« کشف و شهود در سرزمین چرخه اتمی | صفحه اصلی | همایش " زنان و اینترنت در هزاره سوم" »
جای خالی عشق فوتبالها
June 5, 2006 11:25 PM
چند سال پیش یکی از دخترهای خواننده چلچراغ از مشکل استادیوم رفتنش برایم حرف زد. او میگفت برای بازیهایی که زمستانها برگزار میشود میتواند کاپشن بپوشد و وارد استادیوم شود ولی در بازیهای تابستانه این کار ممکن نیست. بعدتر که در چلچراغ در مورد لزوم حضور زنها در استادیومهای ورزشی نوشتم نه فکرش را میکردم که یک روز باید تا ته ماجرا بروم و یک پای کمپین دفاع از حق ورود زنان به استادیوم شوم و نه فریدون عموزاده خلیلی مدیرمسئولمان فکرش را میکرد به خاطر چاپ مطالبی در این مورد به دادگاه مطبوعات فراخوانده شود آن هم به جرم تحریک افکار عمومی برای مقابله با پلیس و اتهامهایی از این دست.
یک روز پیش از بازی ایران و بوسنی آقای خلیلی که میشنود این بار هم قصد رفتن به استادیوم را داریم یادآوری میکند که دیگر در این مورد مطلبی در چلچراغ چاپ نمیکنیم. چند دقیقه قبل از رفتن به استادیوم یک سر به تحریریه اعتماد ملی میزنم و همه دوستان عاقلم میگویند باید بیخیال شویم چون اینبار دستور دادهاند با هر نوع تجمعی برخورد شود.مطمئنم که این بار هم راهمان نمیدهند و میگویم به هر حال این کلکلی است که نباید در آن کم بیاوریم و رفیق هنوزآبادی که میگوید مخالف این شیوه است یادآوری میکند این آخر و عاقبت سیاستهای خیابانی است و این که شما پوپولیست هستید.
از جمع پنجاه نفره بچههایی که آمدهاند جلوی در استادیوم تعداد کمی فرق فوروارد و آفساید را میدانند و اصلاً فوتبالی نیستند اما با اعتقاد به اینکه نیمی از صندلیهای این استادیوم حق زنهاست آمدهاند اینجا و شعار میدهند. در طول ساعتهایی که زیر آفتاب خرداد جلوی در استادیوم نشستهایم به این فکر میکنم که اگر تعدادمان دو برابر یا چهار برابر بود میتوانستیم از این میلههای آهنی رد شویم اما کلاً 50 نفریم کمتر یا بیشتر. ترمزهای این حرکت اعتراضی یکی و دو تا نیستند.علما و مراجع با دلایل خاص خودشان مخالف حضور ما در استادیومها هستند بدون اینکه یکبار قدم به این فضا گذاشته باشند.کاش یکبار برای آنها تور استادیوم آزادی میگذاشتند تا میدیدند اوضاع آنطور که آنها فکر میکنند آلوده نیست. مدیران و تصمیمگیران سیاسی نظام مخالفاند چون گمان نمیکنند بتوانند موج مخالفتهای احتمالی را از سر بگذرانند. مسئولان امنیتی و انتظامی مخالفاند چون احتمال میدهند توانایی تامین امنیت این فضای بزرگ را ندارند. میدانم که خیلی از دوستان نزدیکم هم مخالفاند چون همه این کارها را یک خواسته ونک به بالا میدانند و معتقدند در حالی که زنها هزار و یک درد بیدرمان دارند ما بیخود گیردادهایم به استادیوم. برای همه آنها جواب دارم اما از این طرف ماجرا این روزها عصبانی بودم که چرا دخترهای عشقفوتبال که حاضرند دردسر و تحقیر تغییر لباس را بپذیرند و وارد استادیوم شوند به جمع ما اضافه نشدند تا تعدادمان به واقعیت نزدیک شود.دلم نمیخواست چیزی بنویسم که دوستانم را در کمپین برنجاند. میدانم به ثمر رسیدن یک حرکت اجتماعی زمان و نیروی زیادی میبرد اما ناراحتم که چرا بسیاری از ما حاضر نیستیم برای به دست آوردن حقوقمان کمی هزینه بدهیم. عصبانیام که چرا باید فلان دوست عزیز که تا حالا حتی یک مسابقه فوتبال را کامل ندیده جلوی استادیوم کتک میخورد اما تعداد کمی از عشق فوتبالها جرات میکنند به کمپین ما بپیوندند؟
