« كمی لینك | صفحه اصلی | فعلاً »
سوال
March 10, 2006 06:03 PM
همین روزها دوران زندان اكبر گنجی تمام می شود. شش سال! همین دیروز بود یا یك قرن پیش كه از پنجره آن ساختمان میدان هفت تیر دست تكان داد و رفت؟
نظرخواهی
ارسال شده توسط: ehsan در ساعت March 30, 2006 04:23 PM
بهار در آستانه عيد به خواب رفته است اما هنوز بيدارم و انتظار نوروزي را مي کشم تا دلم را رنگ شکوفه کند سال نو شما مبارک من هنوز در زمستانم
ارسال شده توسط: علي صديقي در ساعت March 29, 2006 02:49 AM
مثل اینکه سرتون خیلی شلوغه یا شایدم دارید خوش می گذرونید.در هر صورت سال نو مبارک
ارسال شده توسط: asare در ساعت March 21, 2006 07:30 PM
خانم ناصری عزیز که من برای کافه ناصری نو 40چراغتون سخت دلتنگم عیدتون مبارک سال خیلی خیلی خوبی داشته باشید.
ارسال شده توسط: bahar در ساعت March 20, 2006 12:59 AM
تبریک
تبریک
تبریک
تبریک
تبریک
و...
هزاران تبریک
گنجی آزاد شد.
ارسال شده توسط: محمد در ساعت March 19, 2006 03:16 AM
salam masoomeh jan.eidet mobarak,belakhare webloge ma ham rah oftad.linkidamet.to ham belink
ارسال شده توسط: hanieh bakhtiar در ساعت March 18, 2006 09:50 AM
بعد از اعتصاب غذا مردم کم کم این بنده خدا رو فراموش کردن .واسه همین بعضی وقتها این فکر رو می کنم که آیا این مردم ارزشش رو دارند؟!؟!؟!؟
ارسال شده توسط: a far friend در ساعت March 17, 2006 09:18 PM
kojaeeee
ارسال شده توسط: hadi در ساعت March 15, 2006 07:32 AM
مادرمرده ترازاين نيست درهم گره بخوريم / ماكاروني
قهوه راچاي بنويشيم / يك عصرپاييزي باكلاه ي /نارنجي
نارنجي يا آبي/چه فرقي مي كند
چنگال راكه پايين بياوري/تمام مي شوددهانت كه پرٌازبوي ماهي ست
ارسال شده توسط: ناما جعفري در ساعت March 12, 2006 07:54 PM
خانم ناصری گرامی . برای سایت پندار مشغول منتشر کردن یک وِیژه نامه برای هفته نامه ی چلچراغ هستم http://foaad.blogfa.com/post-160.aspx آقای خلیلی فرمودند شما قرار بوده قبلا چنین کاری بکنید . پس : هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم شماره حساب ... چیز ... نه ... یعنی می تونیم رو کمک شما حساب کنیم دیگه !
ارسال شده توسط: فواد خاک نژاد در ساعت March 12, 2006 02:05 PM
شش سال؟ شش سال؟ شش سال؟ برای ما انگار همین دیروز بود. برای ما فراموشکاران.
ارسال شده توسط: من و پری در ساعت March 12, 2006 12:30 AM
"داستان تاریخی گنجی و ویرانه قضایی"
باستان شناس :
خانوم ها و آقایون عزیز،
لطفا برید کنار.
کمی میدون بدید. دارن گنج رو از زیر ویرونه ها بیرون میارن. خواهش می کنم برید عقب تر...
خانم ناصری :
خدایا! بعد از یک قرن!!!
--------
خوشحالم. رها خواهد شد، او که شش سال از زندگی اش را به ما هدیه کرد...
ارسال شده توسط: بهرنگ در ساعت March 11, 2006 08:44 PM
جانمی جان
فقط شش روز مونده
ارسال شده توسط: م س ا ف ر در ساعت March 11, 2006 02:25 AM
این جور وقت ها آدم تردید می کند بگوید : چه زود گذشت ... خیلی هم دیر گذشت . شش سالی که هر روزش هزار سال بود شاید برای گنجی . هزار بار آرزوی مرگ کرد شاید گنجی . کسی چه می داند ؟
ارسال شده توسط: تیغ ماهی در ساعت March 11, 2006 02:19 AM
خدا کنه از آسمون مشکلی نباره!
ارسال شده توسط: نازنین در ساعت March 11, 2006 01:33 AM
نمیدونم چرا ولی الان هیچ احساس خاصی ندارم نسبت به این وقایع مث اینکه سر شدم!.....مشتاقم به تبادل لینک
ارسال شده توسط: خروس در ساعت March 11, 2006 01:25 AM
yasdesh bekheir
ارسال شده توسط: asareh در ساعت March 10, 2006 10:43 PM
bamdad baraye haminha sorod :shobadebazane labkhand dar shab kolahe dard / kashefane forotane shokaran.................
be rozam
ارسال شده توسط: ehsan ezzati در ساعت March 10, 2006 08:40 PM