خودشیفتگی

May 13, 2008 01:49 AM

آدمیزاد خودشیفته می شود گاهی و هی جمال خودش را در آینه می نگرد و می گوید خدائیش چه کرده خدا! ما هم از این قاعده مستثنا نیستیم چون ناسلامتی آدمیزادیم!

این وقت دیر وقت شب داشتم آرشیو وبلاگم را زیر و رو می کردم با چند تا از نوشته هایم حال کردم و فی الواقع خودمان از خودمان خوشمان آمد!

اهل جزیره اهل جهان را در نوامبر سال 2005 نوشته ام و حالا دقت می کنم و می بینم قایق مذکور در بند آخر را ساختم و انداختم به آب. این که به جزیره مسکون رسیده ایم یا به کوه یخ برخورده ایم، حکایت دیگری است.

Thats a life  را از سال 2006 دوست دارم.

 از سال 2007 پستی هست که نمی خواهم تکرارش کنم این یکی را به جایش معرفی می کنم: چرا ما کلا بی خیالیم؟

 الو من در بند نیستم! هم به دلایل شخصی برای خودم جالب است. 

masoome naseri | 01:49 AM | Comment(s)(2)

رادیویی برای آهنگ های درخواستی

April 28, 2008 04:37 PM

وقتی ما بچه بودیم رادیو کویت یک بخش فارسی داشت که موسیقی درخواستی پخش می کرد و فکر کنم ظهرها حوالی ساعت یک برنامه اش پخش می شد. مثلا ملت زنگ می زدند و می گفتند من آهنگ زیارت عباس قادری را می خواهم تقدیم کنم به دوست عزیزم یا نامزدم یا خواهر و برادرم یا هر کس دیگری در فلان جا و می خواهم با تقدیم آهنگ بگویم دوستت دارم و این صوبتا!

 سال های سال است که من از این رادیو بی خبرم و نمی دانم آیا هنوز هم به فارسی برنامه پخش می کند یا نه ولی خب این ایده آهنگ درخواستی را یکی از دوستان من به شکل ژیگولانس، اینتراکتیو و تکنولوژیکی، طراحی و در قالب رادیو مردم اجرا کرده است.

 رادیو مردم همان ایده قدیمی آهنگ های درخواستی است. پخش رادیو را که انتخاب کنید پلیر این رادیو اهنگ های انتخابی دیگران را پخش می کند. می توانید به لیست انتخاب هم سر بزنید و انتخاب های دیگران سردربیاورید و یا خودتان آهنگ سفارش بدهید. این رادیو را به دوستانی که ساعت ها پای کامپیوتر می نشینند و هر ساعت هوس موسیقی تازه ای می کنند تقدیم می کنم و به همه شان می گویم که دوستتان دارم و امیدوارم حالش را ببرید و اینا!

در ضمن وقت انتخاب آهنگ، می توانید چیزی برای تقدیم آهنگ به کسی بنویسید و وارد کنید و وقتی نوبت به پخش آهنگ درخواستی شما رسید پیام شما هم در صفحه اول نمایش داده می شود و کلی بامزه می شود.

همین الان هم من آهنگ سپیده دم را تقدیم کردم به تعدادی از بر و بکس و پیغامم هم همان جا منتشر شد.
بازی خوبی است برای روزایی که دمغی!

masoome naseri | 04:37 PM | Comment(s)(9)

آداب معاشرت وبلاگی

January 6, 2008 07:48 PM

من آداب معاشرت وبلاگی‌ام چندان خوب نیست. البته آداب معاشرت غیر وبلاگی‌ام هم تعریفی ندارد ولی بیرون از وبلاگستان تو آدم‌ها را گه‌گدار می‌بینی ولی اینجا مدام در بلاگرولینگ چشمت توی چشم آدم‌های دیگر است که الحمدلله چند وقتی است آن هم یخ زده است.
یک نکته از آداب معاشرت وبلاگی گذاشتن لینک دوستان و اشنایان در کنار وبلاگ است. من روز اول مثل همه این کار را کردم و بعضی‌ها را آنجا گذاشتم. حالا هر نوع تغییر و تحولی در آن باعث دردسر است و حوصله می‌خواهد.

