« May 2011 | صفحه اصلی | July 2011 »

دوام آوردن

June 20, 2011 05:06 PM

در روزهای قتل‌های زنجیره‌ای حالی شبیه این داشتم. پاییز بود. محمد مختاری را کشته بودند و پوینده گم شده بود. حرف‌های گلشیری سر خاک مختاری بعد از این همه سال یادم نرفته است.

اما نمی‌خواهم اینجا بگویم بگویم چقدر قلبم درد می‌کند. هزار بار از من جگر سوزتر خیلی‌ها نوشتند. می‌خواهم بنویسم که دارم چکار می‌کنم که بر این درد غلبه کنم. 
مرگ این دو سه نفر با هم، نشانه خوبی نیست. به قول دوستی مرگ نمادین ایده عدم خشونت. 

حقیقت این است که در این سال‌ها برای من، در برابر فوج مصایب سیاسی، یک راه خوددرمانی، مرور منش سیاسی بعضی شخصیت‌های موسوم به ملی مذهبی بوده است. 
هر وقت کم آورده‌ام به خودم گفته‌ام این پیرمرد را ببین. با این سن و سال هنوز امیدوار است. هنوز چنان از افق‌های روشن حرف می‌زند که انگار جوانی است در آستانه تغییر جهان. پیرمرد، عزت الله سحابی بود. 

همین امروز داشتم دوباره پیامش را به ایرانی‌های خارج از کشور باز می‌خواندم. یک جا می‌گوید اولویت اولم ایران است و گمانم حتی آنهایی که او را زمانی روبروی دوربین نشاندند تا اعتراف کند، تایید می‌کنند که راست گفته است.
سحابی پانزده سال از زندگی‌اش را در زندان بوده است. پیش چشم‌اش، انقلاب، یعنی ثمره مبارزات طولانی مدتش از سمت و سویی که او باور داشت درست است، منحرف شد. انقلابی که به جانش کاشته و به جانش آب داده بود.

در روزهای گذشته این جمله از نامه سحابی را برای هر که رسیده‌ام تکرار کرده‌ام که می‌گوید: همیشه ایثار و فداکاری این نیست که انسان آماده چوب خوردن و حتی گلوله خوردن در راه آزادی و استقلال و… باشد، اینها هم گاه لازم است، اما همه عزیزان باید بدانند که گاه تحمل «حرکت تدریجی» از گلوله خوردن هم سخت‌تر است. این را آدمی می‌گوید که خودش تلخ‌ترین تجربه‌های سیاسی را داشته است. یک قلم فقط پانزده سال زندان. 

می‌نویسد که مسائل عملی سیاسی را نه صرفا بر مبنای «حقیقت» بلکه بر مبنای «موفقیت» باید سنجید. «حقیقت» شاخص عرصه اندیشه و عقل نظری است و عمل «موفقیت‌آمیز» شاخص سنجش عرصه عمل و استراتژی.
می‌نویسد: حتی اگر انقلاب به نفع ایران و مردمانش باشد (که در آن بسیار تردید وجود دارد)، اینک در ایران، اگر ما با آن به صورت احساسی و اغراق‌آمیز برخورد نکنیم، شرایط انقلاب نیست. مهم‌تر از همه این که سعادت ملت ایران اقتضاء می‌کند روش‌ها و مطالبات جنبش سبز به گونه‌ای باشد که در افق پیش روی آن جا برای همه ایرانیان، بدون هر گونه حرکت تقابلی و تعارضی و قطبی، باز باشد.
می‌نویسد که هرگونه برخورد «تندش کن، لنگش کن»، بویژه از راه دور، ما را به سمتی می‌برد که دودش به چشم همه خواهد رفت
می‌نویسد که اینک باید از هر نوع دوقطبی‌سازی‌های افراطی خودداری کرد. یکی از این قطبی‌کردن‌ها، قطبی کردن مذهبی – غیرمذهبی است. 

با خودم فکر کرده‌ام به جای سیاه پوشیدن برای سحابی و عزاداری ممتد، هر بار که شاکی شدم از جور زمانه، همین جمله‌های سحابی را مرور کنم. به خواندن و نیوشیدن این جمله‌ها بیشتر از سوگواری احتیاج داریم. 

masoome naseri | 05:06 PM | Comment(s)(0)

دیشب تبدیل شده بودم به جزئیات یک انیمیشن روی کاغذ

June 10, 2011 09:17 AM

حالم طوری است که همین الان از تخت بلند شوم بزنم به جاده و این قدر بروم بروم بروم و این قدر ترانه‌های جنوب سهیل نفیسی بشنوم تا گم شوم و بعد فکر کنم حالا احتیاج دارم که پیدا شوم و دنبال علائمی بگردم که مرا برمی‌گردانند. سه ثانیه بعد از این حس، همه «نمی‌شود»ها و «نباید»ها و «الان وقتش نیست»ها ردیف شدند در سرم. 

دلم شورش کرده است. هزار تا حس و خیال دیوانه در دلم اغتشاش می‌کنند. روزنامه آتش می‌زنند، شعار می‌دهند، فرار می‌کنند.
حوصله قضاوت شدن ندارم برای همین خیلی چیزها را اینجا نمی‌نویسم. این که در تصویر می‌بینید من نیستم. 

masoome naseri | 09:17 AM | Comment(s)(0)