« May 2009 | صفحه اصلی | July 2009 »

بیانیه‌ جمعی از وبلاگ‌نویسان درباره انتخابات ریاست جمهوری و وقایع پس از آن

June 27, 2009 08:26 PM



۱) ما، گروهی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت‌آمیز و سرکوب‌گرانه‌ حکومت ایران در مواجهه با راه‌پیمایی‌ها و گردهم‌آیی‌های مسالمت‌آمیز و به‌حق
مردم ایران را به شدت محکوم می‌کنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی می‌خواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را که بیان می‌دارد «تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‌ پيمايی‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏‌که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد، آزاد است» رعایت کنند.


۲ ) ما قانون‌ شکنی‌های پیش‌آمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غم‌انگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام می‌دانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه داده‌اند، تخلف‌های عمده و بی‌سابقه‌ انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاری‌ی مجدد انتخابات هستیم.

۳ ) حرکت‌هایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامه‌نگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آن‌ها، قطع شبکه‌ پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمی‌تواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کم‌تر شود.



Statement by a group of Iranian bloggers about the Presidential elections and the subsequent events

1) We, a group of Iranian bloggers, strongly condemn the violent and repressive confrontation of Iranian government against Iranian people's legitimate and peaceful demonstrations and ask government officials to comply with Article 27 of the Islamic Republic of Iran's Constitution which emphasizes "Public gatherings and marches may be freely held, provided arms are not carried and that they are not detrimental to the fundamental principles of Islam."
2) We consider the violations in the presidential elections, and their sad consequences a big blow to the democratic principles of the Islamic Republic regime, and observing the mounting evidence of fraud presented by the candidates and others, we believe that election fraud is obvious and we ask for a new election.
3) Actions such as deporting foreign reporters, arresting local journalists, censorship of the news and misrepresenting the facts, cutting off the SMS network and filtering of the internet cannot silence the voices of Iranian people as no darkness and suffocation can go on forever. We invite the Iranian government to honest and friendly interaction with its people and we hope to witness the narrowing of the huge gap between people and the government.

A part of the large community of Iranian bloggers
July 26, 2009

masoome naseri | 08:26 PM | Comment(s)(11)

شهروندان روزنامه نگار در خیابان های تهران

June 22, 2009 09:09 PM


صحنه کشته شدن ندا دختر جوانی را که در درگیریهای روز شنبه کشته شده دوربین هیچ خبرگزاری رسمی گزارش نکرده است. موبایل های دوربین داری که در دست مردم است از این صفحه فیلم گرفته و برای رسانه ها فرستاده اند. این تنها یکی از فراوان صحنه های درگیری در روزهای اخیر است که شهروندان روزنامه نگار گزارش داده اند.
اخراج خبرنگاران رسانه های خارجی گرچه منابع رسمی مستقل برای گزارش از ایران را محدود کرده اما باعث تحرک بین شهروندانی شده است که شاهد عینی صحنه های مهم این روزها هستند و اهمیت گزارش کردن آن را دریافته اند.
هنوز درگیریها در بخشی از شهر پایان نگرفته که رسانه های فارسی آن سوی آب فیلم هایی از این درگیریها را پخش می کنند. اگر خبرنگاران این رسانه ها در تهران حضور داشتند تردید دارم با این سرعت می تونستند اطلاع رسانی کنند.

