« وقتي كه همه چيز تمام مي شود | صفحه اصلی | كاغذت را مي عشقم ! »

آنگاه كه صاحبخانه از يك در وارد مي شود، هنر از در ديگر فرار مي كند

November 03, 2005

به جان عزيز شما نباشد به جان خودم اين هنرمند شدن مكافاتي دارد. آن هم در اين مملكت كه خط به يك گوشه خانه  اجاره ايت بيافتد ، صاحبخانه همان بلايي را سر شلوارت (معادل مؤدبانه خشتك) مي آورد كه امروز در تهران سر پرچم آمريكا آمد. در هر حال بنده كه فعلا كپ كرده ام و تمام تشعشعات هنر خلاقه ام كه داشت روي بوم ساطع مي شد  دود شد به هوا رفت ! فعلا دعا كنيد تينر هايي كه روي پاركت ريخته زمين را لك نكند. اگر هم دعايتان از سقف بالاتر نمي رود بي زحمت يك دست شلوار بفرستيد به آدرس كافه بغلي . لطفا سايز 12 باشد كه صاحب كافه بلند نكند.

| 01:08 AM

 

نظرخواهی

:))

ارسال شده توسط: سرزمین رویایی در ساعت November 3, 2005 02:46 AM

:))

ارسال شده توسط: سرزمین رویایی در ساعت November 3, 2005 02:47 AM

دقيقاً فكر مي‌كنم يه گند بزرگ زدي و حالا بايد پاركتا رو كلاً عوض كني آره؟

ارسال شده توسط: صاحاب كافه بغلي! در ساعت November 3, 2005 10:56 AM

اوه اوه اوه ...اونم یک فقره لند لرد لندنی...قثط امیدوارم هندی یا پاکستانی نباشه طرف!!! در ضمن خجالت هم نکش اگه چیزی لازم داشتی خبرم کن.

ارسال شده توسط: سارا در ساعت November 4, 2005 01:26 AM

عزیزم از آن در نه تنها هنر که چیزهای دیگر هم در می رود!
بیشتر مواظب باش

ارسال شده توسط: هدی در ساعت November 5, 2005 09:58 AM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?