خیلی‌ها هستند که دوستشان دارم و وبلاگ‌شان هر وقت بالا می‌آید می‌خوانم ولی توی فهرستم نیستند بعضی‌ها هم توی فهرستم هستند اما مقید نمی‌کنم خودم را به همیشه خواندنشان.
بدترش این است که تو بروی ببینی لینک وبلاگت را اینجا و آنجا دوستانی گذاشته‌اند که انتظار هم نداشته‌ای. خب حالا آدم باید چطور رفتار کند؟ لینک همه را بگذارد؟ اگر بله، خب ته این بازی به کجا می‌رسد؟

یک نکته دیگر کامنت‌هایی است که پای مطالب می‌گذارند. من تا همین چند وقت پیش فقط این نظرها را می‌خواندم و منتشر می‌کردم  ولی بعد دیدم بعضی‌ها جواب هم می‌دهند و حتی می‌روند کامنت‌های همدیگر را می‌خوانند و رفرنس هم می‌دهند که فلانی توی کامنت‌دونی بهمانی این‌طور نظر داده است. گفتم شاید دوستان فکر کنند کم‌ محلی کرده‌ام این است که الان حتی‌المقدور اگر کامنتی باشد که جوابی بخواهد یا سپاسی همان‌جا می‌نویسم.
نکته دیگر کامنت گذاشتن پای مطالب دیگران است. از اول عمر بلا‌گی‌ام تا حال کمتر از ده پانزده تا کامنت اینجا و آنجا گذاشته‌ام که آمار خوبی نیست واقعا خوب نیست ولی خب وقتی نظری نداشته باشم ندارم دیگر. این که بگویم سر زدم تو هم سر بزن ضایع است!

به دوستانی که پیغام می‌دهند بروز کرده‌اند و آنهایی که می‌گویند به من سر بزن، مقیدم که سر بزنم و البته کامنتی نمی‌گذارم ولی سختم است. مثل دید و بازدید عید می‌ماند که هیچ وقت درکش نکردم.
خلاصه آمدیم از آداب و رسوم زندگی حقیقی به عالم مجاز پناه ببریم اینجا هم سنت‌های خودش را دارد از قضا!

غیر از این شیفت کردن از عالم مجاز به عالم واقع (از این یکی به آن یکی رفتن) کار عجیبی است. آدم نازنینی که وبلاگش را می‌خوانی ممکن است آدم بد اخلاق مزخرفی باشد. دور از جان شماها خودم را عرض می‌کنم!
شاید همه اینها برای دیگران سخت نباشد ولی برای من سخت است چون آدم بی آدابی هستم! نخواستم بگویم بی ادب چون فکر نکنم این موجود پاستوریزه‌ای که من باشم برچسب بی ادب مناسبش باشد.
گفتم یک چیزی بنویسم که لوس‌بازی پست قبلی‌ام برود پایین فقط همین!


masoome naseri | 07:48 PM | Comment(s)(25)

جالب انگیزناک!

June 3, 2007 11:45 PM

در گوگل پی چیزی می‌گشتم که رسیدم به یک صفحه جالب گفتم دیگران هم در شگفتی ما شریک شوند. لازم به یادآوری است نویسنده این پست، شاعر و اهل ادبیات و قطعا روشنفکر است دیگر:

... اما در هفته گذشته کامنتی برایم از طرف « یک مخاطب» !! گذاشته شد که در آن اشاره شده بود که در ایسنا با همه نام آوران شعر فارسی مصاحبه کرده ایم و غزل پست مدرن با خاک یکسان شده است!!! (که البته بعد هم با گذاشتن کامنت‌هایی حاوی فحش از طرف من در وبلاگ مصاحبه شونده‌ها و دوستان‌شان تکمیل شد) ....

گرفتید چی شد؟ حیف که ننوشته دقیقا چه فحشهایی در کامنتدونی بقیه گذاشت است که کاملا مستفیض شویم.

.............

