« August 2011 | صفحه اصلی | October 2011 »

وای این شب چقدر تاریک است

September 15, 2011 06:06 AM

در این دو سال و سه ماه، روزها و شب‌های سخت بسیاری را تجربه کرده‌ایم. اما شب‌هایی بوده‌اند که غم‌مان غمناک‌تر بوده است. دور از هم اما با هم سوگوار بوده‌ایم، گریه کرده‌ایم، صدای موسیقی را بلند کرده‌ایم که اندوه‌مان را بپوشاند. دلا دیدی که خورشید از شب سرد چو آتش سر ز خاکستر بر آورد.

شب‌هایی بوده که در یک آیین دسته جمعی آن لاین به خودمان پیچیده‌ایم. بی کلمه، بی کلمه، بی کلمه سوخته‌ایم. آن هم ما که فکر می‌کردیم چقدر کیبوردها رام انگشت‌هایمان هستند وقت نوشتن. 

امشب از آن شب‌هاست. از آن شب‌هایی که می‌دانم خیلی‌ها از اثر شلاق‌هایی که به تن ساحل سلامت وبلاگستان نشسته درد می‌کشند. 
کاش می‌شد این زخم را به کلمه تبدیل کرد. 

نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر سحر نزدیک است
هر دم این بانگ بر آرم از دل
وای این شب چقدر تاریک است
خنده ای کو که به دل انگیزم
قطره ای کو که به دریا ریزم
صخره ای کو که بدان آویزم
مثل اینست که شب نمناک است
دیگران را هم غم هست به دل
غم من لیک غمی غمناک است
هر دم این بانگ بر آرم از دل
وای این شب چقدر تاریک است
اندکی صبر سحر نزدیک است

masoome naseri | 06:06 AM | Comment(s)(0)