« نوبلی که مال ما نیست | صفحه اصلی | کلاس خبرنگاری »
پوتین گشاد برای تهران
October 16, 2007 05:26 PM
انگار کتاب تاریخ را نوشته بودند که ما را تحقیر کنند. حتی از دوران (به باور برخی باشکوه) پیش از اسلام هم که مینوشتند میگفتند این پادشاهان جلاد و سفاک برای رسیدن به قدرت به خواهر و برادر خودشان هم رحم نمیکردند.
خواندن تاریخی که به ما درس میدادند ما را به این نتیجه میرساند که ما ملت با فرهنگ ایران در طول تاریخ، مصداق "کالانعام" بودهایم. مثلاً این پادشاه، هوس شرق میکرده، ما را هی میکردند به سمت شرق که خاطر خطیر ملوکانه آرامش بگیرد، آن یکی میخواسته نقشه کشورش را خوشگلتر کند ما را دوباره هی میکرده به غرب و همچنان چرخ تاریخ برگرده ما میچرخیده است.
آن وقتها فکر میکردم که ما چقدر ملت مظلومی بودهایم ولی حالا فکر میکنم که هر چوبی در طول تاریخ در آستینمان کردهاند حقمان بوده است.
به مساله قراردادهایی که همهشان از دم ننگین بودهاند نگاهی بیندازید. از رویترز تا دارسی و 1907 تا ترکمانچای و گلستانچای! که کابوس فضاحت ترکمانچای دست از سر ما بر نمیدارد.
من زمانی فکر میکردم خب منافع سیاسی و اقتصادی پادشاهان وقت اقتضاء میکرده که بنشینند و این قراردادها را امضاء کنند ولی از سیاستمداران مشنگمان که در طول تاریخ بگذریم، آخر یک ملت باشعور چطور به چنین قراردادهایی تن میدهد؟ همان یک بار هم که زیر بار قرارداد انحصار تنباکو نرفتیم برای این بود که منافع اقتصادی بعضیها به خطر میافتاد چنانکه به خاطرش استفتاء کردند و نتیجه این شد که: الیوم استعمال تنباکو حکم محاربه را دارد و چه و چه.
من با همه بچگیام حرف این قراردادها که میشد میدانستم یک جای کار ایراد دارد ولی نمیدانم چرا پادشاهان قدر قدرت قوی شوکت حالیشان نبود و به خودم میگفتم خب آن دوره سیاستمدارها مثل الان باهوش نبودهاند.
حالا که خیر سرم بزرگ شدهام میبینم که همچنان سیاستمداران ما بهره هوشی پایینی دارند و هنوز هم دارند مملکت را به باد فنا میدهند و همچنان ما مردم با فرهنگ از این گوش تا آن گوشمان خبر نمیشود و همچنان مشغول تماشا هستیم چون کسی به ما نمیگوید چه خبر است.
همین یکی دو هفته پیش آقای احمدینژاد برای نجات از تنهایی بزرگی که برایمان ساخته، رفت دست انداخت گردن رئیسجمهور بولیوی و ونزوئلا شاید مثلا هوگو چاوز در نطق بعدیاش باز از بوش به عنوان شیطانی نام ببرد که بوی گوگرد را در فضای مجمع عمومی سازمان ملل پراکنده و ما دلمان خنک شود!

امروز هم جناب پوتین برای شرکت در اجلاس سران کشورهای حاشیه خزر وارد تهران شد و من چند روز است دارم خبرها را بالا و پایین میکنم ببینم، آوردن یک عضو اصلی شورای امنیت سازمان ملل به تهران در هاگیر واگیر بحث هستهای و حمله نظامی به پای ملت ایران چند تمام شده است و صورت حساب را باید از کجا بپردازیم؟
در خصوص همین منافع دریای خزر دقت کنید که کشورهای شمالی مدام دارند جر میزنند و احتمالا پوتین هم سهم خودش را بگیرد.