پ.ن: مهدی موسوی که این جمله ها را از وبلاگش نقل کرده بودم کامنت گذاشته و توضیحاتی داده که با سپاس از او برای رفع سوتفاهم می گذارمش زیر همین پست. او نوشته:

سلام
متاسفانه دیدم که در یکی از پست هایتان
با توجه به ایهام جمله من
حرف مرا در یکی از پست های قدیمی ام اشتباه برداشت کرده و متاسفانه قضاوت کرده اید.
بنده گفته بودم:
"با گذاشتن کامنت فحش از طرف من..."
که منظورم این بود که متاسفانه در دنیای مجازی عده ای از طرف من و با اسم و آدرس بنده به مخالفینم توهین می کنند تا مرا تخریب کنند.
که متاسفانه بخاطر ایهام جمله و اینکه شما در جریان قضیه نبودید به برداشت اشتباه منتج شده بود.
در هر صورت این سوءتفاهمات اهمیت ندارد.
فقط خوشحالم که مطلبتان را دیدم تا بتوانم آن را رفع کنم.

masoome naseri | 11:45 PM | Comment(s)(5)

آدم‌های تاثیر‌گذار در زندگی یک آدم تاثیر‌گذار!

May 19, 2007 11:21 PM

اولش می‌خواستم کمی در مورد بازی تازه بلاگستان غر بزنم بعد گفتم بی‌خیال بگذار یک‌بار مثل بچه آدم این کار را بکنم. این کار هیچ فایده‌ای نداشته باشد لااقل احساسات خوب آدم را نسبت به بعضی آدم‌های خوب رو می‌کند.

 اول تیریپ خانوادگی: با این که بچه سرکش خانواده بوده‌ام اما مامانم هنوز می‌تواند با یک نگاه بنشاندم سر جای خودم!

تیریپ غیر خانوادگی: یک آقایی به نام شهرام صانعی این‌قدر به من گفت تو شاعر خوبی هستی که من دست‌کم باور کردم شاعرم. یک آقایی به اسم مهدی گودرزی باعث شد من از ردیف و قافیه بیرون بیایم و ادبیات جدی‌تر را درک کنم.

خانم فروغ خزاعی باعث شد به مسائل اجتماعی علاقه‌مند بشوم و اصلا خوددرگیری پیدا کنم!

 مثل خیلی‌ها دکتر شریعتی باعث شد بگردم در ردیف‌های دفترچه انتخاب رشته و کنار هرچه علوم اجتماعی در دانشگاه‌های ایران بود از زابل تا بابل تیک بزنم. آخر سر از میدان کتابی تهران سر درآوردم جایی که رشته‌های علوم ارتباطات یعنی روزنامه‌نگاری و روابط عمومی، از فرط بی جا و مکانی در آنجا چپانده شده بودند! (می‌گویم چپانده چون دانشکده کلا فسقلی است). آنجا متوجه شدم که گرچه اشتباهی آمده‌ام ولی درست آمده‌ام. بعد از آن سر خیلی از کلاس‌های خودم ننشستم و رفتم سر کلاس‌های روزنامه‌نگاری و چند تا از بهترین دوستان زندگی‌ام را از همان‌جا دارم.

 آن دانشکده کوچک با حیاطی که همیشه بنایی در آن جریان داشت مرا هم به درک دکتر خانیکی رساند و هم دکتر پیران و کور از خدا چه می‌خواهد جز دو تا چشم به این بینایی؟ حالا این‌که هیچی نشدم بماند!

 بعد از سال هشتاد و شش با یکی از بهترین آدم‌های عمرم یعنی فریدون عموزاده خلیلی آشنا شدم. او طولانی ترین رئیس عمرم بود. هم به لحاظ قد و قواره هم به لحاظ دورانی که با او کار کردم! او که خودش نوجوانی در هیبت یک بزرگسال است باعث شد در جهان بزرگترها، از وجود نوجوانی که در درونم شلنگ تخته می‌انداخت شرمنده نباشم. هنوز هم وقتی چیزی می‌نویسم که کمی شبیه نوشته‌های اوست ذوق می‌کنم از بس نوشته‌هایش با دل آدم کلنجار می‌رود.

