« April 2011 | صفحه اصلی | June 2011 »

خبر حساب‌های بانکی مقامات ایرانی در سی.ان.ان

May 20, 2011 03:04 PM


سایت جهان نیوز، خبری منتشر کرده با این عنوان که: سی ان ان: عباسی ۱۲۴ میلیارد و پناهیان ۱۲۵ میلیارد در بانک های خارج دارند!

بر اساس نوشته جهان نیوز، سی.ان.ان فهرستی از بعضی مقامات ایرانی و میزان دارایی‌شان در حساب‌های بانکی کشورهای مختلف منتشر کرده است. 

دنبال اصل خبر در سی.ان.ان گشتم و به این مطلب رسیدم که در دهم ژانویه دو هزار و ده منتشر شده است.
 
cnn00.jpg

اینقدر محتوای این مطلب، از معیارهای روزنامه‌نگاری دور بود که صبح به سی.ان.ان ای‌میل زدم این چه مزخرفی است که منتشر کرده‌اید. یک ساعت بعد یک ای میل از آنها گرفتم که متن‌اش را اینجا هم می‌نویسم. 


سی.ان.ان در ای‌میل‌اش نوشته:‌ «اگر به تصویر آی ریپورت دوباره نگاه کنید میبینید که بالای آن نوشته شده «not vetted by cnn» که یعنی سی ان ان تاییدش نمی‌کند. سی ان ان قبلا در مورد «وتینگ» یا همان تایید صحت مطالب منتشر شده توضیح داده است.»

 

cnn1.jpeg

 


در توضیح سی ان ان آمده که «آی ریپورت» بخشی است که کاربرها آن را تولید می‌کنند. مطالبی که در این بخش منتشر می‌شوند، ادیت نمی‌شوند و اطلاعات آن چک نمی‌شود.
برچسب «تایید نشده از سوی سی.ان.ان» معنایش همین است که از سوی سردبیران، چک نشده است.

 مطالبی که در بخش «آی ریپورت» سی.ان.ان منتشر می‌شود و بالای آن برچسب قرمز آی ربپورت سی.ان.ان خورده مطالب تایید شده است. این یعنی یک مطلب را یکی از تولید کنندگان محتوای سی.ان.ان انتخاب کرده، صحت آن را تایید کرده و منتشر کرده است.


cnn2.jpeg

درباره بخش «آی ریپورت» یا «من گزارش می‌دهم» سی.ان.ان اینجا بخوانید. 

masoome naseri | 03:04 PM | Comment(s)(0)

این داستان هم فراموش می‌شود

May 15, 2011 06:56 PM


بحث اسیدپاشی به آمنه و موضوع قصاص متهم، گردنه صعب العبوری است. اخلاق و وجدان و قانون و احساسات شخصی در هم پیچیده‌اند. 
من هم در روزهای گذشته مدام به این فکر کرده‌ام که اگر من جای آمنه بودم چه. از خودم پرسیدم که از کی خبرهای مربوط به آمنه را دنبال می‌کنم و دیدم درست از وقتی که احتمال صدور حکم قصاص برایش مطرح شد من خبرهایش را دنبال کردم. 
قبل از آن یک پرونده اسیدپاشی بود مثل همه پرونده‌های دیگری که سال‌هاست به انواع پرونده‌های جنایی اضافه شده‌اند. 

  پرونده‌های اسیدپاشی در دهه هفتاد گل کردند. شدند موضوع جیغ روز، تیتر یک روزنامه‌ها، داستان تمام صفحه حوادث. حتی تلویزیون هم در برنامه‌های ویژه خبری به این «معضل» تازه اجتماعی توجه می‌کرد. اما سال‌هاست پرونده‌های اسیدپاشی مد نیستند. مردم درباره آنها زیاد حرف نمی‌زنند. رسانه‌ها هم. این که می‌نویسم درباره آنها زیاد حرف نمی‌زنند خود من را هم شامل می‌شود. 
الان هم موضوع آمنه به این دلیل توی بورس است که می‌خواهد قصاص کند.

یک نفر، با وضعیت سلامتی که می‌بینید از همه پیچ و خم دستگاه قضایی گذشته و حکم قصاص، گرفته است. 
گرفتن همین حکم قصاص با توجه به نابرابری زن و مرد در بحث دیه‌ها، از نظر قانون مجازات اسلامی، اصلا کار آسانی نبوده است. هفت سال انتظار کشیدن برای حکم عادلانه‌ای که بر اساس قانون و به روشنی روز، حق آدم است، طاقت‌فرسا است.
 
در روزهای گذشته در شبکه‌های اجتماعی مختلف بازار بحث و اظهار نظر در مورد این که آمنه چه باید بکند و مجید چه باید بکند و حق با چه کسی است گرم بوده و هنوز هم هست. 

من به حال کسانی که به اندازه چهار خط و سه تا کامنت در مورد موضوعی به این سختی به قطعیت رسیده‌اند غبطه نمی‌خورم. نمی‌توانم به کسی بگویم ببخش و فراموش نکن. چون میزان بلندی طبع خودم را در شرایطی برابر و یا حتی بسیار آسان‌تر نسنجیده‌ام. 

من حتی همه داستان را نمی‌دانم. روایت یک پاراگرافی رسانه‌ها از ماجرا به من حق نمی‌دهد که به قطع و یقین، در این مورد اظهار نظر کنم. 

 حرف‌های امروز قربانی اسیدپاشی را که می‌خواندم می‌دیدم که چطور لج‌اش درآمده از حرف‌های کسانی که از او می‌خواهند فقط ببخشد. به نظر آمنه این طور می‌رسد که فعالان اجتماعی، تمام قد در کنار فرد خاطی ایستاده‌اند. اشتباه می‌بیند یا مخالفان احکام خشونت آمیز در استدلال‌هایشان قوی ظاهر نشده‌اند؟ 

حالا او پیش پای کسانی که از بدی خشونت حرف می‌زنند راه تازه‌ای گذاشته است. می‌گوید از اعدام می‌گذرد به شرط این که دو میلیون یورو بگیرد. اگر به نظرتان رسید اوه چقدر زیاد! بروید عکس آمنه را پیش و پس از اسیدپاشی ببینید. 

کسانی هستند که فکر می‌کنند چقدر مادی! اما به نظرم آمنه می‌داند فردای روزی که او پای رضایتنامه‌اش را امضا کرد، همه او را فراموش می‌کنند.
 اسم او و پرونده قطور زخم‌ها و دردهای او لا به لای تیترهای تازه و فاجعه‌های تازه گم و گور می‌شود. او هم حق دارد به فکر آینده‌ای باشد که ما و قانون بی خیالش می‌شویم و قرار است با همین صورتی که می‌بینید زندگی کند. زندگی کار سختی است.  


masoome naseri | 06:56 PM | Comment(s)(0)