دختران سیروس

March 12, 2011 12:18 PM
در روزهای گذشته به مناسبت هشت مارس چند تا آهنگی که با موضوع زن‌ خوانده و اجرا شده این طرف و آن طرف باز نشر کردند. امروز یک آهنگ تازه پیدا کردم که کلا از آن بی‌خبر بودم. نمی‌دانم می‌توان اسمش را گذاشت اولین ترانه فمینیستی ایران یا نه ولی به هر حال محتوای آن برابری خواهانه است. 
 «دختران سیروس» اسم آهنگی است که ملوک ضرابی خوانده است. 

فکر می‌کردم این آهنگ را ملوک ضرابی به مناسبت فرمان رضاشاه برای کشف حجاب اجرا کرده اما ظاهرا تاریخ ضبط آن به سال ۱۳۰۶ برمی‌گردد که هنوز از این خبر‌ها نبوده است. (من گوینده این برنامه را نمی‌شناسم و نمی‌دانم اطلاعاتش درست است یا نه)

از اینجا شنیدم که «دختران سیروس» به بنگاه‌های شادمانی خیابان سیروس اشاره دارد. 
در این آهنگ بعد از این که شاعر می‌گوید که ملت خواب‌ند گناه همه خرابی‌ها را هم گردن «شیخ» می‌اندازد. 

آهنگ را از اینجا بشنوید. جای بهتری پیدایش نکردم. 

ما را به دم پیر نگه نتوان داشت در خانه دلگیر نگه نتوان داشت
آن را که سر زلف چو زنجیر بود در خانه به زنجیر نگه نتوان داشت
دختران سیه روز تا به کی در افسوس زیر دست مردان تا به چند محبوس
در چنین محیطی دختران ایران تا به کی خموشی‌ای زنان ایران 
هیچکس خبر نیست فکر خیر و شر نیست‌ ای رجال ایران زن مگر بشر نیست
چند در حجابی تا به کی به خوابی از وجود شیخ است این همه خرابی
مملکت خراب است ملتش به خواب است‌ای زنان ملت وقت انقلاب است 
دختران ملت تا به کی به ذلت بر کنید از سرچادر مذلت

masoome naseri | 12:18 PM | Comment(s)(0)

جنب و جوش بهمن

February 18, 2011 10:21 PM


رعنا فرحان یک آهنگ دارد به اسم کاروان که ترانه‌اش را این پایین می‌نویسم. شعرش مال کسی است به اسم م.ساقی.از  اینجا یا اینجا می‌توانید آهنگ را بخرید یا چند ثانیه‌اش را بشنوید.


تا چند اشک حسرت بر دامن پر از خون
تا چند رنج و محنت در کوی و برزن ملک
از جنب و جوش بهمن، لبخند گر نرویید
 باید دوباره توفان، در ماه بهمن ملک
 بر آسمان قلبم، شعری اگر طلوع کرد 
گلواژه‌های سرخش بشکفته از تن ملک 
صد کاروان به راه است از جای جای این خاک 
نومید کی توان شد از مرد و از زن ملک 
ساقی به نام میهن، شعری دگر بنا کن 
باشد که سبز گردد جان سترون ملک

masoome naseri | 10:21 PM | Comment(s)(0)

سازچه

January 29, 2011 09:34 PM

توی کنسرت کیهان کلهر یک بابایی بود ده تا ساز می زد. ده تا که می‌گویم فکر نکنید سنتور و گیتار و کمانچه و از این حرف‌ها، در واقع من اسم هیچکدام از سازها را نمی‌دانستم. بیشتر ابزار کوچکی برای صدا درآوردن بودند یا بهتر است بگویم، سازک یا سازچه بودند. از هر کدام از اینها هم یک صدای یواش و ریزی بیرون می‌آمد که در کلیت کنسرت تغییری ایجاد نمی‌کرد اما چشم‌هایت را که می‌بستی می‌دیدی آن صدای ریزی که در حاشیه همه صداها هست چقدر به موسیقی روح داده است.