در دوران روزنامه‌نگاری‌ام برای بچه‌ها در آفتاب امروز و سیب و چلچراغ، نوجوان‌های زیادی رفته‌اند و آمده‌اند که باعث شده‌اند تصورم از مخاطب به واقعیت نزدیک شود. آنهایی که برای دردل مثلاً می‌آمدند و فکر می‌کردند دارم لطف می‌کنم که به حرف‌هایشان گوش می‌کنم یا نامه‌هایشان را می‌خوانم اشتباه می‌کردند، این من بودم که یاد می‌گرفتم.

در اتاق کوچک قیصر امین‌پور در مجله سروش نوجوان، همیشه به روی همه باز بود و من هم تا وقتی از آن اتاق بیرون نزد یا بیرون زده نشد! سراغش می‌رفتم. او از آدم‌‌های خیلی مهم‌ زندگی من است.

شادی صدر، بدون شرح!

بیشتر از سیزده سال است که با مهرنوش، رفیقم. بخش بزرگی از سوادم، بخش بزرگی از مهارت‌های زندگی‌ام، بخش بزرگی از درک زندگی‌ام نتیجه سال‌ها قدم زدن او در کنارم بود.

 آخر سر هنوز هم آقای حافظ روی تصمیم‌های بزرگم تاثیر می‌گذارد. بعضی از غزل‌های او همه تردیدهایم را خط می‌زنند مثلاً همین د‌ی‌شب...

....

پ.ن: من زیاد آدم مبادی آدابی نیستم بنابراین همه تاثیرپذیرهای بلاگستان مهمون کافه من! از خودشون بنویسن! 

masoome naseri | 11:21 PM | Comment(s)(3)

حرف مفت اینترنتی

May 12, 2007 11:15 PM

می‌گویند در سال‌هایی که تکنولوژی تلگراف وارد ایران شده بود، شاه وقت که احتمالاً ناصرالدین‌شاه بوده (حوصله ندارم گوگل کنم!) برای نهادینه‌ کردن استفاده از این تکنولوژی در میان مردم و آشنایی خلایق یک روز را به‌عنوان روز حرف مفت اعلام می‌کند. بنابر امر همایونی رعیت می‌توانستند بروند تلگرافخانه و برای فک و فامیل و دوست و آشناهایشان در اقصی نقاط ممالک محروسه به رایگان، حرف مفت تلگراف کنند.

حالا شده حکایت این دور و زمانه البته با کمی تفاوت! چند سالی است که بعضی از دانشگاه‌ها اعم از آزاد و غیر آزاد، دانشجویانشان را وادار می‌کنند از طریق اینترنت، انتخاب واحد و حذف و اضافه‌شان را انجام بدهند.

 تا اینجای قضیه خب ایراد ندارد که هیچ، خیلی هم خوب است. مشکل اما اینجاست که با آن سرعت اینترنت که طبق قانون فیتیله‌اش پایین‌تر هم کشیده شده است این کار مصیبتی است عظیم. خود ما در تهران، بارها برای فک و فامیل و اعضا خانواده که در شهرستان بودند انتخاب واحد می‌کردیم.

 این ماجرای پیگیری اینترنتی کارت سوخت هم راه خوبی برای آشنا کردن ملت با اینترنت است و به قول اهل فن افزایش ضریب نفوذ اینترنت در ایران اما حیف که حکومت محترم، شیر فلکه اینترنت را در ایران بسته است و اطلاعات، قطره قطره برای کاربران ارسال می‌شود مبادا با خواندن کلمه زن مثلاً از راه بدر شوند.

admin | 11:15 PM | Comment(s)(11)

فیلتر یک میدان

November 8, 2006 11:53 PM

میدان زنان را هم فیلتر کردند. داتک، سپنتا،پارس آنلاین، ندارایانه و امیدان که این کار را کرده‌اند بقیه هم حتماً همین طور. مزخرف می‌گویند که ایران یکی از دشمنان اینترنت است!

masoome naseri | 11:53 PM | Comment(s)(3)

