« دوباره این شعر را گم نکن دوباره | صفحه اصلی | کی رها می‌شوم از دست خودم؟ »

حرف مفت اینترنتی

May 12, 2007 11:15 PM

می‌گویند در سال‌هایی که تکنولوژی تلگراف وارد ایران شده بود، شاه وقت که احتمالاً ناصرالدین‌شاه بوده (حوصله ندارم گوگل کنم!) برای نهادینه‌ کردن استفاده از این تکنولوژی در میان مردم و آشنایی خلایق یک روز را به‌عنوان روز حرف مفت اعلام می‌کند. بنابر امر همایونی رعیت می‌توانستند بروند تلگرافخانه و برای فک و فامیل و دوست و آشناهایشان در اقصی نقاط ممالک محروسه به رایگان، حرف مفت تلگراف کنند.

حالا شده حکایت این دور و زمانه البته با کمی تفاوت! چند سالی است که بعضی از دانشگاه‌ها اعم از آزاد و غیر آزاد، دانشجویانشان را وادار می‌کنند از طریق اینترنت، انتخاب واحد و حذف و اضافه‌شان را انجام بدهند.

 تا اینجای قضیه خب ایراد ندارد که هیچ، خیلی هم خوب است. مشکل اما اینجاست که با آن سرعت اینترنت که طبق قانون فیتیله‌اش پایین‌تر هم کشیده شده است این کار مصیبتی است عظیم. خود ما در تهران، بارها برای فک و فامیل و اعضا خانواده که در شهرستان بودند انتخاب واحد می‌کردیم.

 این ماجرای پیگیری اینترنتی کارت سوخت هم راه خوبی برای آشنا کردن ملت با اینترنت است و به قول اهل فن افزایش ضریب نفوذ اینترنت در ایران اما حیف که حکومت محترم، شیر فلکه اینترنت را در ایران بسته است و اطلاعات، قطره قطره برای کاربران ارسال می‌شود مبادا با خواندن کلمه زن مثلاً از راه بدر شوند.

admin | 11:15 PM

 

نظرخواهی

هی ی ی ی ی

ارسال شده توسط: آهو در ساعت May 16, 2007 02:46 PM

اگه بدون مردن، سفارش پخت حلوا پذیرفته می شود، خبرم کنین ...
برخی دیگر از مطالب رو خوندم. نقطه نظرات جالبی داشتین ...
....
میم نون: متاسفانه سفارش حلوا فقط باهمراه داشتن جواز دفن پذیرفته می شود.

ارسال شده توسط: دانش در ساعت May 16, 2007 09:32 AM

مشکل اینجاست که پرزیدنت محمود ما الکترون خونش زیاد است

ارسال شده توسط: :: هادی :: در ساعت May 16, 2007 12:08 AM

اصولا ابنا بشر اونم از نوع ایرانی قادر به کنترل خودشون نیستن و همه چی شونو باید فیلتر کرد....موها....بدن....اتومبیل....اینم از اینترنت!!
ما رو یه مشت حیوون فرض کردن که تا ولمون می کنن....استغفرالله!!!

ارسال شده توسط: shahrzad در ساعت May 15, 2007 04:28 PM

وبلاگ جالبی داری. دست نوشته هات هم .به ماه سر بزن اگه گذرت به اسمون افتاد

ارسال شده توسط: farzane در ساعت May 15, 2007 03:18 PM

جدا که شیر فلکه زیادی بسته است. پدرجد آدم جلوی چشمش میاد تا یه صفحه باز شه.

ارسال شده توسط: مارال در ساعت May 15, 2007 11:45 AM

اگه فقط به یه چیز قائل بود این جماعت اهل قدرت و صد البته اهل زور اون وقت شرایط کمی به تر از آلان بود و اون هم شعور داشتن حیوان دو ÷ایی به نام انسانه.که صد سال دیگه اگه بهش برسن باز یه اشکالی تو کاره و اون هم این که میشینن می گن حالا که آدما شعور دارن آیا زنان رو هم می تونیم در این دایره جا بدیم .

و ما هنوز فرسنگها عقبیم و اوضاع بدتر از اونیه که دوست داریم فرض کنیم هست.

ارسال شده توسط: کرگدن بانو در ساعت May 15, 2007 10:41 AM

قشنگ گفتی! خوب راست میگی اما...

ارسال شده توسط: پویا پرتو در ساعت May 14, 2007 03:55 PM

تو همون روايت تاريخي اومده است كه اونقدر مردم رفتن حرف مفت زدند كه كاغذ زندند حرف زدن ممنوع! براي همين الان دولت اينترنت رو قطره اي كرده تا حرف مفت نزنيم

ارسال شده توسط: هومن در ساعت May 13, 2007 12:26 PM

فیتیله اینترنت رو کشیدن پائین و می خوان دولت الکترونیک رو هم محقق کنن. شبکه اینترنت ملی راه بندازن و ...

ارسال شده توسط: mohammad در ساعت May 13, 2007 10:48 AM

هر کاری کردم نظر خاصی اینجا بذارم نشد، خواستم بدونی که مطلب زیبای تو رو خوندم

ارسال شده توسط: حامد راد در ساعت May 13, 2007 12:23 AM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?