« October 2011 | صفحه اصلی | December 2011 »

مرگ در غربت

November 20, 2011 05:16 PM


آدم‌ها لباس‌های قشنگ‌شان را تن‌شان می‌کنند مثل پترا، موهایشان را می‌پیچند مثل ماریا، افتخاراتشان را از سینه‌شان آویزان می‌کنند مثل ژنرال پاتریک و رو به دوربین لبخند می‌زنند. چند نفرشان به این فکر می‌کنند که این عکس یک روز روی سنگ قبرشان چسبیده می‌شود؟ 
در گورستان به تعداد آدم‌ها، داستان زیر خاک خوابیده. 

یک روز در گورستان مونت پارناس پاریس قدم می‌زدم. به سنگ قبری رسیدم که به نستعلیق فارسی روی آن نوشته بودند: روز نخست چون دم رندی زدیم و عشق شرط آن بود که جز ره آن شیوه نسپریم. قبر شاپور بختیار بود. چند ردیف آن طرف‌تر نخست وزیر ایرانی دیگری به خاک سپرده شده بود؛ علی امینی. 

نزدیک جنگلی که گاهی برای دویدن می‌روم امروز وسط قبرها و عکس‌های غریبه باز به خط آشنای فارسی رسیدم. روی سنگ نوشته بود: هوشنگ نیساری، مبارز راه آزادی و استقلال ایران متولد ۱۳۰۶ و درگذشته در سال ۱۳۴۶. 
هم چهل سالگی برای مردن خیلی زود است هم جایی این قدر غریب برای مردن، خیلی غمناک است. 



death11.jpg

masoome naseri | 05:16 PM | Comment(s)(0)

مهدی غبرائی و تجربه زندان سیاسی


دارم کتاب گفتگو با مهدی غبرائی مترجم را از مجموعه تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران می‌خوانم. 

من نمی‌دانستم مهدی غبرائی تجربه زندان دارد. این طور که در این کتاب گفته او سال ۵۰ به خاطر عضویت در گروه سیاسی ستاره سرخ (که خودش می‌گوید جریانی سیاسی بود با گرایش مارکسیستی) زندانی شده و به ده سال حبس محکوم شده که با پیروز شدن انقلاب دوران زندان او هم تمام شده است. 
بعد از انقلاب به وزارت علوم پیوسته اما در سال شصت پاکسازی شده است.
 
یک جا از این کتاب می‌گوید «هر کجای زندان، بخصوص دوره‌های زیر بازجویی، فشارهایی که به تو می‌آید و توهین‌هایی که می‌شنوی، تو را به فکر انتقام جویی می‌اندازد و از آن طرف فداکاری‌ها و شجاعت‌ها و صمیمیت‌های دوستان را می‌بینی که بعضی از آنها را جلوی چشمانت می‌برند و اعدام می‌کنند. همه اینها به تو نیرو می‌دهد که باید در مقابل ستم بایستی. البته به نظرم زندانی سیاسی از مرز سه سال که گذشت، با خودش و با سرنوشتش روبرو می‌شود، یعنی تا قبل از آن هنوز گرمای اولیه در او هست. ولی بعد کم کم، زندانی باید با خودش بنشیند، خلوت کند و کنار بیاید و ببیند که چطور می‌تواند سرنوشت خود را تحمل کند.» 
غبرائی در مورد متن حکم دادگاه و عنوان اتهامی‌شان می‌گوید: «اصل عنوان این بود: اقدام علیه امنیت کشور و عضویت در گروه با مرام اشتراکی، بر هم زدن اساس حکومت و یا مسلح شدن بر ضد مقام شامخ سلطنت...»

masoome naseri | 12:07 PM | Comment(s)(0)