به محض این که اتفاق قابل گزارشی در بخشی از معرکه می افتد موبایل ها بالا می رود. در مقابل، نیروهای ضد شورش هم از گزارش این رویدادها خوشحال نیستند و در روزهای اخیر در موارد متعددی شاهد بودم که ماموران موبایل را از دست مردم می گرفتند و می شکستند و خرد می کردند.
حوادث اخیر مفهوم شهروند روزنامه نگار را متحول کرده است.
گفتن ندارد که مردم موبایل به دست چرا تصاویر خودشان را برای صدا و سیما نمی فرستند. ایرانی ها تصویر خودشان را در این رسانه نمی بینند. رسانه بیگانه این روزها صدا و سیمای خودمان است.

masoome naseri | 09:09 PM | Comment(s)(10)

تجربه های یک روز اشک آور

June 21, 2009 09:42 AM


در ایران برگزاری تجمعات امر مرسومی است. گیریم که معمولا وزارت کشور برای برگزاری این تجمعات مجوز صادر نمی کند و برگزار کنندگان با تکیه به اصل بیست و هفتم قانون اساسی معمولا بی خیال مجوز می شوند و به خیابان می آیند.
من به خاطر کارم در تجمعات بسیاری شرکت کرده ام اما در هیچکدام مثل تجمع روز سی ام خرداد شاهد این میزان خشونت نبوده ام. با این که من در میان جمعیت نبودم و در حاشیه تظاهرات فقط ناظر بودم بارها با یورش نیروهای ضد شورش به خیابان های اطراف رانده شدم و گاز اشک آور نزدیکم پرت شد.

اگر تا حالا نخورده اید بگویم که گاز اشک آور چیز مزخرفی است. دقایقی همه حواست مختل می شود. دیروز یکی از میان جمع گفت الان برای ثانیه هایی می توانید احساس جانبازان شیمیایی را درک کنید و اعتراف می کنم این تجربه خیلی سخت و تلخ است.
نوزده کشته در یک روز شوخی نیست. حتی یک کشته هم شوخی نیست.
از یک طرف رهبر نامزدها را به گردن گذاشتن به قانون دعوت کرده و از طرف دیگر میرحسین موسوی گفته است که شورای نگهبان را بی طرف نمی داند تا به مصوبات او گردن بگذارد.
تا این لحظه از هیچکدام از رهبران اصلاح طلب در حمایت از موسوی صدایی در نیامده است. در حالی که شایعه هایی در مورد احتمال بازداشت آقای موسوی منتشر شده است نه آقای هاشمی و نه آقای خاتمی تا این لحظه در برابر خشونت های اخیر واکنشی نشان نداده اند.

از نهادهای حقوق بشری داخلی و بین المللی هم خبری نیست. نمی دانم چه میزان از خشونت می تواند احساسات آنها را جریحه دار کند. به گمان من سرگردانی معترضینی که مایل به خشونت نیستند اما نمی خواهند دست از اعتراض بردارند باید به گونه ای هدایت شود که از میزان خشونت های خیابانی کاسته شود.

نیروهای امنیتی و انتظامی ظاهرا دستور دارند به هر شکل ممکن از ادامه تجمع ها جلوگیری کنند. این "به هر شکل ممکن" دیروز نوزده کشته به دنبال داشته است.
سکوت نهادهای مدنی و احزاب می تواند کار را از آنچه که هست خرابتر کند. هر یک نفری که به آمار کشته ها اضافه شود بازگرداندن آب رفته به جوی را سخت تر می کند.
نهادهای مدنی دست و پا شکسته ما در تعامل با حکومت از سویی و با مردم از سوی دیگر در چنین شرایطی می توانند موثر باشند. آنها اگر امروز از نخواهند از قدرتشان استفاده کنند روزهای دیگر بسیار دیر است.


masoome naseri | 09:42 AM | Comment(s)(7)

پارازیت

June 20, 2009 10:56 AM



الو ...الو... سلام  
سلام تو قطع و وصل می شود عشقم
صدای اقیانوس در تلفن می پیچد
نترس هق هق تو در صدای اقیانوس و پارازیت گم می شود
من چیزی نمی شنوم
 
الو  بله اینجا هوا خوب و گرم است
پیشتر می رفتیم زیر سایه ای خلوت می کردیم 
اما حالا فصل آفتاب نشینی است

الو اینجا هوا خوب است
خیابان هایی که به سمت خانه می روند خلوت اند
بزرگراه هایی که مرا به جهان وصل می کنند بسته اند

