May 13, 2008 01:49 AM
آدمیزاد خودشیفته می شود گاهی و هی جمال خودش را در آینه می نگرد و می گوید خدائیش چه کرده خدا! ما هم از این قاعده مستثنا نیستیم چون ناسلامتی آدمیزادیم!
این وقت دیر وقت شب داشتم آرشیو وبلاگم را زیر و رو می کردم با چند تا از نوشته هایم حال کردم و فی الواقع خودمان از خودمان خوشمان آمد!
اهل جزیره اهل جهان را در نوامبر سال 2005 نوشته ام و حالا دقت می کنم و می بینم قایق مذکور در بند آخر را ساختم و انداختم به آب. این که به جزیره مسکون رسیده ایم یا به کوه یخ برخورده ایم، حکایت دیگری است.
Thats a life را از سال 2006 دوست دارم.
از سال 2007 پستی هست که نمی خواهم تکرارش کنم این یکی را به جایش معرفی می کنم: چرا ما کلا بی خیالیم؟
الو من در بند نیستم! هم به دلایل شخصی برای خودم جالب است.
masoome naseri | 01:49 AM | Comment(s)(2)
حکم صحیح پخت عدس پلو چیست؟May 10, 2008 04:02 PM
من به استفتاءکنندگان و استفتاءشوندگان هم مثل بقیه خلق الناس احترام می گذارم. به هر حال برای ادم سوال پیش می آید و باید از یک نفر بپرسد ولی حضرات مومنین و مومنات! آیا آدم باید از رهبری یک کشور که می گویند مرجع است و صاحب فتوا در مورد طریقه صحیح پخت عدس پلو سوال کند؟
آخر این هم مساله است که شما از مقام معظم رهبری در موردش استفتاء می کنید؟
حکم کشمش و خرماى سرخ شده در روغن را در بخش استفتائات جدید سایت رهبر ایران بخوانید و ببینید تکنولوژی به چه کارها می آید:
س: اگر كشمش را در روغن سرخ كنیم پاک است یا نجس؟ اگر نجس است طریقه صحیح پخت عدس پلو چیست؟ در مورد خرما چطور؟
ج) در هر دو مورد پاک است.
خراب کردن زندگى دیگران
س: حسادت و خراب كردن زندگى دیگران چه حكمى دارد و عقوبتش چیست؟
ج) خراب کردن زندگى دیگران حرام است و عقوبت آن در اختیار خداوند است.
استخاره در اینترنت
س: آیا استخاره كه در برخى سایتها است مىتواند ملاک قرار گیرد؟
ج) اگر طبق روشهاى معمول است مانعى ندارد.
بی خیال خدائیش بی خیال! خدائیش بی خیال!
masoome naseri | 04:02 PM | Comment(s)(6)
پتیشن در اعتراض به ظهور امام زمانMay 7, 2008 03:23 PM
آقای احمدینژاد گفتهاند که امام زمان دارد جهان را مدیریت میكند و ما داریم میبینیم دست هدایت آقا امام زمان در همه امور كشور نمایان است.
راستش مثل هر شیعه دیگری من هم فکر میکردم خوب است امام زمان ظهور کند و اعتقاد داشتم ظهور ایشان علیرغم بعضی حرف و حدیثها در مورد بکش بکشی که میگویند در آن زمان قرار است اتفاق بیفتد میتواند باعث اتفاقات خوب شود. اما الان پشیمانم.
در این حد پشیمانم که میخواهم پتیشن راه بیندازم و از امام زمان بخواهم لطفا ظهور نکند. اگر نتایج مدیریت ایشان این وضعیتی است که در جهان میبینیم که اصلا در شان یک امام که هزار سال امتش را منتظر نگه داشته نیست.
توی کتابهای دینی ما نوشته بود ایشان میآیند و عدل و داد میگسترانند. اگر حرف آقای احمدینژاد درست باشد که خب تا حالا که هیچ نشانههایی از این گسترش دیده نمیشود.
یا باید احمدینژاد حرفش را پس بگیرد یا امام زمان دست داشتنش را در وضعیت امروز جهان تکذیب کند یا من پتیشن راه میاندازم که آقا ظهور نکند.
اگر قرار باشد ایشان ظهور کند و آش همین آش باشد و کاسه همین کاسه، خب داریم زندگیمان را میکنیم بیخیال ظهور!
masoome naseri | 03:23 PM | Comment(s)(13)
اصل قضیه این كه میخواهم تو باشیMay 5, 2008 07:04 PM
دیدن ندارد آسمان پركلاغی
وقتی تو هم از من نمیگیری سراغی
گشتن ندارد این خیابانهای مسموم
لختی بخوان آوازهای کوچه باغی
حالم گرفته از خبرهای پر از خون
لعنت به این خط و خبر لعنت به لعنت
سر میگذارم در سکوت سرد دربند
پای پیاده میروم تا پارك ملت
حالم گرفته از نبود دستهایت
در دست من، كه سردم و سخت و كلافه
وقتی تو ننشینی میان دود سیگار
لعنت به کافه، هر چه کافه، هر چه کافه
ول كن سیاست را، بیا اینجا بهار است
باران گرفته روی چتری كه ندارم
تا بیستم آوریل خیلی مانده خانم؟
هی روز و شب را روز و شب را میشمارم
بیفایده شب میشود روز و شب من
مدراتوكانتابیلهام پایان ندارد
خط میكشم روز و شبم را روی دیوار
چشمم به این تقویمها ایمان ندارد
اصل قضیه این كه میخواهم تو باشی
وقتی نباشی مزه گیلاس تلخ است
بودن میان این همه آدم قراضه
این مردم تاریك بیاحساس تلخ است
یك فیلم تازه، یك كتاب تازه رو كن
بگذار دولسه پونته در رویا بخواند
بنشین كنار پنجره رو به تماشا
بگذار دولسه پونته از دریا بخواند
---------
پ.ن. یادم رفت بنویسم که دلم می خواست این را بهمن بخواند. یکی از دلایل اینجا نوشتنش این بود. فکر می کنم از چند خط آن خوشش بیاید.