لذت سینما

November 14, 2011 12:18 AM

فضای فیلم «ناشناس» در لندن می‌گذرد. مه بود و تراژدی بود و کلمه. از سالن سینما که بیرون آمدیم مه بود و ساختمان‌های گوتیک که در مه و در شب گم می‌شدند و پیدا می‌شدند. انگار فیلم تمام نشده بود. سینما در خیابان ادامه داشت.
از این حال خوشم می‌آید. از این که وقت بیرون آمدن از سینما، شب باشد.
 شب کمک می‌کند واقعیت زندگی بیرون از سینما محو شود و مدت زمان لذت سینمایی آدم طولانی‌تر شود. این یک دلیل سینما رفتن است.  

masoome naseri | 12:18 AM | Comment(s)(0)

در عربستان، ازدواج نوزادها هم قانونی است

November 11, 2011 01:07 PM


علی الاحمد برای گاردین در مورد رواج ازدواج کودکان در عربستان سعودی و با حمایت خاندان سلطنتی نوشته است. او می‌نویسد دخترها به خاطر نیاز مالی پدرانشان با مهریه‌ای در حدود چهل هزار دلار به ازدواج مردهایی بسیار بزرگ‌تر از خودشان وادار می‌شوند. او از اتقای ده ساله و ریمیای هشت ساله نام می‌برد که قرار است با مردانی که در حدود شصت دارند ازدواج کنند. اتقا زن چهارم این مرد خواهد بود. 
او می‌نویسد در قوانین عربستان سعودی حداقل سن قانونی برای ازدواج وجود ندارد و حتی ازدواج یک نوزاد یک ساعته هم قانونی است. 

سه وزارتخانه عربستان سعودی در امر ازدواج درگیر هستند. وزارت بهداشت گواهی سلامت ارائه می‌کند. وزارت دادگستری مجوز ازدواج صادر می‌کند و وزارت کشور خانواده جدید را ثبت و سندهای لازم را صادر می‌کند.  به این ترتیب چنین ازدواج‌هایی بدون حمایت رهبران کشور ممکن نیست. به نوشته او مردان خاندان سلطنتی سعودی تاریخی طولانی از ازدواج با کودکان دارند. 

 پزشکی به اسم سارا به علی الاحمد گفته است که وقتی دوازده ساله بوده، شاهزاده سلطان او را از پدرش خواستگاری می‌کند اما پدرش هوشمندانه می‌گوید او به یک بیماری مزمن دچار است و شاهزاده را منصرف می‌کند.  
علی الاحمد می‌نویسد من شخصا دو نامه به خانم آن ونمن مدیر یونیسف در این مورد نوشتم  و در عوض یونیسف تلاش‌های عربستان را به خاطر حمایتش از حقوق کودکان تحسین کرد و از شاهزاده نایف وزیر کشور که وزارت‌خانه‌اش به امور کودکان می‌پردازد تجلیل کرد. 

به نوشته علی الاحمد ایالات متحده هم به وضع تاسفبار کودکانی که در عربستان عروس می‌شوند بی تفاوت است. می‌نویسد: من برای ویلیام برنز معاون وزیر امور خارجه آمریکا در این مورد نوشتم و هیچ وقت جوابی نگرفتم. 
در یک نشست عمومی از سناتور پیشین چاک هاگل که کنار شاهزاده ترکی الفیصل نشسته بود پرسیدم آیا شخصا دوستی با خاندانی را که اجازه ازدواج کودکان را می‌دهد میپذیرید. جواب این بود که ما نمی‌توانیم در مورد کشورهای دیگر تصمیم بگیریم که چه چیزی برایشان  مناسب است یا نیست. 
علی الاحمد می‌نویسد تا امروز هیچ کدام از اعضای سازمان ملل مثل یونیسف یا شورای حقوق بشر حتی یک بیانیه در محکومیت ازدواج کودکان در عربستان صادر نکرده اند و هیچکدام از کشورهای غربی از خاندان سلطنتی نخواسته اند این رسم را پایان بدهند. 

masoome naseri | 01:07 PM | Comment(s)(0)