« فصل آخر ماركز | صفحه اصلی | خبرهايي كه تيتر يك نمي شوند »

لطفا بياييد ما را بخوريد!

January 30, 2006

جايي خواندم كه چند ماه ديگر نتيجه  تحقيقات چند ساله و سرمايه گذاري هاى كلان آمريكا در تسليحات با    انرژي متمركز     (Directed Energy Weapons) به توليد انبوه مي رسد. اينكه اين نام نجيب و تميز چه چيزها پشت سرش دارد را گمانم فقط در فيلم هاى تخيلى بشود به تصوير كشيد ، اما تقابل اين خبر با جنجالي كه بر سر برنامه هسته اي ايران به پا شده شأن نزول اين پست و تحقيقاتي است كه براي نوشتنش انجام دادم! 

 فكر اوليه توليد اينگونه تسليحات ، با انفجار اتمي كه آمريكا در سال 1962 انجام داد به ذهن محققان رسيده.چرا كه از جمله ضايعات اشعه گاماى توليدشده بر اثر آن -تنها ظرف چند دهم ثانيه- از كار انداختن ايستگاه هاي راديويى تا فاصله 1200 كيلومترى بود. با پيشرفت تكنولوژى البته محققان پي بردند كه بدون انفجار هسته اي هم مي توان به چنين نتيجه اى و حتي در مقياسي بسيار وسيع تر رسيد. در هر حال مي گويند پايه تحقيقاتي كه بعدها در Kirtland ، پايگاه نيروي هوايي آمريكا در Newmexico ادامه يافت و البته هنوز هم در جريان است همين بود. با مزه اين است آمريكا كه حمله 11 سپتامبر را بهانه اي براي تمام سياست هاى چند سال اخير خود قرار داده ، وزارت دفاعش در مارس 2000  يعني پيش از حمله به برج هاي تجارت جهاني در گزارشي به كنگره اعلام كرده كه آماده عمليات تهاجمى و دفاعى با سيستم (HEL) يا تسليحات بر پايه ليزر پرقدرت است.

ظاهرا مقامات نظامى آمريكا در مورد  منتهاى قدرت اين تسليحات مايل به صحبت نيستند اما  مشخص است  كه اين تسليحات با اشعه مايكرو ويو و ليزر كار مي كنند   و مي توانند سيستم هاى الكترونيكي (مثل فرودگاه ها ، مراكز فرماندهي و ....) را از كار بيندازند يا افراد را با ايجاد دردى تحمل نكردني - در خوشبينانه ترين حالت البته- از پا درآورند .ميزان تخريب كاملا بسته به زمان تابش  اشعه  روي هدف بخت برگشته است (آنهايي كه گوشت را براي باز كردن يخ در دستگاه مايكروويو  چند ثانيه اضافي گذاشته اند مي دانند چه بلايي سر گوشت بيچاره مي آيد).همين باعث شده وزارت دفاع امريكا از طرفداران اين نوع اسلحه باشد چرا كه مي توانند ادعا كنند لزوما اسلحه اى كشنده نيست.. تنها دو تانيه تماس اشعه با پوست بدن سلول هاي زير پوست را به دماى 51 درحه سانتيگراد مي رساند  . اشعه از ديوار رد ميشود بنابراين پناه گرفتن و پنهان شدن چندان به كار نمي آيد.  و البته اين همان تكنولوژى است كه دانلد رامسفلد  وزير دفاع آمريكا در آستانه جنگ در عراق به آن مي نازيد و  تلويحااز تصرف ساده خاك عراق با اتكا به آن صحبت كرد  .