الو ...الو... صدا نمی رسد
خبر نمی رسد
عشق! قطع کن 
بعدها می نشینیم و این روزها را مفصل گریه می کنیم

الو اینجا آخر خرداد است 
بهار دارد ته می کشد
الو آنتن ندارم
بله هوا خوب است 
۴۰ درجه زیر صفر
آخر خرداد ۱۳۸۸

masoome naseri | 10:56 AM | Comment(s)(3)

درباره سوال مهم این روزها: حالا چه می شود؟

June 19, 2009 12:57 PM


بعد از پایان انتخابات لبنان حسن نصرالله گفت: گروه مقابل ما اکثریت پارلمانی را کسب کرده اند و معلوم نیست که اکثریت مردمی را هم داشته باشند. همان روزها می خواستم به سخنرانی اش لینک بدهم و بنویسم وقتی انتخاباتی برگزار می شود اکثریت و اقلیت فقط با شاخص آن انتخابات مشخص می شوند. 


انتخابات لبنان زیر نظر ناظران بین المللی برگزار شده بود و نمی شد در مورد آن از ایده تخلف و تقلب حرف زد. اصولا حضور ناظران بین المللی رسم است. در انتخابات آمریکا هم ناظرانی از کشورهای مختلف از جمله اروپا حضور داشتند. 

نتیجه انتخابات ایران می گوید اکثریت با احمدی نژاد است. امروز هم آیت الله خامنه ای از نامزدها خواست این نتیجه را بپذیرند و به خاطر حضور قاطع و پرشمار مردم جشن بگیرند.

ایشان بعد از تعریف و تمجید فراوان از آقای هاشمی فقط در یک جمله گفتند که ما با آقای هاشمی اختلاف نظر داریم و البته نظر من به نظرات آقای رئیس جمهور نزدیک تر است. همین یک جمله به قول علما فصل الخطاب است و به افسانه اختلاف میان آقای خامنه ای و احمدی نژاد می تواند پایان دهد. 

بعد از نماز جمعه امروز نخبه گان سیاسی یا باید به نتیجه انتخابات گردن بگذارند و در تیم نظام بمانند یا باید اصطلاحا تیم شان را بردارند و بروند و راهشان را سوا کنند. 

گرچه آقای هاشمی ریاست دو مجموعه مهم یعنی مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان را برعهده دارد اما روشن است آنهایی که به ریاست او رای داده اند اگر او بخواهد زمزمه مخالفت با رهبری را سر بدهد وقتی پای رهبری در میان باشد دست و دل و پا و جانشان برای همراه شدن با هاشمی می لرزد. 
رهبر در خطبه هایشان گفتند که تکلیف این انتخابات در خیابان روشن نمی شود. 

حالا اصلاح طلب ها یا باید بزنند به جاده خاکی و به امید روزی بمانند که دوباره بتوانند به قدرت برگردند و باز زمزمه جمهوریت را به تعریف خودشان سر بدهند که این کار آسانی نیست یا به طور مستقیم روبروی رهبری بایستند و پیه یک انقلاب دیگر و دردسرهایش را به تن شان بمالند.
 
مردم گرچه در خیابان هستند اما فقدان استراتژیست های اصلاح طلب می تواند آتش شان را خاموش کند. به هر حال با توجه به فرمان رهبر حالا برخورد با آنها ساده تر هم شده است.
هیچ اعتراضی به صورت شهودی مدیریت نخواهد شد. من فکر می کنم مردم احتمالا بزودی از گرمای هوا خسته می شوند و به خانه برمی گردند مگر این که این آتش طور دیگری روشن بماند. بازداشت کسانی مثل تاج زاده و رمضان زاده و حتی سازمان دهندگان جوان تر این برنامه ها مثل سمیه توحیدلو یا محمدرضا جلایی پور و فعالان ستادهای انتخاباتی نامزدها با همین هدف صورت گرفته است. 

