« ؟ | صفحه اصلی | جامعه اطلاعاتي و آستانه تحمل سياستمدارها »

كولي گري

November 12, 2005

اين نشدها آقاي شكرخواه! داريد صاف صاف ميانه من و فرزانه را خراب مي كنيد. حالا من اينجا دستم از همه جا كوتاه در مملكت اجنبي از حسادت جلز و ولز كنم كه چرا به به او لينك داده ايد و به من نداده ايد! شاگردتان نبودم؟ كه بودم! زبان تخصصي ام را پاس نكردم ؟ كه كردم. اصلا  خوب است شما را به چالش بكشم كه برويد ليست نمره هاي زبان تخصصي  من و فرزانه را به هم مقايسه كنيد و خودتان به نتيجه برسيد؟ در عالم روزنامه نگاري فعال نيستم ؟ كه خيلي هم هستم. حالا از بد حادثه نمي شود كردش توي بلندگو آن هم از بدشانسي بنده ست! با وبلاگ خانم  آقاي كافه سايبر كه از مريدان شماست همسايه نيستم ؟ كه هستم. اصلا همه اش زير سر اين كافه سايبر است. از همان روزي كه آمد خواستگاري رفيق ما بايد مي دانستم كه توطئه اي در پس پرده نهفته ست . حالا هم كه سايت فرزانه راراه انداخته عمدنكي پيش شما تبليغش را كرده بدون اينكه از من يادي بكند كه حرص مرا در بياورد. بابا كافه سايبر جان به جدم آن كتاب تئوري هاي روزنامه نگاري  براي وب را كه خواسته بودي برايت مي فرستم يك كم هم سفارش ما را بكن آخر. اصلا خوب است چند روز وبلاگم را آپديت نكنم كه فكر كنيد خودم را از غصه سر به نيست كرده ام؟ نشسته بودم و مثل بچه ي آدم غصه اولين موي سفيدم را مي خوردم ها! زندگي نمي گذارند براي آدم!

| 02:01 AM

 

نظرخواهی

نوشا جان! تقصير من چيه؟ آدم وقتي كافه‌اي رو به‌عنوان پاتوق انتخاب مي‌كنه طبعاً انتظار چيزهايي رو بايد بكشه كه توي اون كافه سرو مي‌شه و آدم‌هايي رو بايد ببينه كه مشتري همون كافه‌اند.
اينها رو برات تو كافه‌سايبر نوشتم. حوصله كردي باقي‌اش رو اونجا بخون!

ارسال شده توسط: مهدي در ساعت November 12, 2005 11:27 AM

اي واي بر اسيري كز ياد رفته باشد صياد رفته باشد در دام مانده باشد ( تازه كولي هم باشد.)!!!!

ارسال شده توسط: فرزانه در ساعت November 12, 2005 12:08 PM

از خدا جوييم توفيق ادب
بي ادب محروم ماند ازلطف حق
مطمئنا، استاد در كلاسي كه شما در خدمت‌شان بوديد علاوه بر زبان تخصصي معرفت فردي و رسانه يي هم به شما ياد داده‌اند.

ارسال شده توسط: سيد محمد در ساعت November 12, 2005 02:30 PM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?