« عشقولانه از الف تا ی | صفحه اصلی | پنجاه سالگی یک دات »
ترمز کنید!
June 23, 2006 02:48 PM
مایلیکهنیسم به فوتبال برگشته است. نتایج ضعیف تیم ملی فرصتی فراهم کرده که آقایان به تلویزیون بیایند و عرض اندامی کنند و مدام به بینندگان عزیز یادآور شوند خیلی وقت پیشها آنها از سر دلسوزی (و نه از سر چشم داشتن به نیمکت تیم ملی) یادآوری کرده بودند که اگر چنین شود چنان خواهد شد. و در لزوم استفاده از مربی وطنی این استدلال ابلهانه را میآوردند که همیشه مربی تیمهایی که به مراحل پایانی جام جهانی میرسند بومی همان کشورند!
دیشب برنامه یک جهان یک جام شبکه سه، میکروفون را داده بود دست مایلیکهن(که به قول خودش بعد از هشت ماه دعوت شده بود به تلویزیون ) و یک کارشناس فوتبال حرصآور به اسم شعبانی تا بدترین حرفها را علیه تیم ملی و برانکو بزنند. مایلیکهن که رسماً با تعلیقهای طولانی حرف میزد و حتی بعضی وقتها برای بیان یک کلمه حرف، به خودش سخت فشار میآورد.
مردم عزیزی هم که در گزارشهای تلویزیونی حرفهایشان پخش میشد دریغ از یک ذره انصاف! انگار تیمی از بهترین ستارههای دنیا را روانه آلمان کرده باشند و ستارهها ناامیدشان کرده باشند توقع داشتند برزیل را هم درو کنیم و برگردیم.
یک آدم منصف پیدا نمیشود بگوید دوستان عزیز لطفاً ترمز کنید! اما تلویزیون و مجریهای ورزشیاش هم به این بیانصافیها در سطح وسیع دامن میزنند و بر عصبیت موجود در فضا میافزایند.
من هم از برانکو عصبانیام که علی دایی را تعویض نکرد. از علی دایی عصبانیام که شان خودش را حفظ نکرد و روز بازی با مکزیک بزرگترین تماشاچی میدان بود اما روحیات خودمان را هم میشناسم و مطمئنم اگر برانکو بدون علی دایی به آلمان میرفت و همین نتایج را میگرفت باز همین دوستان از پشت همین میکروفونها در ضرورت استفاده از سرمایههای ملی داد سخن میدادند و تحلیلهایشان را میریختند روی دایره که اگر علی دایی میبود خط حملهمان فلان و بهمان میشد. ما که بهتر از هر کس میدانیم چه ملت باصفایی هستیم. از SMSهایی که تا همین دیشب رد و بدل میشد پیدا نیست؟
در مورد اینکه ما میتوانستیم تیم ملی بهتری داشته باشیم هیچ شکی نیست. اما این تیم ملی را که نمیشود از لوله آزمایشگاه بیرون کشید؟ همین روزنامههایی که این روزها تیتریکهایشان به شعرهای فریدون مشیری پهلو میزند چند بار وضعیت اسفناک مدارس فوتبال و تیم ملی نوجوانان و جوانان را تیتر یک کردهاند؟
اگر بودجه میلیاردی فعالیتهای فرهنگی-تبلیغاتی فدراسیون فوتبال (که از قبل آن نه یک پرچم سه رنگ دست کسی داده شد نه یک پیراهن تیم ملی تن نوجوان و جوان ایرانی رفت) صرف بچههایی میشد که در کوچه و خیابانهای مملکت صدبار بهتر از علی کریمی دریبل میکنند میشد دست کم به ده سال و بیست سال آینده امیدوار بود اما با این رویه هیچ کاری از دست کسی ساخته نیست.
ما در شرایط غیراستاندارد با امکانات غیر استاندارد، با نیروهای غیر استاندارد، وارد یک فضای استاندارد که میشویم سرگیجه میگیریم و کارمان به ته ته جدول جام جهانی میکشد.
جام جهانی بعدی هم با ضرب و زور راهی جام جهانی میشویم و آنجا هم زیر پای تیمهایی مثل پرتغال و مکزیک له میشویم. آنها که توقع گذشتن تیم ملی از سد پرتغال و مکزیک را داشتند دستکم بروند به جدول ردهبندی کشورهای مختلف در فیفا نگاه کنند ببینند ما کجا نشستهایم و آنها کجا ایستادهاند و انصاف کجا؟
حالا هر چقدر میخواهیم برای خودمان امید بیهوده ببافیم که امام دوازدهم یار دوازدهم تیم ملی ماست. بالاخره از ائمه اطهار و امامزادههای بیشمار تا یکجایی میتوان انتظار داشت. به تصدیق متون دینی ازآنها فقط کرامت برمیآید و تیم ملی ما به معجزه احتیاج داشت.