شرخربلاگ

August 16, 2006 11:40 PM

توی کامنت‌دونی یکی از دوستان وبلاگ‌‌نویس دیدم که  یک وبلاگ‌نویس دیگر آمده کامنت گذاشته : من یک ماهه شما را لینک داده ام اما شما ....؟؟!!!
فکر کردم امروز فرداست که برای لینک گرفتن شر خر بفرستند سراغ آدم!

masoome naseri | 11:40 PM | Comment(s)(22)

رادیویی برای زمانه وبلاگی ما

August 4, 2006 08:49 PM

radiozamaneh.jpg

رادیو زمانه یا شاید رادیو بلاگ زمانه یا آن‌طور که بعضی‌ها می‌گویند رادیو اینترنتی زمانه چند دقیقه است که کارش را شروع کرده و با کلیک روی این لینک می‌توانید پخش آزمایشی‌اش را بشنوید.
در آنونس‌های این رادیو جمله‌ای که تکرار می‌شود این است که: رادیو زمانه رادیویی است برای شنیدن صداهای تازه، صداهایی که کمتر شنیده می‌شوند. با سرود ای ایران شروع شد و با موسیقی زیرزمینی ایرانی ادامه پیدا می‌کند.
خب معلوم است که برای پیش بینی آینده این رادیو خیلی زود است ولی حداقل می‌شود امیدوار بود به عنوان یک اتفاق وبلاگی- اینترنتی اتفاق خوشایندی برای جوان‌ها باشد که خیلی
هایشان بلاگر هستند و شاید فردا یا پس فردا خودشان یک پای این رادیوی وبلاگی شدند.

masoome naseri | 08:49 PM | Comment(s)(1)

فیلترینگ

July 13, 2006 01:22 AM

یک کاری کرده اند این دوستان فیلترینگ که آدم برای چک کردن اورکاتش باید برود خارجه! دوستانی که برایم پیغام گداشته اید مرسی! بعد از یکسال پیغام هایی را که در بطری اورکات انداخته بودید به دستم رسید!

masoome naseri | 01:22 AM | Comment(s)(9)

فیلتر زنان در صنعت آب و برق!

June 26, 2006 02:41 PM


این ماجرای سانسور زن در اینترنت هم خیلی بامزه شده است.امروز در سایت وزارت نیرو به لینک زنان در صنعت آب و برق برخوردم و محض کنجکاوی کلیک کردم دیدم پیغام داد:

Access Denied!


من که لینکش را فرستادم بلکه ببینند اشتباه کرده‌اند ولی چون قبلا هم این کار را کرده ام می دانم فایده‌ای ندارد.چیزی که حد و حدود ندارد بلاهت است.

masoome naseri | 02:41 PM | Comment(s)(9)

پنجاه سالگی یک دات

June 23, 2006 09:55 PM

«ای که پنجاه رفت و در خوابی!» مشمول حال دکتر دات نمی‌شود به او که چراغش همیشه روشن است باید گفت «صبح شد پس چرا نمی‌خوابی؟» علی‌ایحال امروز یونس شکرخواه پنجاه ساله شده است. دوستدارانش برایش سایتی راه‌انداخته‌اند که کمی مشکل فنی دارد اما می‌توانید کاریکاتور های بزرگ‌مهر حسین‌پور ، هادی حیدری و افشین سبوکی را با موضوع دات (که کارتون خورش هم ملس است)اینجا ببینید. یادداشت سید محمد خاتمی برای تبریک تولد او هم اینجاست.امیدواریم پنجاه سالگی وبلاگ دات را هم جشن بگیریم. به قول قدما ایدون!

.................

پ.ن. روبان قرمز آغاز به کار همشهری آن‌لاین بالاخره قیچی شد. این سایت حاصل کار شبانه‌روزی دکتر شکرخواه و همکارانش (بخصوص بعضی از همکارانش!) و صبر و بردباری من است. خسته نباشند یا نباشم!
 