از یک جایی به بعد تصمیم گرفتم به جای این که حوصله‌ام از این همه سر و صدا و لغزیدن آرشه، سر برود چشم‌هایم را ببندم و صداهای این سازهای کوچک را تشخیص بدهم که کجا حال موسیقی را خوش می‌کنند. تمرین خوبی بود.

masoome naseri | 09:34 PM | Comment(s)(3)

مرضیه

October 13, 2010 10:32 PM


یکی از همان وی اچ اس‌ها که ما دستگاهی برای پخشش نداشتیم و پشتش نوشته بود؛ کنسرت مرضیه. خانوم مرضیه ایستاده بود وسط ارکستر و سالن باشکوهی که گوش تا گوش پر بود و هیچکدام‌شان ما نبودیم. ما روی صندلی‌های هیچ سالنی که مرضیه در آن بخواند ننشستیم.


 در این سن و سال عمرا بتواند چهچه بزند. اما زد. در هفتاد سالگی صدایش را پر می‌داد آسمان.
چطور می‌تواند؟ چطور می‌توانست؟ اما توانسته بود. بارون می‌باره از ترانه‌های تازه‌اش بود و آن طور که شیرین توی چشم شنونده‌هایش نگاه می‌کرد و می‌خندید و در هفتاد سالگی دلبری می‌کرد.

 
 

از خانوم مرضیه برای خانواده ما دو سه تا دختر هم اسم با او باقی مانده است. هشتاد و پنج ساله بود اما منتظر مردنش نبودم.


masoome naseri | 10:32 PM | Comment(s)(1)

های

August 22, 2010 03:08 PM


اولین گوشی تلفن من یک سامسونگ بود که خیلی زود تبدیل شد به یک نوکیا که الان در فهرست نوکیای کلاسیک دسته‌‌بندی می‌شود و دیگر در موزه این شرکت قابل دسترسی است.  

این گوشی بیچاره غیر از این که شصت بار زمین خورد و بلند شد خودش را تکاند و دوباره کار کرد یک حسن دیگر هم داشت و آن،این‌که رادیو داشت که من خیلی از این ویژگی‌اش حال می‌کردم. 

بعدها که جهان پیشرفت کرد آی‌پاد و آیفون دار شدم و خب آنجا هم موسیقی‌هایی را آدم انبار می‌کند که دوست دارد و به ترتیب گوش می‌دهد. البته آیفون هم رادیو داشت ولی با رادیوی گاهی خبر گوش می‌دادم.

این روزها که آیفونم به ملکوت اعلی پیوسته، من به دوران نوکیا و کانال‌های اتفاقی رادیو برگشته‌ام. 


 دیروز هوا خوب بود و آسمان ملایم بود و شب از لپ تاپ بیرون زدم و هدفون را که گذاشتم روی گوشم و چرخی توی کانال‌های رادیویی زدم صدای یک موسیقی شرقی یک جا نگهم داشت و الهام المدفعی در رادیو بی.بی.سی سورپرایزم کرد. 
خیلی حال خوبی است که جسم‌ات جایی باشد و جانت جای دیگری، اصطلاحا به آن می‌گویند «های شدن» و این حال خوبی بود.  
ترسیدم که آهنگ تمام شود اما دیدم خوشبختانه گزارش مفصلی است از برگزاری کنسرت همراه با پخش کامل آهنگ‌های این خواننده عراقی که قبلا اینجا در موردش نوشته‌ بودم. 
 ظاهرا در رویال آلبرت هال لندن کنسرت داشته است و این یادداشت وبلاگی را هم در مورد همین کنسرتش پیدا کردم.
 

در میان خواننده‌های عرب آقای الهام المدفعی در صدر نیست. یعنی به خودم هم اگر بگویند که چند تا خواننده نام ببر اسم او را در سه تای اول نمی‌گذارم اما شاید به خاطر چندین سال زندگی در فضای عرب زبان و بین مردمی که زندگی‌شان به این زبان بوده این قدر از ترانه‌هایش لذت می‌برم. آهنگ‌های او خیلی مردمی است. فقط فکرش را بکنید اسم یک آلبومش دشداشه است.

این مصاحبه قدیمی و گزارش کنسرت او در امان است که پنجاه و هشت دقیقه است و شنیدنی است. 

یکی از آهنگ‌هایی که در این گزار ش می‌خواند آهنگی است به اسم «الله علیک»، که شاید بشود معنی‌اش کرد، خدا از تو نگذرد.