                      ADT.jpg

اين تكنولوژى توسط شركت آمريكايي Raytheon به دولت آمريكا تحويل داده شده و از آنجا كه اساس قدرت تخريب آن بر اساس توليد اشعه است خيلي راحت قابليت كارگذاشتن در كلاهك موشك و يا بمب را هم دارد. در عين حال سيستم فضايي اين نوع اسلحه كه روى ماهواره ها سوار مي شود مي تواند موشك هاي قاره پيما را در ميانه راه ردگيرى و نابود كند. نوع زميني آن مي تواند اطراف تاسيسات نظامي يا شهرى مثل نيروگاه ها كار گذاشته شود و هر سيستمي را كه قصد هدف گرفتن اين تاسيسات را داشته باشد نابود كند. آخرين ردى كه درباره به كارگرفته شدن اين اسلحه ها در ميدان هاى جنگ پيدا كردم مطلبي در اكونوميست بود در سال 2003 كه آن زمان خبر از برنامه هاى آمريكا براى سوار كردن اين تسليحات بر روى جيپ هاى ارتش خود در عراق بود . با اين همه مجله American Science نوشته كه اين نوع تسليحات روي جيپ هاي Humvee در حال حاضر كار گذاشته شده اند . Raytheon نام اين تكنولوژي را گذاشته Active Denial Technology كه شايد بتوان آن را تكنولوژى متفرق كردن هوشمند ترجمه كرد (فارسي دانان لطفا معادل بسازند) اما براي من بيشتر "تكنولوژى به غلط كردن بنداز فعال" معني مي دهد! 

                   PHaSR.jpg   اشعه هر كسي را كه سر راهش باشد در خوشبينانه ترين حالت متفرق مي كند اما آنطور كه American Science نوشته با توجه به دامنه متفاوت دمايي كه مي تواند در بدن فرد ايجاد مي كند مي تواند هدف را مثل يك بشقاب غذا در مايكرو ويو بپزد. اما  در زمان كوتاه تر بينايي فرد و حافظه كوتاه مدت را از بين مي برد ، درد شديد در اندام دروني بدن از جمله بيضه ها ايجاد مي كند و در عين حال  كاركرد اندام داخلي را مختل مي كند.  هدف نهايي آقايان البته كار گذاشتن اين تسليحات بر روي مدار زمين در نقاط مختلف است تا بتواند ظرف چند ثانيه به كار بيافتد تا هر كاري كه به ميل مبارك بود انجام بدهند. 

اكونوميست مي نويسد وزارت دفاع اسراييل و ارتش آمريكا در سال 1996 شروع به طراحي و عملياتي كردن برنامه ضد موشك بر اساس HEL  كردند كه از آن زمان تا به امروز موفق ترين برنامه ضد موشك تاريخ است.

از دلايل ديگر سرمايه گذاري آمريكا روى اين تسليحات يكي پايين آوردن تلفات خوديست كه ارتش آمريكا در عراق ثابت كرد در آن تخصص ويژه دارد . آمريكايي ها اسم اين ضعف را گذاشته اند مشكل برادر كشي! و البته شايد نقطه قوت اصلي آن كم هزينه بودن آن است. در حاليكه شليك هر موشك Sparrow چيزي حدود 125 هزار دلار و هر فروند موشك كروز Tomahawk حدود 600 هزار دلار هزينه دارد ، شليك با موشك هاى HEL تنها هشت هزار دلار خرج بر ميدارد.

جزييات زيادى درباره اين تكنولوژى پيدا كردم كه از حوصله اين پست خارج است اما با مطرح كردن آن تنها يك هدف داشتم. من كه سالهاى كودكي ام را با شمردن بمب هايي كه هواپيماهاي عراقي بر سرمان ميريختند و دويدن در سنگرهاي سيماني مدرسه گذرانده ام دل پري از جنگ دارم. پدرم هنوز بعد از اين همه سال بيشتر از ده ثانيه نمي تواند از آن روزها حرف بزند و گريه امانش را مي برد.اما در دنيايي كه زورمندانش قصد قورت دادن كشورهاي ديگر را مي كنند  و ژست فرزانگي و اخلاق مدارى مي گيرند واقعا بايد نگران بازى هايي بود كه به اسم جامعه بين المللي پياده مي شود و به يك كلام وا داد؟

