« January 2010 | صفحه اصلی | March 2010 »
مرغابی و شهرFebruary 27, 2010 10:37 PM
اینجا که آمدهام سفر، یک جایی در غرب غرب آمریکا، شهر مرغابیهاست. گاهی یک مرغابی دیوانه میآید و میایستد درست وسط خیابان. بعد ماشینهایی که میخواهند رد شوند هر چه بوق میزنند مرغابی عین خیالش نیست. همان جا میایستد و گردن و میچرخاند و سیر آفاق میکند.
راننده یا باید از کنارهها راهی برای رد شدن پیدا کند یا پیاده شود مرغابی را بغل کند بگذارد کنار خیابان بعد گاز بدهد تا برسد به مرغابی دیوانه بعدی.
masoome naseri | 10:37 PM | Comment(s)(1)
دندان ملتی روی جگرFebruary 18, 2010 03:36 PM
این که این وبلاگ دو ماهی است فیلتر شده دلیل کم شدن ذوق نوشتنم نیست گاهی فکر میکنم خب چی بنویسم؟ صبح به صبح که از خواب بیدار میشوم خبر بازداشت عدهای از دوستان آشنا و ناآشنا را میخوانم و باز نشر میکنم. روزگار مزخرفی است که یک شادی دیروزم این بوده که بدرالسادات مفیدی با خانوادهاش ملاقات کرده است.
masoome naseri | 03:36 PM | Comment(s)(5)
اوین چقدر جا دارد؟February 5, 2010 08:12 AM
امروز سه نفر را بازداشت کردهاند و یک نفر را آزاد. تازه اینها کسانی هستند که اسم شان جایی هست و کسی هست که اسم شان را بیاورد و خبرشان را منتشر کند، نمیدانم چقدر آدم بی کس و کار هست که اسیر میشوند و به هیچ کجای جهان هم برنمیخورد.
باتلاق عمیقی است دیکتاتوری. هر چه بیشتر دست و پا می زنی بیشتر فرو می روی.
اوین چقدر جا دارد؟ این سوالی است که این روزها زیاد می شنوم.
درک زمان درست نوشیدن جام زهر هم نیاز به میزانی از شعور دارد که خدا به هر کسی نمیدهد.
یک نفر پدال ترمز را به آقای دیکتاتور نشان بدهد.