الله عليك الله عليك
لتحيرني الله عليك

تحرمني من هذا الجمال
تحرمني حبك والدلال

قلبي حبيبي بين ايديك
الله عليك الله عليك

masoome naseri | 03:08 PM | Comment(s)(2)

زمان گذشت و نگاهم هنو به راه تو مونده

April 17, 2010 01:22 AM

از آلبوم ترانه‌های جنوب سهیل نفیسی 

  

masoome naseri | 01:22 AM | Comment(s)(1)

چطوری عشقم؟

January 22, 2010 06:17 AM
إشلونك حبيبی
از الهام المدفعي خواننده عراقی
فایل صوتی اش را خودم فرآوری کرده ام.
این هم لینک دانلود
لینک یوتیوبی اش را هم که نازلی کاموری در گودر اضافه کرده پایین تر می گذارم.


إشلونك حبيبی إشلونك؟ مشتاق أنا لعيونك
أنا أدري يا أسمر بغيابي كم تسهر
بان التعب في جفونك إشلونك حبيبي إشلونك 
إهدا حبيبي إرتاح كافي أسى وإجراح 
ليلة صفا وسماح شفتك وهمي راح 
ما أحيا من دونك إشلونك حبيبي إشلونك 
مشتاق أنا لعيونك يا الغايب الحاضر أحلى بعد صاير 
عيوني لعينك دار لأجمعلك أحلى أزهار 
والله لإبوس عيونك إشلونك حبيبي إشلونك أنا مشتاق لعيونك



این هم ترجمه متن ترانه با تشکر از مهدی خلجی
 

چطوری عزیزم؟ چطوری؟ گندم‌گون من! می‌دونم که چقدر بيدارخوابی کشيده‌ای
می‌دونم که چقدر جگرخسته شدی. چطوری عزیزم؟ چطوری؟
شب آروم و صاف توست. دیدمت و غصه از دلم رفت.
آروم باش عزيزم، استراحت کن. زخم و دردت بس است
حالا بی تو زنده نمی‌مونم. چطوری عزیزم؟ چطوری؟
صبر کن تا شیرینی ببینی
چشمام دور چشمات بگرده، برات شکوفه جمع می کنم
دلم برای چشمات تنگ شده. ای غایب هميشه حاضر
به خدا چشمات رو می بوسم. چطوری عزیزم؟ چطوری؟ دلم برای چشمات تنگ شده


masoome naseri | 06:17 AM | Comment(s)(1)

آرزو می‌کندم با تو شبی بودن و روزی

December 31, 2009 05:40 PM



در قسمت آخر سریال روزی روزگاری یک تکه هست که درویشی (که همان نسیم یاغی قسمت های پیشین باشد) چند بیت از یک شعر سعدی را دکلمه می کند.من از حال و هوای شعر یادم بود که شعر سعدی است اما عباراتش یادم نمی آمد که جستجویش کنم.

خوشبختانه امروز قسمت پایانی این سریال را دیدم و به این شعر دست یافتم.
جایی است بعد از این که لیلا، مراد بیگ را شلاق می زند و بعد از آن هم مراد بیگ به واسطه همین نسیم، با جنگلی ها آشنا می شود و اسب و تفنگش را برمی دارد و می رود که جنگلی بشود.
من این شعر را خیلی دوست دارم خیلی. 

 نه تو گفتی که به جای آرم و گفتم که نیاری 
عهد و پیمان و وفاداری و دلبندی و یاری
زخم شمشیر اجل به که سر نیش فراقت
 کشتن اولیتر از آن کم به جراحت بگذاری

 تن آسوده چه داند که دل خسته چه باشد
 من گرفتار کمندم تو چه دانی که سواری
 کس چنین روی ندارد تو مگر حور بهشتی
وز کس این بوی نیاید مگر آهوی تتاری

عرقت بر ورق روی نگارین به چه ماند
همچو بر خرمن گل قطره باران بهاری 
طوطیان دیدم و خوشتر ز حدیثت نشنیدم
 شکرست آن نه دهان و لب و دندان که تو داری

 ای خردمند که گفتی نکنم چشم به خوبان
 به چه کار آیدت آن دل که به جانان نسپاری
 آرزو می‌کندم با تو شبی بودن و روزی
 یا شبی روز کنی چون من و روزی به شب آری
 هم اگر عمر بود دامن کامی به کف آید
 که گل از خار همی‌آید و صبح از شب تاری
 سعدی آن طبع ندارد که ز خوی تو برنجد 
خوش بود هر چه تو گویی و شکر هر چه تو باری



masoome naseri | 05:40 PM | Comment(s)(4)

ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود

December 22, 2009 12:19 AM


این طوریاس!


