نماييم.
احتمالا سرگذشت معاصر ا?غانستان را مي دانيد اما بد نيست به چند نكته از آن اشاره كنم:
اتحاد جماهير شوروي براي ح?ظ منا?ع خود در منطقه ا?غانستان را اشغال كرد. اما شوروي تنها يك نام نبود. روس ها با خود يك روش زندگي را به ا?غانستان بردند كه براي ا?غان ها تازگي داشت. مردم ا?غانستان بدون آنكه داراي صنايع اروپايي باشند، عناصر ?رهنگي و تمدن اروپايي (البته از نوع روسي اش) را مي ديدند و تجربه مي كردند. مدرسه ها و دانشگاه كه در روسيه براي آموزش كارگران صنعتي (همه اشكال آن از كارگر ساده تا دانشمندان صنعتي) مورد است?اده قرار مي گر?تند، در ا?غانستان باعث ترويج دانشي مي شدند كه با واقعيات جامعه آن روز ا?غانستان همخواني زيادي نداشت. مردم ا?غانستان عمدتا كشاورزاني بودند كه مانند اجدادشان از گاو و خيش براي كشت و كار بر روي زمين است?اده مي كردند. براي آن ها صنعت چيزي كاملا عجيب و مظاهر صنعت چيزي عجيب تر بود. گرچه مطمئن نيستم كه دولتمردان كرملين تلاش براي صنعتي كردن ا?غانستان نكرده باشند اما به هر حال جامعه ا?غانستان براي تغيير – به هر شكل آن – راهي دراز در پيش داشت.
انقلاب 1917 در روسيه كه به ت?سير الوين تا?لر پيروزي صنعتگري (موج دوم) بر كشاورزي (موج اول) بود بر پايه تحولات تاريخي در روسيه و اروپا ات?اق ا?تاده بود. در واقع اتحاد جماهير شوروي سعي مي كرد تا در همه كشورهاي تحت سلطه خود قواعد دنياي صنعتي را پياده كند درحالي كه جوامعي مانند جامعه كشاورزي در ا?غانستان به هيچ وجه آماده چنين تحولي نبود. در تمدن هاي كشاورزي زمين بسيار با ارزش است زيرا اقتصاد مردم به آن وابسته است در حاليكه در تمدن هاي صنعتي اين ارزش كاهش مي يابد و عناصر ديگري مانند صنايع و بازار جاي آن را مي گيرند.
كشمكش هاي دوران جنگ سرد و دخالت هاي ايالات متحد را نيز به اين آش اضا?ه كنيد تا برسيم به گروه هاي جهادي. به نظر مي رسد ظهور گروه هاي جهادي واكنش جامعه ا?غانستان به تغييراتي بوده است كه در سال هاي پيشتر با ورود روس ها آغاز شده بود. شايد شنيده باشيد كه جهادگران ا?غان سر معلم ها و پزشكاني را كه براي خدمت به روستاها مي ر?تند گوش تا گوش مي بريدند تا مبادا علم ضاله جايگزين احكام دين شود. در اين ماجرا، بدون آنكه بخواهم تقصيري را متوجه دين يا چيز ديگري كنم توجه شما را به نوع واكنش مردم ا?غانستان با پديده هاي جديد مي كنم. معلم هاي درس خوانده – عمدتا در روسيه – مستحق مرگ بودند زيرا ا?غانستان? كشاورزي را به خطر مي انداختند بنابراين هركاري براي نجات آن مجاز شمرده مي شد حتي كشتن هموطن.
اگر ا?غانستان را در اين مورد با ايران مقايسه كنيد متوجه خواهيد شد كه چرا كشور ما به اين سرنوشت دچار نشد. در ايران اين ?رايند يعني آشنايي با تمدن هاي صنعتي و بسيار زودتر از ا?غانستان آغاز شد. ايران با داشتن مرزهاي آبي و نيز نزديكي بيشتر با اروپا و نيز كش? ن?ت ?رصت بيشتري براي تطبيق خود با شرايط جديد دنيا داشت در حاليكه مردم ا?غانستان اين مجال را نيا?تند. در ايران جنبش هاي تطبيقي (مانند نهضت هاي آزاديخواهانه و مشروطه خواهانه و ... ) ?رصت پيدا كردند تا اثر نهضت هايي را كه ممكن بود تحت نام دين و يا هر چيز ديگر خواستار بازگشت به دوره كشاورزي مي شدند را كم كند. اما متاس?انه اين ات?اق در ا?غانستان ا?تاد و گروه هاي جهادي به نام دين بزرگترين جنبش هاي كشاورزي را به وجود آوردند. مطمئنا ا?راط كشورهاي صنعتي - از جمله اتحاد جماهير شوروي و آمريكا - براي دخالت در امور ا?غانستان در اين مسئله نقش بزرگي را اي?ا كرده اند.
اين همه را گ?تم تا نشان دهم كه هر ملتي كه نسبت به دنيايي كه در آن زندگي مي كند نا آشناتر و بيگانه تر باشد، ناگزير آسيب پذير تر خواهد بود. آن هايي كه تلاشي براي شناخت محيط خود نمي كنند و يا چشم خود را بر روي تغييرات جهاني مي بندند بايد به ياد داشته باشند كه هر روز شكننده تر خواهند شد. مهم نيست كه ما برحق باشيم يا نباشيم زيرا به هر حال همه خود را محق مي داند در غير اين صورت دليلي براي انجام اعمالشان ندارند. تنها راه شناخت بيشتر و بيشتر است. اين راهي است كه در پيش روي ما ايراني ها و خواهران و برادران ا?غان است. من مي توانم با اطمينان بگويم كه شناخت، "همان راه ناگزير"، نه تنها زنان و كودكان را از رنج بلكه مردان ا?غان را نيز از ستمي كه بر خود روا مي دارند رها خواهد كرد. به اميد آن روز.