منابع:  Space Weapons For Earth Wars نوشته  Leonard David, Senior Space Writer
       
  Scientific American, February 18, 2003   
         
The Economist (2003): Feb. 1st-7th          

 Report of the High Energy Laser, Executive Review Panel, Department of Defence

Laser Master Plan, March 2000

noosha foroohar | 02:34 PM

 

نظرخواهی

با اجازه ات به مطلبت در وبلاگم لینک دادم و کمی هم در موردش نوشتم ... شاد باشی

ارسال شده توسط: Hoda در ساعت January 31, 2006 12:18 PM

فرمایش شما متین اما از قدیم هم گفتند آدم عاقل یک جای خاصی را با شاخ گاو طرف نمی کنه.

ارسال شده توسط: مردی... در ساعت January 31, 2006 10:53 PM

از اینکه سر زدی ممنون ... سعی می کنم که در این مورد بیشتر بنویسم و موضعم را مشخص کنم چرا که به احتمال زیاد سوء تفاهم ایجاد شده و ... بیشتر توضیح می دهم ... موفق باشی

ارسال شده توسط: Hoda در ساعت February 1, 2006 11:06 AM

سلام
بنده مطلب شما و هدي خانم را خواندم. درباره تسليحاتي كه شما مي فرمائيد،‌نظرات مختلفي مي توان داد.

درباره تكنولوژي نظامي كه فرموديد:
آمريكا چند است كه بر روي اين پروژه ها كار مي كند. از تكنولوژي ليزر هاي توان بالا و توان پائين در دوم حالت استفاده مي شود كه دو دسته فعال(active) و غيرفعال(passve) مي باشند. مواردي كه شما فرموديد از نوع اكتيو است و بسيار خطرناك. درست كه هزينه شليك اين گونه موشك هاي ليزري پائين است اما بودجه هزينه شده براي آن از ابتدا تا كنون صدها برابر بودجه هزينه شده براي امثال كروز و استينگر است. از طرفي هر سرباز حامل چنين ابزار نظامي در صورت تمرد تبديل به يك فاجعه خواهد شد. سرباز جهاني را ببينيد و... به همين دليل يكي از دلايلي كه استفاده آن را محدود مي كند، قدرت دهي آن به حامل آن است كه فرماندهان آمريكائي ترس بسياري از آن دارند.
بد نيست بدانيد يكي از دلايلي كه فرانسوي ها بر آن پافشاري مي كنند كه برخورد هواپيماهاي حضرت بن لادن با برج هاب دوقلو فيلم خود آمريكائي هاست، تكنولوژي غير فعال ليزري است.
در دنياي امروز بسياري از هواپيما ها مي توانند از چشم رادار پنهان بمانند، آن هم به اين خاطر كه امواج منتشر شده راداري را جذب كرده و اجازه بازگشت به آن ممي دهد. بهمين دليل مركز زميني چيزي رات ردگيري نمي كند. اما سيستم هاي غيذ فعال ليزري به محض اينكه تغيير در محيط اطراف روي دهد از مشخصات آن عامل تغيير كه مي تواند يك پرنده يا هواپيما باشد مطلع مي شود.
نيويورك و شهرهاي بزرگ آمريكا تحت پوشش اين گونه ردياب هاي غير فعال هستند.
حال سوال اساسي فرانسويان اين بود كه چگونه آمريكائي ها از اين سيستم استفاده نكردند. درحالي سيستم هاي ردياب آنها به سيستم هاي هو.ش مصنوعي متصل است و كوچكترين خطائي را پوشش مي دهد؟؟؟؟

شايد گفته هاي بنده ربطي به صحبت هاي شما نداشته باشد، اما دانستن آن خالي اط لطف نبود.

