« خودتان را تحویل بگیرید! | صفحه اصلی | سیزده بدر »

چرا ما کلاً بی‌خیالیم؟

March 28, 2007 01:14 PM

پریروزها یک ای‌میل آمده بود از یک دوست خارجه‌ای حاوی کلی اظهار تاسف از این‌که ما در موقعیت بدی قرار گرفته‌ایم و اعلام این‌که دعا می‌کند برای من و ما که وضع‌مان بهتر بشود و...

 دو سه خط اول ای‌میل را من با ابروهای بالا رفته خواندم که مگر چه بلایی به سر من و ما آمده که این بنده خدا این‌قدر متاسف شده تا رسیدم به کلمه صلح و تازه یاد جنگ افتادم و دوزاری‌ام به قول معروف افتاد که ای‌بابا دی‌شب قطعنامه 1747 شورای امنیت علیه ایران تصویب شده و این ای‌میل حاوی دعاهای خیر، اثرات آن قطعنامه است و کلی خندیدم که  این دوست بی‌خبر از احوالات ما ایرانی‌ها چقدر قضیه را جدی گرفته است!

الان که این پست را می‌نویسم نصف بیشتر ایرانی‌ها در سفرند. از شمال و چالوس و متل قو و انزلی و آستارا تا جنوب و بوشهر و اهواز و آبادان و البته یک تعدادی هم این‌ور و آن‌ور پراکنده‌اند.

 آنها هم که سفر نرفته‌اند مشغول دید و بازدید عید و بحث وگفتگو درباره این هستند که پرتقال تامپسون امسال کیلویی نهصد تومان بود و موز یک‌دفعه چقدر بالا کشیده  و آجیل چقدر گران شده و ...

واقعیتش این است که الان اوضاع واقعاً خراب است. یک ‌طرف سیاستمداران کله‌خراب ایرانی ایستاده‌اند و به سبک و سیاق سال‌های اول انقلاب گردن می‌کشند و گروگان می‌گیرند و به سازمان‌های بین‌المللی محل سگ نمی‌گذارند، آن‌طرف هم، همه سیاستمداران جهان ایستاده‌اند و هیچ‌کدام هم حاضر نیستند یک‌قدم از مواضع انقلابی‌شان کوتاه بیایند.

 ما ملت ایران هم این وسط نشسته‌ایم تخمه ژاپنی می‌شکنیم و پسته کله‌قوچی می‌خوریم!

از وقتی آن ای‌میل کذایی رسیده دارم فکر می‌کنم به اعتماد و اطمینان کدام نیرویی ما این‌قدر بی‌خیالاتیم!؟

 یعنی چرا همچنان در راستای این‌که آمریکا هیچ‌ غلطی نمی‌تواند بکند رسیده‌ایم به این نقطه که آمریکا و بقیه کشورهای موجود در نقشه جهان همگی با هم همچنان هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند؟

اولین گزینه این است که ما همگی کله‌خرابیم! یعنی دست‌کم آن عده فراوانی که بی‌خیالند کله خرابند و یک‌جورهایی همگی احمدی‌نژادیم و کلاً روی امدادهای غیبی مدل جنگ هشت‌ساله و هاله‌های نورانی و اینها حساب باز کرده‌ایم.

گزینه دوم که به‌نظرم خیلی بعید است وگرنه خبر خوشش تا حالا به گوش ما رسیده بود این است که ما واقعاً توان هسته‌ای‌مان به‌قدری است که باعث می‌شود احساس کنیم در امنیت قرار داریم. شاید خبر خوشش به گوش امریکا و اسرائیل و بقیه رسیده باشد.

در این‌صورت شرایط‌مان شبیه کره شمالی می‌شود. با این تفاوت که کره شمالی اعلام نکرده بر طبق آموزه‌های  دینی نبی اکرم یا هیچ‌ انسان الهی دیگری ما به خودمان اجازه تولید سلاح هسته‌ای نمی‌دهیم.

حتی اگر واقعاً  تلاش‌های دانشمندان هسته‌ای در تولید سانتریفوژ! به یک جایی رسیده باشد  الان سیاستمداران ما برای اعلام آن در رودرواسی (رودربایستی!) جامعه جهانی و نبی‌ اکرم گیر کرده‌اند.

(تازگی‌ها کشف کرده‌ام روی لباسشویی‌مان یک چیزهایی درباره سانتریفوژ نوشته برای این‌که متهم به تولید سلاح هسته‌ای نشویم رفتم در ویکیپدیا مطالعه کردم دیدم این ساتریفوژ زیاد هم شاخ غول نیست که شکستنش سخت باشد!)

حالا یکی دو روز است دارم فکر می‌کنم که خدایا! این ملت ایران به‌خصوص اهالی باشتین و بیهق وقتی خبر حمله قریب‌الوقوع مغول‌ها به آنها رسیده در چه حالی بوده‌اند؟ آیا نیاکان ما  آن موقع هم مشغول شکستن تخمه ژاپنی و پسته کله قوچی بوده‌اند؟‌

در این صورت آیا واقعاً چرا؟

  در مورد سانتریفوژ بیشتر بدانید!

در مورد centrifuge  هم همینطور!

masoome naseri | 01:14 PM

 

نظرخواهی

نظر شما چيست؟










Remember personal info?