 

masoome naseri | 09:55 PM | Comment(s)(4)

همایش " زنان و اینترنت در هزاره سوم"

June 6, 2006 04:48 PM

دفتر امور زنان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با همکاری مراكز امور زنان كشور برگزار می‌کند:

همایش " زنان و اینترنت در هزاره سوم"

در نمایشگاه کتاب پوسترشان را جایی دیدم و برداشتم ولی یادم رفته بود چیزی در موردش بنویسم تا این‌که دوباره پیدایش کردم. در مجموعه نشست‌هایشان فیلترینگ هم جایی دارد اما نمی‌دانم در این نشست‌ها به فیلتر عصبانی‌کننده کلمه ‌woman و اشتقاقات آن هم در اینترنت می‌پردازند یا نه؟ چون از این کلمه فقطw  را در دامین سایتشان آورده‌اند حتماً از فیلتر بودنش خبر دارند.

عجالتاً سری به سایتشان بزنید و با شرکت در نظرسنجی‌شان به قید قرعه برنده یکی از بیست عدد سکه بهار آزادی شوید که قولش را داده‌اند.

 

 

 

masoome naseri | 04:48 PM | Comment(s)(1)

پژوهش غیراحتمالی هدفدار

February 6, 2006 02:58 PM

از این تحقیق كه ظاهراً به سفارش مركز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها انجام شده این طور بر می‌آید كه اگر مواضع خودمان را تغییر ندهیم فعلاً هیچ بلایی سر ما نمی‌آید.


آقای ضیایی‌پرور كه زحمت این تحقیق را به خود هموار كرده صد وبلاگ را به‌طور غیراحتمالی هدفدار، بررسی كرده و در این "آزادی شما شبحی بیش نیست" جزو وبلاگ‌های له نظام به حساب آمده.

 هیچ جای
این تحقیق نیامده كه چرا و با چه تفكیكی وبلاگ‌ها به بی‌طرف، له نظام و علیه نظام تقسیم شده‌اند اما به نظرم انتشار آدرس اینترنتی بعضی وبلاگ‌ها كه به زعم آقای پژوهشگر علیه نظام فعالیت می‌كنند فقط می‌تواند دستاویزی باشد برای فیلتر كردن آنها كه اگر تا به حال بی‌دلیل انجام می‌شده حالا به یك پژوهش علمی! به سفارش یك نهاد رسمی مستند می‌شود.

masoome naseri | 02:58 PM | Comment(s)(3)

سورپریز سرگیجه‌آور

December 26, 2005 11:35 PM


سورپریز شب چله چلچراغ برای خاتمی، او را گیج كرده است.دیروز از دفترش با ادمین ‏وبلاگ تماس گرفته‌اند كه حالا باید چكار كنیم؟ از یك طرف سایت شخصی آقای خاتمی ‏در حال راه‌اندازی است و آنها مانده‌اند نسبت این وبلاگ با آن سایت چه خواهد بود و از ‏طرف دیگر خود آقای خاتمی دلش نمی‌خواهد كسانی را كه ایده این وبلاگ را داده‌اند و ‏همین‌طور مخاطبان فراوان علاقه‌مند و منتظر را نا امید كند.‏

بعد از جشن چلچراغ كه به خانه رفته همراه با پسر و دخترش به وبلاگ سر زده و آن پست ‏در مورد عشق و امید و این حرف‌ها كار خودش است. امروز هم پرینت كامنت‌ها را گرفته‌ و ‏گفته است می‌خواهد آخر هفته با بروبچس اهدا كننده این وبلاگ دیدار كند.‏
فكر می‌كنم احتمال می‌دهد از یك طرف آرامش بعد از ریاست‌ جمهوری‌اش با راه‌اندازی ‏این وبلاگ به هم بخورد ولی خب مخاطبان این وبلاگ همان جوان‌‌هایی هستند كه ‏دوستشان دارد.‏
می‌پذیرم كه دو راهی بزرگی است اما فكر می‌كنم بهتر است این وبلاگ به عنوان یكی از زیر ‏مجموعه‌های سایت شخصی‌شان بماند و او شاید نه پیوسته ولی گهگاه چیزی آنجا بنویسد. ‏این پیشنهاد من است كه به نظرم هم منطقی است هم منصفانه!‏

masoome naseri | 11:35 PM | Comment(s)(6)

خاتمی واقعاً آنلاین

December 22, 2005 10:35 PM

خب لیدیز اند جنتلمن!