به نظر می رسد تصمیم شورای نگهبان هم تغییر عمده ای در نتایج ایجاد نخواهد کرد. ممکن است نهایتا در حد ابطال چند صندوق باقی بماند. 

نهادهای مدنی و احزاب در چنین شرایطی می توانستند موثر باشند. هم در گفتگو با حکومت و هم در سازماندهی حرکتهای مردمی به گونه ای که کمترین آسیب را به دنبال داشته باشد.
اما آنها هم شوکه شده اند. فکر نمی کردند روز حادثه این قدر نزدیک باشد. 
حالا هیچ ابهامی در میانه میدان نیست. 
توپ قدرت را تیم آقای احمدی نژاد با حمایت رهبری و شورای نگهبان و بخش بزرگی از مجلس برداشته اند و در آوردنش از دست رقیب برای آن طرفی ها آسان نیست. تاکتیک بر هم زدن بازی تا این لحظه جواب نداده است. 
گروه هایی که دلبستگی بیشتری به جمهوریت دارند یا باید بنشینند و صبر پیشه کنند یا فعالانه وارد یک مبارزه جدی با حمایت مردمی شوند که یک هفته است هر روز به خیابان می آیند.
با شناختی که از این گروه ها دارم می توانم بگویم این استخاره شان آن قدر طول خواهد کشید که مردم برمی گردند زیر باد کولرهای خانه شان هندوانه شان را می خورند و آقای احمدی نژاد هم خودش را برای سخنرانی بعدی اش در سازمان ملل آماده می کند.
می ماند گروه های مرجع اجتماعی مثل جنبش زنان، جنبش دانشجویی و کارگری و غیره که نمی دانم چه در سر دارند. و آیا پیش پایشان را درست می بینند یا نه. 


masoome naseri | 12:57 PM | Comment(s)(7)

بلاگ کردن زنده نماز جمعه تهران


این پست را برای کسانی می نویسم که نمی توانند به خطبه های نماز جمعه دسترسی داشته باشند.
امام جمعه امروز تهران آیت الله خامنه ای است.
شرگت کنندگان در نماز جمعه چنان که تصور می شد فراوانند. تا بعد از میدان فلسطین جمعیت هست و از این طرف هم بلوار کشاورز.
آقایان احمدی نژاد، رضایی، لاریجانیُ، عارف،مشایی، محصولی...هستند.
ایشان می گوید در سی سال گذشته حوادث بسیاری پیش آمده است که می توانست یک ملت را از پا درآورد اما ملت ما استوار ماند.
فضای معنوی جامعه را قدر بدانید. مبادا بگو مگوهایی که در کشور پیش می آید و در یک کشور آزاد طبیعی است ما را غافل کند.
....
امروز جوان های ما معنوی هستند. حتی آنهایی که در چهره شان گرایش معنوی دیده نمی شود باز هم آدم می بیند که اهل معنویتند.
تا اینجا که من می بینم نشانه های سبز رنگ هم بین جمعیت دیده می شود.
خطبه اول کوتاه بود و تمام شد.
...................

خطبه دوم
آیت الله خامنه ای می گویند خطاب این خطبه شان سه دسته هستند.
سه مطلب را خطاب به سه دسته می گویم
یک عموم ملت ایران
یکی خطاب به نخبه گان سیاسی نامزدها و دست اندرکاران انتخابات
یک مطلب هم خطاب به سران استکبار و رسانه هایی که در دست دارند.