سعی کردم در روزهای گذشته در مورد این عصبانیتم چیزی ننویسم ولی وقتی این خبر را خواندم عصبانیتم گل کرد. هزاران نفر از دانشآموزان شیلی به خاطر به دست آوردن حقشان میروند خیابان کتک میخورند، پلیس گاز اشکآور به طرفشان میپاشد، هزاران نفر از دانشجویان فرانسوی باز هم به خاطر خواستههایشان، حدود یک ماه پلیس فرانسه را بیچاره میکنند اما عشق فوتبالهای ما حاضر نیستند به خاطر حقشان دو ساعت جلوی استادیوم بنشینند. فکر میکنم ما در امور مدنی زیادی سوسول هستیم. دوستانم احتمالاً میگویند ما به عنوان فعالان اجتماعی باید پیگیر این حق باشیم خب تعداد ما زیاد نیست ولی جای خالی دخترهای عشق فوتبال که فراوان هم هستند بشدت در کمپین ما خالی است. چند نفری از دخترهای فوتبالی با پیراهن تیم ملی و پرچم ایران روز فوتبال با ما بودند اما تعدادشان کم است تعدادمان کم است. کاش دفعه بعد کمی زیادتر باشیم و کمی شجاعتر.
نظرخواهی
واقعا حرفت درسته افراد خيلي کمي حاضرن براي بدست آوردن حقوقشون لااقل يه تلاش ساده بکنن
ارسال شده توسط: arefe در ساعت June 7, 2006 03:49 AM
من کی از کلمه پوپولیست استفاده کردم خواهر؟گفتم با کارهای خیابانی موافق نیستم ، همین!
ارسال شده توسط: سیدآبادی در ساعت June 6, 2006 09:23 AM
ببخشید من نمی فهمم چرا زن ها باید برای ورود به استادیوم مبارزه کنن. این خواسته صنفیه؟ سیاسیه؟ جنسیتیه؟ مدنیه؟ ورود به استادیوم شده نهایت آمال و آرزوی زنان؟ حقوق اساسی تر زنان و مردان داره پایمال می شه. استادیوم حتی برای مردهای حسابی هم جای مناسبی نیست و ما هم سعی می کنیم نریم چون فن های فوتبال اوباش وحشتناکی هستن.
ارسال شده توسط: مداد رنگی در ساعت June 6, 2006 01:21 AM
در ضمن ببخشید که غلطهای گرامری و املایی در متن قبلی زیاد است. یک مقدار با عجله نوشتم.
این سایز لوگویتان هم فاجعه است. همه صفه را گرفته و آدم باید برای دیدن متن scroll کند. اگر من باشم به این جور لوگو گذاشتن میگویم سوسول بازی :)
ارسال شده توسط: mohammad در ساعت June 6, 2006 12:26 AM
من فکر نمیکنم ایرانیها اینقدر هم سوسول باشند. آن دانشجوهای فرانسوی یا احتمالا دانش آموزان شیلیایی به احتمال زیاد یک اتحادیه صنفی دارند که کار هماهنگی برای راهپیماییها و تشویق ملت به حضور است.
چند ماه پیش یک اعتصاب بین دانشجویان که در دانشگاه بریتیش کلمبیا کمک حل تمرین اساتید هست برگزار شد به این هدف که حقوق و مزایا زیاد شود. اولا یک تشکل صنفی پشت قضیه بود و ثانیا به خوبی ملت را تشویق کرد. مثلا ایمیل زدند که سال قبل دانشجویان دانشگاه تورنتو چنین کاری کرده اند و موفق شده اند و ...
خلاصه انتظار این که دو روز قبل از بازی با SMS و وبلاگ مردم را جمع کنید که به شما ملحق شوند انتظار بیجایی است مخصوصا در ایران که یک دختر جوانی که تجربه این جور کارها را ندارد هر انتظاری از راه یافتن راحت به ورزشگاه تا بازداشت و حتی اعدام را هم در ذهن خود خواهد داشت.
ارسال شده توسط: mohammad در ساعت June 6, 2006 12:08 AM