اما درباره وقوع جنگ:
آمريكا به خوبي مي تواند به ايران حمله كند و شايد هم اين كار را بكند اما ايران تفاوت هائي با بقيه جهان دارد. فكر نكنيد كه مي خواهم خودمان را خاص كنم،‌نه!
ستاد مركزي ارتش آمريكا موسسات بسياري در اختيار دارد كارشناسان آن تخصص هائي چون، مهندسي اجتماعي، رفتار شناسي، مردم شناسي، روان شناسي، دين شناسي، جغرافيائي انسانس و .... امثالهم دارند. وظيفه اين كارشناسان تحليل كامل يك جامعه،‌كشور، قوم و ... از جنبه هاي مختلف انساني است. پس آمريكائي ها بي گدار به آب نمي زنند. البته نا گفته نماند كه در حوزه خاورميانه ستاد مركزي ارتش آمريكا از موسسات انگليسي كمك مي گيرد. چرا كه انگلستانسابقه حضور چند صد ساله در منطقه خاورميانه و مديترانه را دارد. اين تحقيقات است كه آمريكا را مجبور به صبر مي كند. و الا از محافظه كاران آمريكا چنين صبري بعيد است. بنده مهم ترين عامل بازدارنده حمله عليه ايران را نفوذ افرلادي جون برژينسكي، هنري كيسينجر، آبرايت، كوفي عنان و .. مي بينم.
شايد اسم كوفي عنان براي شما جالب باشد.
حضرت كوفي عنان به دليل مخالفت با جنك اين اقدام را انجام نمي دهد بلكه ايشان نيز جزئي از يك تيم منسجم تحت نظارت انگلستان است. فقط خواهش مي كنم بنده را به ارائه تئوري توطئه متهم نكنيد . كافيست سري به مدرسه اقتصاد slaon دانشگاه MIT بزنيد. نام حضرات بسياري را مشاهده خواهيد كرد. از خانم كارلي فيورينا رئيس سابق Hp و رفيق جون جوني جورج بوش پسر تا وزراء كابينه اسرائيل و ...

به خاطر طولاني شدن بحث مرا ببخشيد.

اما دليل ديگيري نيز براي علت عدم حمله نظامي آمريكا دارم و اينكه:

در پشت بسياري از جنگ تاريخ اهداف اقتصادي نهفته است. راستش نمي توانم بگويم همه!
اين مهم در سده اخير شدت و حدت بيشتري يافته است، جنگ هاي ترياك، هندوچين،‌جنگ ويتنام، جنگ جهاني دوم و .... تا جنگ هاي دوگانه خليج فارس و ايران و عراق و ...
اگر فيلم JFK را ديده باشيد و مقالات روزانه منتشر در نشريات جهاني را مطالعه كرده باشيد(البته در حد امكان)‌بدون رابطه بسياري از جنگ ها با شركت هاي عظيم رابطه دارند. و از آنجا كه بسياري از اين شركتها در ايران حضور غير محسوس دارند چه دليلي دارد كه جنگ دوباره آغاز شود. مگر اينكه تهديد متوجه اين شركت ها شود. هم اكنون، Total، Shell، شركت هاي استخراج طلا و اورانيوم، شركتهاي قاچاق دارد و مواد مخدر در ايران مشغول به فعاليت هستند. اگر به ياد داشته باشيد چند سال قبل مسعود بهنود فاش كرد كه جناب ديك چني در دفتر ايراني شركت نفتي هاليبرتون حضور داشته و در ايران زندگي مي كرده. بنده فكر مي كنم مسائل نفتي ايران آنقدر اهميت دارد كه كسي مانند ديك چني در ايران حاضر شده و زندگي مي كند.
اگرمانند پازل اين موارد را كنار بگذاريم به ديد روشني خواهيم رسيد.
البته بنده مانند رئيس جمهور ادعاي روشني و هاله نورنمي كنم. اما بد نيست كمي اين وري به قضايا نگاه كنيم.

دوستي كه مطلب پراكنده بنده تا اين جا دنبال كرده است،‌حوصله فراواني دارد.

ببخشيد و خدانگهدار!

ارسال شده توسط: جواد زارعي در ساعت February 1, 2006 12:40 PM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?