« February 2010 | صفحه اصلی | April 2010 »
بدرالسادات مفیدی این شکلی استMarch 28, 2010 11:43 PM
پارسال یک بار با بدرالسادات مفیدی در مورد حقوق روزنامهنگارهایی حرف زدم که از ضایع شدن حقشان زیر پای مدیران روزنامهها گله میکردند. او خودش هم یکی از آنهایی بود که چند ماه چند ماه حقوق نمیگرفت اما باید به عنوان دبیر انجمن صنفی روزنامهنگاران در دو جبهه میجنگید. هم با مسئولان روزنامه و هم با مسئولان دولتی که چشم دیدن انجمن صنفی را نداشتند.
آخرین بار در تحریریه روزنامهای دیدمش که روی در و دیوارش نوشته بود یاس اما یک روز هم دوام نیاورده بود و قرار بود صدای عدالت بشود. تعداد آنهایی که هنوز کم
او که آزاد هست اما کاش زودتر از اوین برگردد.

masoome naseri | 11:43 PM | Comment(s)(1)
زندگی سه بعدیMarch 15, 2010 01:21 AM
masoome naseri | 01:21 AM | Comment(s)(0)
بیسر و سامانیMarch 11, 2010 03:42 PM
راستش این است که هر روز که به گوگل ریدر سر میزنم از خودم خجالت میکشم. هر روز خبر دستگیری همکاران و دوستانم را در ایران میخوانم و میبینم تعداد تازهای بازداشت شدهاند تعداد تازهای خسته و شکسته بیرون آمدهاند. خجالت میکشم.
با بعضی از این اسمها توی یک روزنامه سر یک میز نشستهام. با بعضی از این اسمها روز توقیف روزنامه عکس یادگاری گرفتهام. با بعضی از این اسمها سالها رفاقت کردهام.
هر روز صبح به خبرها که سر میزنم خجالت میکشم که این همه آشنا خانه و زندگیشان شده اوین و من سر زندگی خودم نشستهام بی ترس از اینکه بیایند و بریزند و ببرند و چه و چه و چه.
دوستان روزنامهنگار من، درست است که شما شرایط سختی را میگذرانید اما میخواستم بنویسم آنچه بر ما میرود هم آسان نیست. روزگار این ور آب هم خوب نیست. "هیچ غلطی نکردن" دردش زیاد است.
محض اطلاع ما هم خوب نیستیم. همین.
masoome naseri | 03:42 PM | Comment(s)(0)
زغال اخته
شدهام آدم یبوست بیخود نچسبی که وبلاگ نمینویسد یا اگر مینویسد از خود زندگیاش نمینویسد.
هی خر! زور بزن اینجا خلوت کن خودت باش!
masoome naseri | 04:35 AM | Comment(s)(0)
ملزومات کار «سخت و زیانآور» روزنامهنگاریMarch 2, 2010 07:27 PM
روزی که تجمع میدان توپخانه برگزار شد من تهران بودم. آن روز با خبرنگار یکی از رسانههای اروپایی صحبت کردم که میگفت وزارت ارشاد فعالیت حرفهای آنها را از همان روز ممنوع کرده و همان شب باید تهران را ترک میکرد.
دوربین فیلمبرداری را مثل محمولهای قاچاق توی ماشین پوشانده بودند و حتی از پلیس راهنمایی رانندگی هم میترسیدند. در خیابان لالهزار از او جدا شدم در حالی که دسته دسته مردمی که نشانههای سبز داشتند و در عزای معترضین کشته شده لباس سیاه پوشیده بودند به سمت میدان توپخانه میرفتند.
چند صد متر آن طرفتر یکی از رویدادهای تاریخی ایران در حال وقوع بود و همکار اروپایی ما با حسرت به من نگاه میکرد که نه بور بودم و نه بلوند و بنابراین نه مشکوک و میتوانستم در این رویداد حاضر باشم.
همین دو هفته پیش در سالگرد ۲۲ بهمن همه دیدند که چطور خبرنگاران خارجی را با اتوبوس به میدان آزادی آوردند تا مردم سبز را نبینند و فقط مشت و لگدهای محمود احمدینژاد را گزارش کنند که نثار کشورهای غربی میکرد.
در روز عاشورا هم که به خبرنگاران خارجی دستور داده شده بود در نواحی مرکزی شهر تهران آفتابی نشوند و یکی از آنها را هم که از مرز ممنوعه گذشته بود و در میدان هفت تیر بازداشت کردند.
در چنین شرایطی صبح از خواب بیدار میشوی و میبینی سردبیران چند سایت خبری آنلاین، نامهای را به «همتایان» آمریکایی خود نوشته و امضا کردهاند و آنها را متهم کردهاند به یکجانبهنگری و ندیدن خیل عظیم هواداران حکومت.
در شرایطی که هر روز صبح از خواب که بیدار می شویم خبر بازداشت همکارانمان را در ایران میخوانیم و یا خبر آواره شدن آنها را در کشورهای مختلف میشنویم و در فردای روزی که دو رسانه مهمی که از ترسشان به ملایمت از حکومت انتقاد میکردهاند توقیف شدهاند انتشار این نامه تلاشی برای فرار به جلو است اما فرار به جلویی که باعث زمین خوردن شده است.
در این نامه داستانهای ساخته شده بر اساس توهمهای هوادارن دولت به عنوان خبر واقعی تکرار شدهاند.
اگر خبرنگاران یو.اس.ای تودی، واشینگتن پست، نیویورک تایمز، اینترنشنال هرالد تریبیون، وال استریت ژورنال، نیوزویک، لس آجلس تایمز، سانفرانسیکو کرونیکل، بوستون گلوب، تایم، فاکس نیوز، پی.بی.اس، گاردین، ایندیپندنت، تایمز، دیلی تلگراف، آبزرور، دیلی اکسپرس، فایننشال تایمز، دیلی میرور و اکونومیست به دستور وزارت ارشاد دولت آقای احمدینژاد اجازه حضور در اعتراضهای پس از انتخابات را نداشتهاند کسی جلوی به خیابان رفتن سردبیران سایتهایی را که این نامه را امضا کردهاند نگرفته بود. آنها که میتوانستند بروند و آنچه «همتایان»شان حق دیدنش را نداشتند ببینند.
می توانستند ببینند علفها و درختها هم برگهایشان را از ترس پنهان می کنند چه برسد به آدمهایی که معترضاند.شما که بلدید داستان بنویسید بگویید سکوت سه میلیونی مردم تهران چطور به این خشم و بغض بزرگ تبدیل شده است.
انتشار یک رسانه ملزوماتی دارد و داشتن «شرف حرفهای» اولین لازمه این کار است.
تا این لحظه، خبر آنلاین، فردا نیوز، جهان نیوز، تابناک و الف این نامه را در سایت خود منتشر کردهاند و فقط همشهری آنلاین است که خبر را کار نکرده است.
در واقع همشهری آنلاین تنها رسانه شاخص و اسم و رسم داری است که نامش اینجا ذکر شده شنیدههای غیر رسمی حکایت از آن دارد که سردبیر همشهری، گفته از امضای چنین نامهای بیخبر است اما اینها شنیدههاست و تا با تکذیب رسمی همراه نشود در حد همان شایعه و شنیده باقی میماند.