این هم اولین پست خاتمی در وبلاگش!

عكس خوب آرش عاشوری‌نیا از خاتمی در شب چله چلچراغ

masoome naseri | 10:35 PM | Comment(s)(13)

این چله چلچراغ كه می‌گن یعنی چه؟!

December 21, 2005 11:18 AM

برای اطلاع این دوست عزیز و خیلی‌های دیگر باید بنویسم كه چلچراغ برخلاف نشریاتی كه سالگردشان را جشن می‌گیرند هر چهل شماره یك بار چله‌اش را جشن می‌گیرد و باز هم به خاطر اسم و رسمش شب چله برای بچه‌هایش مهم است. این سومین شب چله‌ای است كه چلچراغ منتشر می‌شود و هر سال بچه‌ها جشن شب چله برگزار می‌كنند و از بین بزرگترهایی كه چلچراغی هستند تعدادی مهمان دعوت می‌شود. مهمان ویژه امسال سید محمد خاتمی است یا به قول بروبچس مردی با عبای شكلاتی!

بنابراین می‌بینید آن‌قدرها كه رفیق‌مان فكر می‌كند ماجرا سیاسی نیست كاملاً دلی و چلچراغی است. بعد هم رفیقمان انتظار ندارد كه ساعت ده شب دو هزار تا از جوان‌های مردم را به جشن چله دعوت كنیم و انتظار داشته باشیم بلند شوند بیایند؟ (هر چند خداییش خواننده‌های چلچراغ خیلی پایه‌ هستند و گمان كنم اگر نصف شب هم باشد می‌آیند!) اسم یك تغییر  كوچك را ‌مسخره كردن آیین‌ها نگذاریم پیلیز!

دیگر این‌كه حافظ‌خوانی خاتمی همیشه اتفاق خوبی بوده این بار هم هست.

masoome naseri | 11:18 AM | Comment(s)(8)

خاتمی‌ آنلاین می‌شود

December 19, 2005 09:48 PM

در مورد شرایط تولد خاتمی آنلاین چیزی نمی‌گویم. چون زیادی دیوانه‌وار بود ولی به هرحال قرار است همان‌طور كه پرستو گفته این وبلاگ را بروبچس چلچراغ  شب سومین چله چلچراغ به خاتمی بدهند.كامنت‌هایی هم كه می‌بینید برای مطلب ننوشته خاتمی است. این به معنای واقعی كلمه یك كار چلچراغی است.

در شب چله سوم چلچراغ كه قرار است با حضور مردی با عبای شكلاتی برگزار شود خود آقای شكلاتی هم قرار است بیاید و باشد. فكر می‌كنم مثل آدم‌های متمدن باید تشكر كنم از این رفیق عزیز كه پایه این یكی دیوانگی ما هم بود و به طرز دردناكی در چاله پیشنهادهای توپ و ترقه خودش افتاد و همین‌طور مرسی از دوستان خیلی خیلی توپس persiantools كه به شكل ایولناكی ما را در این امر یاری نمودند.

این كار اگرچه تلاش برای آنلاین كردن زور زوركی خاتمی است ولی شنیده‌های ما حاكی است كه او واقعا به زودی خیلی آنلاین می‌شود.

masoome naseri | 09:48 PM | Comment(s)(3)

دو پست با یك كلیك

November 2, 2005 02:37 PM

1-دیشب صاحب كافه‌ سایبر دیرآمد.خب وقتی دیر می‌آید معلوم است كه رفته پیش آقای دات.اگر دست‌خالی آمده‌بود كه الان كافه‌اش بی‌صاحب شده‌ بود ولی چون این كتاب روزنامه‌نگاری سایبر را با خودش آورده‌بود مورد بخشش واقع شد.

روزنامه‌نگاری سایبر كه تازه از تنور چاپخانه درآمده و یك جلدش به لطف آقای دات به ما رسیده حرف‌هایی دارد كه ما در عالم روزنامه‌نگاری‌مان كمتر شنیده‌ایم و اگر درباره‌اش چیزكی هم خوانده‌ایم به زبان فارسی نبوده‌است.

