« قبله آمستردامی | صفحه اصلی | وقتی انقلابیون به غلط کردم میافتند! »
فصل گیلاس
June 22, 2007 07:05 PM
...اصل قضیه اینکه میخواهم تو باشی
وقتی نباشی
مزه گیلاس تلخ است
ماندن میان این همه آدم قراضه
این مردم تاریک بی احساس تلخ است...
نظرخواهی
عجب گیلاسی بود...زیبا بودمعصومه جان...
ارسال شده توسط: امید در ساعت June 24, 2007 02:13 AM
جالب بود... پیروز باشی
ارسال شده توسط: رها رهنورد در ساعت June 23, 2007 05:30 PM
*غم .. شیرینی فراق است.
** پس تلخی چیست؟!
* بی غمی.
**آن که بی درد است چون تلخ است؟
*او تلخ تر از تلخ است .. لیک نداند.
ارسال شده توسط: مهدی محجوب در ساعت June 23, 2007 11:28 AM
چون من میخونمت پس بیا به وبلاگ تازه ی من سر بزن و نظر بده.
خوب؟؟؟
...........
میم نون: خب
ارسال شده توسط: سانی در ساعت June 23, 2007 10:29 AM
یهو چقدر هوس گیلاس کردم !
بهت لینک دادم : www.namakzar.ir
ارسال شده توسط: حسین در ساعت June 23, 2007 02:15 AM
تو خودت عین گیلاسی!
با کلاسی با کلاسی با کلاسی!
ارسال شده توسط: p: در ساعت June 22, 2007 11:42 PM
مدتهاست که طعم گیلاس را نچشیده ام. چه طعمی بود این طعم گیلاس؟؟
- با تو یا بی تو چه فرقی می کند؟
- فرقی نمی کند؟!
ارسال شده توسط: مسعود در ساعت June 22, 2007 08:56 PM