 



masoome naseri | 12:19 AM | Comment(s)(0)

فرشته ها شیرجه می زنن پایین

December 9, 2009 12:02 AM


این آهنگ همین جوری محض خالی نبودن تست منتشر می شود از خانوم ملیسا اتریج. ببینیم این وبلاگ دوباره وبلاگ می شود آیا؟


 

www.ourstage.com


masoome naseri | 12:02 AM | Comment(s)(2)

nothing personal

November 15, 2009 05:58 PM


ما که بخیل نیستیم گفتیم دیگران هم حال صدای ایشان را ببرند که می گوید:
i just wanna breath the air you do

www.ourstage.com

masoome naseri | 05:58 PM | Comment(s)(0)

تو کنار من، من کنار تو

May 12, 2009 01:09 PM


روزها و شبها گذشتو
روز و شب بودم به یاد تو
در وهم شیرین خیال من
تو کنار من
من کنار تو

در چرخش پوچ این روزگار
روزها مدفون در انتظار
شبها غرق سراب امید
آه از روزگار
آه از انتظار

ای روشنی چشمان من
رویای من دیدار توست
ای جاری در شعر و ترانه ام
در کلام من
عطر نام تو

روزها و شبها گذشت و من
روزم شب نشد بی یاد تو
در فریب امید و انتظار
هر روز و شب به یاد تو

 


موسیقی کیوسک 


masoome naseri | 01:09 PM | Comment(s)(2)

برای روزایی که دمغی: آبجیز و بنیامین ۸۸

May 3, 2009 02:30 AM


بدین وسیله بعد از سالها انتظار، انتشار آلبوم تازه بنیامین را به همه بروبکس ساکن این ور و اون ور تبریک و تهنیت عرض می کنم!‌

چندتایی از آهنگ های این آلبوم قابلیت این را دارند که تا آخر سال هزار بار از پخش ماشین ها در تهران و شهرستان ها شنیده شوند. بلکم بیشتر از یک سال، چون من یک نفر را می شناسم که هنوز دارد آلبوم قبلی بنیامین را توی ماشینش گوش می دهد!
این آلبوم را از اینجا بشنوید. نکته مهم در مورد این آلبوم این است که عکس روی جلدش شبیه خود بنیامین است!

گروه آبجیز هم ألبوم موسیقی تازه شان را منتشر کرده اند که اسمش هست: Perfectly Displaced

 موسیقی شان در این آلبوم کمی متحول شده است. خودم هنوز درست و حسابی نشنیده ام ولی خب آبجیز معمولا کارشان درست است. این پست آخر شبی را برای معرفی نوشتم.

masoome naseri | 02:30 AM | Comment(s)(1)

"Pictures of You"

November 26, 2008 06:52 PM



با خانم
آلیسا گراهام اگر آشنا نیستید، آشنا شوید، ببینیدش و اگر علاقه مند بودید حالش را ببرید. 



.............................................. 

میم نون: مجبورم تا اطلاع ثانوی این نکته را ته هر پست اضا?ه کنم که کامنت دونی من کامنت می‌گیرد ولی چون مثل خودم خر است خودش را به نگر?تن می‌زند و ارور می‌دهد. بنابراین اگر یک بار کامنت گذاشتید مطمئن باشید رسیده ممنون.

masoome naseri | 06:52 PM | Comment(s)(0)

دوستت دارم ...

May 5, 2004 02:11 PM

دوست دارم می دونی که این کار دله 
گناه من نیست
تقصیر دله
عشق تو دیوونه ام کرده
دل ای دل
بی آشیونم کرده دل ای دل!
سوسن خواننده باحال هم جایی خیلی دور تر از لاله زار از دنیا رفت.درباره اش
 اینجا را بخوانید.
برای تماشای فیلم مارمولک هم خودتان را اذیت نکنید سی دی کیفیت خوبش را همه جا می فروشند از دم نمایشگاه بگیر تا زیر پل کریم خان!خلاصه مارمولک از درودیوار شهر بالا می رود.

masoome naseri | 02:11 PM | Comment(s)(0)