ارسال شده توسط: بهرنگ در ساعت February 26, 2006 11:15 PM

وقتی سانسور باعث می شود تا نتوان از دیدگاه دموکراتیک، سیستماتیک یا پلورالیستیک درباره مسائل گزارش تهیه کرد و توضیح و ت?سیر نوشت، دیدن دیدگاه ?مینیستیک چندان عجیب نیست. آخر کدام آدمی است که باور کند بدبختی در ا?غانستان تنها نتیجه ستمی است که مردان بر زنان می رانند البته به جز سردبیر بیچاره روزنامه شرق که چاره ای جز چاپ یک گزارش خوش ترکیب با ژست ?مینیستی(بخوانید نیوترالیستی) ندارد.
اگر به ضرورت کارتان و یا برای کسب معاش نوشتید یا اگر این طرز نوشتن یک سبک ادبی است به شما تبریک می گویم چون قلمتان تواناست اما لط?ا کمی هم به شعور خوانندگانتان ?کر کنید.

ارسال شده توسط: مریم در ساعت March 1, 2006 05:24 PM

امروز واقعاٌ زن در چنگال مردسالاری بند مانده است درین جا از دو دیدگاه باید ببینیم:
1- از یک طر? ضع? خود زنان ا?غان است که برای رهایی شجاعت ازخود نشان بدهند تا به آزادی دست یا?ند مانمونه های از زنان شجاع داریم که بخاطر رهایی زنان ا?غان کار کرد مثلا از ملالی شهید ناهید شهید نام برد واکنون هم زنان مبارز داریم که با وجود ناتوانی اقتصادی تهدیدهمه روزه از جانب گروپ های زن ستیز وباهمه محدودیت ها بخاطر زنان کار میکنند که ازآن جمله میتوان از خانم سمر حقنگر صبحرنک حبیب جلال و... نام برد.
2- ازطر? دیگر زنان درمحاصره سنت رسوم عنعنات ناپسند وکهنه جامعه بند مانده اندکه عرصه ?عالیت رابه آنها تنگ کرده موجب خانه نشینی آنها شده است وحتی ر?تن به بیرون ازخانه یک معضل بزرگ تبدیل شده است که هر لحضه احتمال میرود زنان مورد تجاوز اختصا? وضربه زورمداران قرار گیرد.

ارسال شده توسط: محمد ?هیم کارگر در ساعت May 14, 2006 01:36 PM

به عنوان يك دختر ا?غان با اينكه هيچوقت در كشورم نبودم اما اينو ميتونم بگم اراده زن ا?غان خيلي بالا است اما بنا به دلايلي مثلا خانواده
دست به هيچ كاري نمي زند به خاطر آبروي برادرو پدر ........

اين در جامهه ا?غان كه سنتي بودن و هستن و خواهند بود يك امر طبيعي است

به نظر شخصي من اگه در ا?غانستان سطح درك ا?راد جامعه بالا برود كه بعيد به نظر ميرسد خيلي از مشكلات ما حل مي شود از جمله مرد سالاري

ارسال شده توسط: shekofeh در ساعت October 19, 2007 01:36 AM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?