« June 2010 | صفحه اصلی | August 2010 »
بیهوشیJuly 26, 2010 12:00 PM
امروز صبح که از هول دندانپزشکی بیدار شدم به این فکر کردم که چه شجاعتی دارند آنهایی که میروند عمل قلب باز و عمل مغز و جمجمه و از این کارهای سخت سخت میکنند.
من امروز یک وقت عمل دندانپزشکی دارم که به خاطرش قرار است بیهوشم کنند. این اولین بار است که در زندگیام بیهوش میشوم و راستش را بخواهید کمی از بیهوش شدن میترسم. اصولا از وضعیتی که اختیار خودم را از دست بدهم خوشم نمیآید؛ مستی، های شدن یا بیهوشی.
به هر حال اگر دوباره «بهوش» نشدم مواظب خودتان باشید. به کسی هم بدی نکردهام که حلالیت بخواهم. این قدر آدم کار درست با اعتماد به نفسی هستم!