« روشنفكرهای سانسورچی | صفحه اصلی | اراجیف پاییزه »

یك روز معمولی پاییزی

November 13, 2005 12:01 AM

اگر خوب و بد همه روزهای دیگر بستگی به این دارد كه از دنده چپ بلند شوی یا از دنده راست من از همین امشب دلهره خوب و بد فردا را دارم.
فردا صبح نمی‌دانم برای دیگران چطور شروع می‌شود ولی برای من با انتظار برای رای دو تا دادگاه شروع می‌شود.در یك دادگاه قرار است فریدون عموزاده خلیلی مدیرمسئول
چلچراغ به جرم تشویش اذهان عمومی و تحریك و از این حرف‌ها محاكمه شود و در یك دادگاه دیگر یكی از دوستانم باید برای به دست آوردن حق حضانت دختر كوچكش منتظر رای یك آقای قاضی بماند.

یكی از اتهام‌های چلچراغ مربوط به مطالبی است كه سال پیش بعد از بازی تیم‌ملی فوتبال ایران و آلمان در چلچراغ نوشته بودیم درباره تلاش‌مان برای ورود به ورزشگاه آزادی و برخورد نیروی انتظامی و حراست تربیت بدنی و غیره! در واقع باید بگویم تلاش ناكاممان هر چند چندماه بعد با قدرت بیشتر و هماهنگی بهتر بالاخره توانستیم وارد استادیوم آزادی بشویم.

راستش من امید چندانی به رافت اسلامی موجود در دادگاه‌هایمان ندارم ولی خب به رافت الهی كه امیدوار  می‌توانم باشم!

گاهی فكر می‌كنم با وضع موجود و  خط و نشان‌هایی كه برای مطبوعات در دولت جدید كشیده شده شاید حكم توقیف هم حكم بدی نباشد. ولی به  بچه‌های جوانی فكر می‌كنم كه چلچراغ تنها نشریه‌ای است كه دارند و می‌خوانند و می‌توانند نشانه‌هایی از خودشان و دلبستگی‌هایشان در آن پیدا كنند. تا اطلاع ثانوی نگرانی‌های ما از این دست است.

masoome naseri | 12:01 AM

 

نظرخواهی

متا سفانه توقیف روزنامه ها و مجلات تا حدود زیادی تبدیل به اتفاق عادی شده. من با اینکه خودم زیاد چلچراغو نمی خونم ولی می دونم که طرفدارای زیادی داره و می دونی که تو ای مملکت خطرناکه که کسی یا چیزی زیاد طرفدار داشته باشه!!!!!!!!!!!!!

ارسال شده توسط: راز در ساعت November 16, 2005 03:34 PM

khoshhalam ke ba webloget ashena shodam. kheili khoondani o fekr kardani inja hast.... :)

ارسال شده توسط: ninochka در ساعت November 16, 2005 05:41 AM

سلام خانم ناصري ! راستي اين رافت اسلامي كيه ؟ يعني رافت الهي از اون خوشگل تره ؟!! به هر حال به نظرم توي فضايي كه ايجاد شده تا حالا چهلچراغ زيادي هم عمر كرده ! چند سال پيش كه بسياري از روزنامه قتل و عام شدند صبح امروز يكساله شد ، نيك آهنك طرحي كشيده بود كه در آن همان روزنامه نگار كلاه به سر از صبح امروز پرسيده بود : ناقلا ! تو چطور يكساله شدي ؟ حالا بايد از عموزاده پرسيد با وجود بزرگمهر ها و نگار و دنا و ناصري و ژوله و عرفان و جلال و ... چطور تا حالا زنده اي ؟ به نظرم جمع كردن اين همه عنصر مشكوك در كنار هم از از مركز يوسي اف اصفهان هم خطرناكتره و آقاي خليلي بايد حداقل سه بار اعدام شود و بعد هم تيربارانش كنندو در چاه بيندازندش ! شايد رافت اسلامي آمد و برايش مويه كرد ! باز هم گلي به جمال رافت الهي !

ارسال شده توسط: ehsan در ساعت November 15, 2005 12:30 AM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?