آن‌لاین بودن دكتر شكرخواه كمك بزرگی به تند شدن جریان آموزش روزنامه‌نگاری در ایران كرده‌‌است. برای انتشار این كتاب البته باید به خودمان تبریك بگوییم كه بالاخره كسی هست كه دانسته‌هایش را در حوزه‌ای مثل روزنامه‌نگاری سایبر به زبان فارسی با ما درمیان بگذارد.

مژده به بلاگرهای عزیز این‌كه فصل هفتم این كتاب هم عنوانش این است:بلاگ چیست؟ كه این‌جوری شروع می‌شود:به نظر می‌رسد نادیده گرفتن وبلاگ‌ها، دشوار شده‌است...

2-خوشبختانه این روای راه افتاد و ما جان به‌در بردیم و الحمدلله زنده‌ایم هنوز.كارفرمای این كار چند تا از دوستانم بودند كه یكی‌شان همین چركنویس را می‌نویسد، پیمانكار صاحب كافه‌سایبر بود البته با همكاری abut:blank مهندس و كارشناس ارشد سدسازی! كه ایشان هم از رفقاست.
تصورش را بكنید یك‌ماه تمام من این وسط گیر كرده‌بودم.كارفرما به خاطر عقب افتادن كار چقلی پیمانكارش را پیش من می‌كرد و امیدوار بود از مبادی خانوادگی این مساله حل شود!
پیمانكار عزیز به خانه كه می‌رسید دیگر رسماً من امكان استفاده از كامپیوتر را نداشتم و او هم چقلی about:blank را می‌كرد.
about:blank هم زنگ می‌زد و آی غر می‌زد آی غر می‌زد كه اینها زده‌اند چشم ام‌تی را كور كرده‌اند و اینترنت را از هم پاشانده‌اند و من الان می‌روم خودم را از بالای یك دوربرگردان می‌اندازم پایین و غیره و ذلك!

خب می‌بینید برای انتشار راوی نه به كارفرما باید تبریك بگویید نه به پیمانكاران عزیز بلكه باید تبریك‌هایتان را برای من بفرستید كه از این مهلكه جان به‌در بردم! به هر‌حال راوی كار شیكان پیكانی از آب درآمده كه امیدوارم خواندنی و ماندنی باشد.

masoome naseri | 02:37 PM | Comment(s)(5)

میزان رای‌ شماست!

October 28, 2005 01:42 AM

عمراً اگر خواسته باشم در این زمینه  اظهار نظر كنم! فقط می‌خواستم بگویم دوستان عزیز بالاغیرتاً در آن یكی انتخابات كه گند زده شد به  هیكل زندگانی‌مان و جسارتاً زرت همان جمهوریت نصفه‌ نیمه‌مان قمصور شد! این هم نتیجه‌اش!
پس لطفاً شور انقلابی‌تان را به كار بیندازید  تا در
این انتخابات دست‌كم كسانی برنده شوند كه  پس‌فردا بلاگستان را دچار بحران در سیاست داخلی و خارجی و غیره نكنند.
از خوش‌اقبالی  همه نامزدهای  عزیز  این مسابقه  رفیق‌مان هستند و نمی‌توانم  فقط برای یكی‌شان تبلیغ كنم اما می‌خواستم كمی درباره
این رفیق سفركرده‌مان بنویسم كه  نكند فرصت تبلیغات انتخاباتی را از دست بدهد ولی دیدم خوشبختانه بلاگستان هشیار است و  او  از همان سرزمین غربت باه‌عنوان یك happy girl كمی برای خودش تبلیغات كرده‌است.
برای
هنوزی‌های عزیز،الپر ، پرستو، برادر صمیمانه‌تر، حنیف ، آرش، دبشی‌ها و انتخاب زنان آرزوی موفقیت می‌كنم. جایزه‌اش را در صرافی‌های چهارراه استانبول كه چنج كردند خبرمان كنند همان حوالی مثلاً خانه‌هنرمندان شیرینی‌اش را بدهند.

masoome naseri | 01:42 AM | Comment(s)(2)