« یك روز معمولی پاییزی | صفحه اصلی | از كجا می‌دانستم دیوانه می‌شوم »

اراجیف پاییزه

November 16, 2005 03:37 PM

نه این می‌خندیم كه فیلم‌های بو كردن و می‌شویم و ترانه ما می‌ریم سرگیجه پیشتر و عطر پیشتر ‏نیست. خب اینجا حتی اگر كه می‌ریزی پرنده خطرناك پنهانش از بس رسیدن به است برای ‏آدم‌هایی كه سكوت‌ها خط‌ قرمز تا مرزهای بیچاره تن‌شان مدید موزون است.‏
اینجا كه ما هیچكس‏‎ coldplay‏ شعر ما درخت‌های می‌ایستم روح را نمی‌بیند خیابان می‌روم چون  ‏چنین  تمرین نكرده‌اند. آن‌ كلماتی كه دنبالش تو می‌دانی را پس بگذار می‌دوانند! منظورت پوستر ‏نیست. لذت سوپرانو اخوان چشیدن است كه بزرگتری كرده باشد. آدم‌های قفسه این روزگار ‏اراجیف زنی عاشقانه ندارند. در بی‌كرانه مدت‌های كس دیگری نمی‌توانند. به محض این‌كه ولش ‏نوشته‌ام  و برای دیگری. از این عشق‌ها كه در همه خیابان‌های چای شعر ریخته‌است. از جردن تا ‏روح جوادیه.‏
من اما می‌ایستم روبه‌روی كتاب‌های  و تو را انتخاب می‌كنی. من  روبه‌روی پر از و برای دیدن تو ‏را انتخاب می‌كنی.تو می‌ایستی روبه‌روی كه صدایش را انداخته در لابه‌لای شكلاتی پارك و من ‏می‌شنوم. تو قدم می‌گذاری توی و من پر نمی‌زند می‌شنوم بوق می‌کنند.تو می‌زنی هماغوشی و من ‏با بوی خوش تو به زیادت طلبد.تو تهران و من قهوه تخیل هگذر می‌نوشم.این شاعر  است ‏نمی‌گوید؟ به جهنم! به چه درد می‌خورد زندگی کنند وقتی توی نویسنده‌های چشم‌ها اینجا مرا ‏صحنه‌هایی هم می‌شنوی؟ اینهایی كه  ننویسم جهان بقیه عشق‌شان مدراتوكانتبیله ما ایستاده‌ایم ‏خارجی آن دویست موتورهای هرچی و نمی‌دانم چند نفر بگیرند از این كلمات می‌زنند درهم مثل ‏اسب و بگویند هی‌ از این معشوق سی‌دی فروشی درهم برگ خشك پاییزی جستجوی چه بود؟ ‏آن‌وقت دیوار، خیس و می‌لرزیم.این نوشته مثل  عشق جادویی با باران ابتذال سیب بند می‌آید ‏آدمی كه عشقش بند نمی‌آید.‏
 

masoome naseri | 03:37 PM

 

نظرخواهی

sounds like Samuel Beckett's "Waiting for Godot" !

ارسال شده توسط: mokh-less در ساعت November 22, 2005 02:14 AM

این چنین است در این خانه من به بازار مرده است.

ارسال شده توسط: طارق در ساعت November 18, 2005 12:33 AM

این چنین است ما را در این خانه من به بازار مرده است

ارسال شده توسط: طارق در ساعت November 18, 2005 12:31 AM

سلام خانم ناصري ! آنقدر نيامدي به خانه ام كه من رفتم !! اما هميشه نوشته هايت را مي خوانم و برايت آرزوي موفقيت مي كنم ...شاد باش و شاد زي

ارسال شده توسط: ehsan در ساعت November 17, 2005 03:05 PM

خدا بود! :))

ارسال شده توسط: مانا در ساعت November 17, 2005 08:52 AM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?