نظرخواهی
سلام.برای اعتراض به انتقادات بی اساس از علی دایی به ادرس زیر بروید:
http://www.persianpetition.com/sign.aspx?id=7f2ce402-3cdc-474e-a1e8-e738d0762b10
ارسال شده توسط: مهدی در ساعت June 26, 2006 12:03 PM
در اینکه علی دایی از سرمایه های ماست شکی نیست.ودر خصومت شخصی آقای مایلی کهن با علی دایی هم شکی نیست.
ارسال شده توسط: یک ایرانی منصف در ساعت June 26, 2006 09:37 AM
سلام ... خانم ناصري بايد قبول كنيم كه حد فوتبال ما همين است و بيشتر نيست ... يك نگاهي به بازي ايران و پرتغال بياندازيم كافي ست ... جايي كه لويس فيگوي 33 ساله در استارتها حسين كعبي 21 ساله رو كه مي گويند 100 متر را در 10 ثانيه مي دود را بارها جا مي گذارد ... يا اينكه براوو با 165 سانتي متر قد بالاتر از رحمان رضايي و نصرتي هد مي زند و سومين گل مكزيك را به ايران مي زند ... حدمان همين است ... خودمان را گول نزنيم ...
ارسال شده توسط: حميد در ساعت June 25, 2006 03:10 PM
والا به خدا !!!
ارسال شده توسط: طارق در ساعت June 24, 2006 01:26 AM
سلام معصومه خانوم! یادتون نیست مسلما.ولی خیلی وقت پیشا بهتون میل زده بودم و گفتم واقعا معصومه ناصری هستی؟!! الانم همونم دیگه! خوشحالم بالاخره بعد از 2 سال 40 چراغ نخوندم میتونم مطالبتو بخونم.امیدوارم شاد باشی همیشه.
ارسال شده توسط: Erfan در ساعت June 23, 2006 09:23 PM
مرسی منصفانه ترین چیزی که خوندم همین مطلب بود.
ارسال شده توسط: امیرحسین در ساعت June 23, 2006 08:00 PM
دعوت شده ها كه به نظر من كاملا با غرض بودند. اين شعباني كه هر از گاهي گريزي به دفاع مقدس و انرژي هسته اي مي زد و قياس به مثل مي كرد! مايلي كهن هم كه شايعه جانشينيش به جاي دادكان كم رنگ نيست!
بعدشم ايراني جماعت اينه ديگه، هميشه مي گه اگه من بودم حتما طور ديگه اي مي شد...
ارسال شده توسط: هما در ساعت June 23, 2006 07:53 PM
...مشکل فوتبال ما نداشتن بازیکن یا مربی نیست.مشکل اینه که فوتبال ما دست مافیاست...فوتبال ما سیاسیه عزیز
ارسال شده توسط: شاهین در ساعت June 23, 2006 06:46 PM
قضیه کاملا شبیه اصلاحات و احمدی نژاده.4 سال پیش برانکو نماینده مربیهای مجهز به علم روز و موفقیت اون موفقیت اصلاحات در فوتبال به شدت سنتی ایران بود. بی عرضگی و عدم لیاقت برانکو مثل خاتمی جنبشهای پوپولیسمی در فوتبال رو که نمایندشون مایلی کهن ناصر حجازی و یا سعید مدنی سردبیر کهان ورزشی رو قدرتمند خواهد کرد. به عنوان مثال همین سعید مدنی امروز در کانال 5 میگفت فدراسیون فوتبال باید نوکر مردم باشه و باید برای مردم نوکری کنه دقیقا همون حرفای عامه پسندی که احمدی نژاد رو سر کار آورد الان مد روز فوتبال شده. در بی لیاقتی و لجبازی برانکو دادکان و دایی بحثی نیست اما فوتبال پوپولیستی به ناکجا آباد میره...
ارسال شده توسط: ا در ساعت June 23, 2006 05:18 PM
سلام
بابا این فقط فوتباله، فوتبال
چرا این قدر جدی می گیرید و بزرگش می کنید؟ هیجان داره و کیف می ده. ولی حالا مثلا مدرسه فوتبال درست و حسابی داشتن از دانشگاه خوب داشتن مهم تره؟ اگه قراره اعتبار بیاره که جفت اش می آره. خود ما خیلی گنده اش می کنیم دیگه خواهر من..
نکن این کارو... نکن
ضمنا مایلی کهن هم این یه ماهه حضورش پررنگ شده بود و فقط مال دیشب نبود...
ارسال شده توسط: ندا در ساعت June 23, 2006 04:03 PM