محتوای این قراردادها و سندها که برای مردم ایران روشن نمیشود ولی روز آخر این اجلاس رسانههای خارجی را مرور کنید ببینید در مورد محتوای سندی که امضاء شده چه مینویسند. قول میدهم صورت حساب را هم همان روز برایمان بگذارند روی میز. به هر حال عکس یادگاری گرفتن با یک دیکتاتور عضو شورای امنیت خرج دارد که آقای احمدینژاد در این شرایط سیاسی با کمال میل از منافع حاصل از نفت جنوب میپردازد.
فقط ماندهام فردا که بچه مدرسهایها کتابهای تاریخ این دوران را میخوانند به ما که نشستیم و تماشا کردیم فحشهایی ندهند که تنمان در گور روی ویبره بیفتد!
نظرخواهی
ارسال شده توسط: مردی از نسل سوخته در ساعت February 2, 2008 06:58 PM
تاریخ تکرار مکررات است.Dont Worry
ارسال شده توسط: Reza در ساعت November 16, 2007 01:45 PM
به نظرم ماها بستن این قراردادهای ننگین! را از زندگی های شخصی مان شروع می کنیم و باج دادن و تقدیم کردن بی بهانه ی عزت نفس عادت مان شده است.خب...سیاستمداران هم که جدا از ما نیستند. تازه آن بچه های آینده هم اگر با سیستم فعلی بزرگ شده باشند که اصلا کک شان اندازه ی بچگی های تو هم نخواهد گزید.تا آن وقت دغدغه ها خیلی شخصی تر شده است شاید....
ارسال شده توسط: نعیمه دوست دار در ساعت October 19, 2007 06:41 AM
سلام هموطن. سایت یاهو, نام ایران را از لیست کشورهایش در صفحات ثبت نام حذف کرده. اگر حاضر نیستید این ذلت را بپذیرید به صفحه ی http://helloyahoo.net با عنوان کلیدی yahoo mail لینک بدهید تا حداقل سهم خود به ایرانمان را از طریق این بمب گوگلی ادا کنیم. متشکرم
ارسال شده توسط: یک رهگذر در ساعت October 19, 2007 12:42 AM
سلامی علیکم . ممنون از این مطلب جامعت و ممنون از اینکه در مقابل این ننگ تاریخی سکوت نکردی . من هم با مطلبی راجع هب این اجلاس اپم سری بزن .
ارسال شده توسط: پری سا در ساعت October 18, 2007 07:36 PM
متشكرم خانم ناصري عزيز بابت اين تيز هوشي و مطلب جذاب و دلسوزانه تان
اين نامردمان مملكت ما رو بر باد دادند. از خودم بدم مياد وقتي مي بينم نمي تونم كاري بكنم.
ارسال شده توسط: alno در ساعت October 17, 2007 10:01 PM
سلام
ممنون از نوشتهات.
تاريخ ما هم ثبت ميشود و معلوم نيست آنها كه مثل شما خوانندهاش باشند چه خواهند گفت. خدا به قضاوتي كه آنها از دوره ما ميكنند رحم كند!
به ما سري بزن خوشحال ميشويم.
ارسال شده توسط: sina ghanbarpour در ساعت October 17, 2007 08:02 AM
در مورد همون یک فقره قرارداد تنباکو هم روایاتی هست که فتوای حضرت آیت الله شیرازی همچین هم بی بهره از رایزنی های مادی و معنوی سفارت روسیه نبوده. (راست و دروغش گردن راوی که ماشاالله آجودانی باشه در کتاب مشروطه ایرانی که خودش از یک منبع دیگه نقل کرده)
ارسال شده توسط: مردی... در ساعت October 17, 2007 12:46 AM
در متن سند چیزی ندیدم اگر اطلاعی دارید خبر میدهید
ارسال شده توسط: وحید در ساعت October 16, 2007 06:46 PM