masoome naseri | 07:04 PM | Comment(s)(4)
بیا در جشن هستهای ما برقص!May 4, 2008 10:24 PM
در نمایشگاه کتاب پیدا نمیشود، در میان تعداد پرشمار نشریات آویزان از دکههای مطبوعاتی هم.
از زیر دست کارشناسان اداره کتاب در نمیرود، از زیر نگاه مراقبان چندگانه صفحات روزنامهها هم.
توی جیب جا میگیرد، توی چشمهای آدمی که روبروی تو مینشیند و لابلای کلمات کسی که از کنارت میگذرد.
گاهی از گوشهای درز میکند، نشانههایش که پیدا شود آن نقطه را گل میگیرند. به دور و برت نگاه کن، هر جا را گل گرفتهاند ردی از آن دیده شده، گزارش شده و پاکسازی شده است و خلاص!
روزنامهها، کتابفروشیها، کافهها، صفحههای مجازی، خانههای اینترنتی، گاهی حتی خیابانها و گورستانهایی را میبینی که گل گرفتهاند. شک نکن! حتما ردی از کالای ممنوعه "آگاهی" در آنجاها هم پیدا شده است.
آگاهی؛ دانستن، سالهاست در ایران کالای ممنوعه است از عهد شاه وزوزک اما به رسم زندگی دوگانه ایرانی اگر به قول بروبکس طلبه باشی پیدایش خواهی کرد. گرچه با دو هزار نفر کتابخوان، بهار نمیشود، با بیست سی هزار نسخه تیراژ روزنامههای زرد و خاکستری هم.
اگر پردههای سینما تار عنکبوت گرفتهاند نگران نباش دستفروشهای خیابان جمهوری و راسته ولیعصر و کریمخان و آریاشهر و یک جاهایی در قیطریه آماده اکران همه فیلمهای روز سینمای جهان هستند. به احمد رضا یا افشار بسپر دل و روده سینمای جهان را میریزند روی میز.
اگر طالب حرفی یا نکتهای در کتابهای قدیمی باشی، در قفسههای یخزده کتابفروشیها نگرد، همیشه صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی!
میگویم قدیمی، منظورم کتابهای عهد آریامهر نیست، الان کتابهای پیشا- احمدینژادی هم جزء کتب ضاله هستند.
آقایان خودشان چند صفحه از تاریخ را ساختهاند و میدانند ورق خوردن صفحات تاریخ و تغییر رنگ و روی زمانه میسر نمیشود جز با انتشار کالای ممنوعه" آگاهی". و عقل میکنند همه در و پنجرهها را گل میگیرند.
کاربر گرامی! خودت را گل میگیریم! جد و آبادت را گل میگیریم! غلط میکنی به جهانی سر بزنی که حرف و حدیثهایش وسوسهات کند که انگار بیرون از این جزیره هم جهانی هست به رنگی دیگر! روشن تر از آسمان این مرز پر گهر!
بنشین همینجا نان و گوجه فرنگیات را بخور اگر هم وسعات نرسید بیخیال! به مشت محکمی فکر کن که کوبیدهایم به دهان استکبار گو اینکه در این هاگیر و واگیر تحریمها، این مشت کمانه کرده توی دماغ خودمان!
اگر هزار هزار سفر استانی برای شنیدن زخم ها و دردهای آدم های گمشده در برهوت کم است، بی خیال! مهم انقلابی است که توی لوله نفت داریم به کشورهای بند انگشتی جهان صادر میکنیم. همین امروز و فرداست که امام غایب ظهور کند و قال قضایا را بکند و ما در رکابش آمریکا را فتح کنیم و چه حالی میدهد سر کشیدن پپسی تگری در عصر ظهور، بعد از یک بکش بکش هالیوودی!
کاربر گرامی! تا آن روز بیخیال کاغذ و قلم، بیخیال کیبورد و دبلیو دبلیو، بی خیال جریان آزاد اطلاعات شو. نوشتن حرفهایی که ما قبول نداریم، وقاحتنگاری است، چه اصراری است دل بستن به این جماعت کتابنخوان! این حرفها گفتن ندارد، تشویش اذهان عمومی است، تحریک علیه نظام است که دارد برای خودش "نظامی" میشود.
به حبسهای تعلیقی فکر نکن، به انتخاب بد و بدتر فکر نکن، بدها نسخه رنگی ما "بدتر"ها هستند. به کلمات جا مانده در قلابها و سه نقطهها فکر نکن، به خیابانهای مجازی بن بست فکر نکن، اصلا قکر نکن! بیا در جشن هستهای ما حرکات موزون کن، خدا قبول کند انشاالله!