« September 2009 | صفحه اصلی | November 2009 »
بیدار شوOctober 27, 2009 01:50 PM
وقتی تو خوابی، جهان جای به درد نخوری است مثل ایوان بزرگ خانه مان که به سمت یک جنگل زیر صفر درجه نشسته است...

masoome naseri | 01:50 PM | Comment(s)(6)
يَا نُورَ الْمُسْتَوْحِشِينَ فِي الظُّلَمِOctober 23, 2009 01:18 AM
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي می بارد از آسمان و خیس می کند جهان را و این صفحه را و خیابان های پنج شنبه شب ایران را
وَ بِعَظَمَتِكَ الَّتِي مَلَأَتْ كُلَّ شَيْءٍ
پنجره را باز کرد الپر رو به حیاط درندشت ساختمان میدان فردوسی، گفت این حیاط جان می دهد برای دعای کمیل، چادر می زنیم، با هزار متر موکت، خرجی ندارد. خرجی نداشت، فقط فکر کردیم این همه دعای کمیل خوان از کجا بیاوریم. نمی دانستیم این قدر زود پیدا می شوند، زیاد می شوند. کافی است چند سال صبر کنیم.
اللَّهُمَّ وَ أَسْأَلُكَ سُؤَالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فَاقَتُهُ وَ أَنْزَلَ بِكَ عِنْدَ الشَّدَائِدِ حَاجَتَهُ
جمع شده بودیم که برویم دم سعدآباد غر بزنیم، مثل حالا نبود که ما همه با هم هستیم، می ترسیدیم، تنها بودیم، شهاب حساب کرده بود جلسه خیابان پاستور کی تمام می شود و رئیس جمهور و وزرا کی می رسند به در سعدآباد و ما، همین باهمان و تنهایان، رفتیم بست نشستیم، غر زدیم، شهاب هم بی خیال خط و ربط خانوادگی شد، آمد ایستاد کنار ما کنار چنارهای خیابانی که می رسید به آن در سعدآباد که می شد مقابلش ایستاد و غر زد. حالا نه، آن روزها که می شد غر زد.
إِلَهِي وَ رَبِّي مَنْ لِي غَيْرُكَ؟ این تکه را دوست دارد محبوبه حقیقی که امشب اسمش بین بازداشت شده های مراسم دعای کمیل بود و چقدر در ستون دالان سبز چلچراغ درباره اش نوشته باشد خوب است؟ همان ستونی که مدت ها به اسم فاطمه ستوده بود. این ستون ویژه خدا بود وسط آن همه کلمه های خسته دیگران. آن هم آن روزها که سبز جرم نبود.
إِلَهِي وَ مَوْلاَيَ لِأَيِّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَشْكُو
یکی دو تا نیستند زخم ها، یکی دو تا نیستند رفقایی که می شد در کافه ای چای خورد با هم و حالا سلول انفرادی را تجربه می کنند و یا جایی میان برهوت مرزهای زمینی و هوایی سرگردان اند.
کافه نشر چشمه اگر باز بود می شد قراری گذاشت به صرف کلمه و کتاب و چای مثلا اما این روزها شهر در دست ما و آنها دست به دست می شود، روز مال آنها و تفنگ هایشان، شب مال ما و الله اکبرهایمان.
یا إِلَهَ الْعَالَمِينَ أَفَتُرَاكَ سُبْحَانَكَ يَا إِلَهِي وَ بِحَمْدِكَ تَسْمَعُ فِيهَا صَوْتَ عَبْدٍ مُسْلِمٍ سُجِنَ
رها که شدند/ شدیم می شود رفت کافه نشست، می شود دعای کمیل خواند حتی، می شود بی ترس روی پشت بام ها خدا را صدا کرد که فعال لما تشاء است.
يَا نُورَ الْمُسْتَوْحِشِينَ فِي الظُّلَمِ! قول بده بی خیال ما نمی شوی.
masoome naseri | 01:18 AM | Comment(s)(12)
امان از حرف مردم!October 14, 2009 07:52 PM
دروغ چرا، می ترسم اینجا حرف عاشقانه ای بنویسم. می ترسم بگویند کشته ندادیم که سازش کنیم/ مطلب عاشقانه پابلیش کنیم.
masoome naseri | 07:52 PM | Comment(s)(3)
برو به بزغاله هایت برسOctober 13, 2009 09:29 AM
از همه این حرفها که بگذریم خیلی زور دارد آدمی با ادبیاتی مثل محمود احمدی نژاد برود در روز حافظ سخنرانی کند. به حیثیت ادیبانه آدم برمی خورد.
آقا! شما برو درباره بزغاله ها حرف بزن و کله ملت را بکوب به سقف. چکار داری به حافظ؟
masoome naseri | 09:29 AM | Comment(s)(6)
ایران چیکارش می کنه؟!October 12, 2009 01:08 PM
من فکر می کنم سه نفری که به عنوان رهبران جنبش سبز از آنها نام برده می شود بازی تیمی خوبی را پیش می برند. با توجه به شناختم از خودمان فکر نمی کنم این کار اندیشیده شده باشد ولی دارد جواب می دهد.
masoome naseri | 01:08 PM | Comment(s)(6)
فراوانی سبزOctober 8, 2009 12:05 AM
نمی دانم رنگ سبز واقعا در فصل تازه برندها زیاد شده یا من چشمهایم بی خود حساس شده اند.

masoome naseri | 12:05 AM | Comment(s)(5)
اگر ایران به بمب برسد، دنیا به آخر نمی رسدOctober 6, 2009 09:29 PM
جلد شماره تازه نیوزویک به برنامه هسته ای ایران اختصاص دارد همراه با گزارش مفصلی در همین مورد. در نسخه کاغذی گرافیک صفحه بندی این صفحه ها سبز است. حتی بمبی هم که طراحی شده سبز است که یک کبوتر سفید دارد از آن بیرون می آید. و عکسش را این پایین گذاشتم چون توی نسخه آن لاین پیدا نکردم.

این هم گزارش فرید زکریا که می گوید فردای روزی که ایران به بمب اتمی دست پیدا کند شاهد حمایت گسترده از حکومت ایران خواهیم بود.
