عیسی مسیح در ردلایت
دیشب که از دفتر بیرون آمدم دیدم در کلیسای پروتستانی کنار دفتر ما مومنین و مومنات مسیحی جمعاند و مراسم شب کریسمس را به جا میآورند و به موعظه آخوند خودشان گوش میدهند.
اینجا کلیسا زیاد هست. دور و بر خانه قبلی من هشت تا کلیسای معروف بود که من آخرش نفهمیدم نواختن ناقوسهایشان چه حساب و کتابی دارد، فقط با صدای ناقوس میخوابیدم و با همین صدا بیدار میشدم. یکی از کلیساهای معروف اینجا کلیسای قدیمی است که درست وسط منطقه چراغ قرمز اینها یعنی رد لایت دیستریکت قرار دارد.
یعنی مومنان وقتی در حال و هوای روحانی، در حال و هوای پدر، پسر و روح القدس از کلیسا میزنند بیرون با خانمهای پنجرهنشین و کافیشاپهای محل عرضه گراس روبهرو میشوند و بعد از یک دعا و عبادت حسابی حتما اینجور چیزها میچسبد.
دیشب به سرم زد بروم تحقیق کنم ببینم عیسی مسیح سری هم به کلیسای رد لایت زده است یا خیر و دیدم خوشبختانه همه کس طالب یارند چه هشیار چه مست همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت!
شب گذشته مراسم عشای ربانی همزمان با واتیکان و بیتاللحم در کلیسای قدیمی واقع در ردلایت دیستریکت با حضور مومنین و مومنات با شکوه هر چه تمامتر در حال برگزاری بود و من متاسفانه به آخرش رسیدم.
چند وقت پیش راهنمای تور ما میگفت به دلایل واضح و مبرهن، همه مسیحیان جهان مشتاقاند که در این کلیسا عبادت کنند! دیشب هم عدهای فرصت را از دست نداده بودند.
این آقای مسیح هم اسمش عیسا ناصری است و من تازگیها دقت کردهام که حتما یک نسبتی با هم داریم چون او هم مثل من کاملا در زندگی یواش بوده که اگر نبود لازم نبود شاملو هی سرش داد بزند و بگوید شتاب کن ناصری!
جالب اینجاست که این "شتاب کن"، نه در مورد من افاقه میکند نه در مورد این فامیلمان عیسا افاقه کرده است.
اگر احساسات کریسمسی دارید کریسمس تان مبارک و اگر هم ندارید تیک ایت ایزی!