می گویند در برابر کاری که مردم کردند در این انتخابات حتی اگر تملق مردم را هم بگویم ایرادی ندارد.
نسل جوان نشان داد آن شور سیاسی که ما درآغاز انقلاب داشتیم دارد. البته بین مردم اختلاف سلیقه و رای هست اینها هست و طبیعی است اما انسان یک تهعد جمعی را میان این همه برای حفظ کشور و نظامشان احساس می کند.
این انتخابات عزیزان من برای دشمنان شما یک زلزله جهانی بود و برای دوستان شما در اکناف عالم یک جشن تاریخ بود.
این که در سی سالگی انقلاب مردم بیایند و با امام و انقلاب تجدید بیعت کنند برای جمهوری اسلامی یک نفس تازه کردن بود.
این انتخابات مردم سالاری دینی را به رخ همه عالم کشید. این یک راه سوم است در مقابل دیکتاتوری ها و نظام های مستبد از یک طرف و دیکتاتوریهای دور از معنویت و دین از طرف دیگر.

امتخابات نشان داد مردم با شادابی به سر می برند و این پاسخی به دشمنان مغرض بود. مردم اگر به نظام اعتماد نکنند در انتخابات شرکت نمی کنند و دشمنان همین اهتماد مردم را هدف گرفته اند و می خواهند در هم بشکنند. این بزرگترین سرمایه جمهوری اسلامی است.
می خواهند ایجاد شک کنند و این اعتماد را متزلزل کنند.
می خواهند اعتماد را بگیرند که مشارکت را بگیرند که مشروعیت را از نظام بگیرند و این خطرش از آتش زدن بانک بیشتر است.
مردم بیایند با این همه شور در انتخابات شرکت کنند و بعد بگویند شما اشتباه کردید که اعتماد کردید.

این خط را از قبل انتخابات شروع کردند. من فروردین در مشهد گفتم که دارند زمینه را اماده می کنند.
نکته سوم مساله رقابت ها بود. این رقابت ها کاملا آزاد و جدی و شفاف بود. بقدری این رقابت ها و این مناظره ها شفاف و صریح بود که عده ای معترض بودند. التهاباتی به وجود آورد که هنوز هم ادامه دارد.
فرض ما این بود و هست که این رقابتی بین جریان ها و افرادی متعلق به نظام اسلامی است. این که دشمنان تلاش می کنند در رسانه ها که دعوا بین مخالفان و موافقان نظام است غلط می کنند.
یکی رییس جمهور خدوم پرکار و زحمت کش است. یکی نخست وزیر هشت سال دوران خود من نخست وزیر خود من بوده است. یکی فرمانده سپاه در ساله ای متمادی بوده است. یکی از آنها دو دوره رئیس قوه مقننه بوده است.
البته اختلاف نظر دارند اما مال نظام اند.
رسانه های استکباری و بی بی سی خبیث این را می خواهند دامن بزنند.
بعضی از برنامه هاشان را من انتقاد دارم اما مردم هستند که انتخاب می کنند. خواست من و تشخیص من نه به مردم گفته شد و آنها خودشان انتخاب کردند.
دعوا بین عناصری است در چارچوب نظام و مردم هم با اعتقاد به نظام رای دادند. مردم به آنکه او را صالح تر می دانستند برای نظام انتخاب کردند.
در این مناظره ها همه شفاف و راحت حرف زدند. یک سیلابی از نقد و انتقاد به راه افتاد و همه پاسخگویی کردند. مواضع گروه ها عریان در برابر مردم قرار گرفت.
مردم احساس کردند در نظام اسلامی بیگانه به حساب نمی آیند. نظام اندرونی و بیرونی ندارد و معلوم شد رای مردم زینتی نیست و ناشی از همین دقت ها و تامل ها خواهد بود. یکی از علل افزایش ده میلیونی آرا نسبت به حد نصاب قبلی همین بود.

این گفتگوها نباید تبدیل شود به کدروت و کینه وگرنه اثر عکس خواهد داشت.
اگر بنا باشد همین طور کش پیدا کند و بگو مگو بشود تبدیل می شود به کینه. البته خوب است این مناظره ها در سطوح مدیریتی ادامه پیدا کند.
اما این مناظره ها عیوبی داشت. گاهی انسان می دید جنبه منطقی مناظره ضعیف می شد. و جنبه تخریبی پیدا می کرد. سیاه نمایی وضع موجود و دوره های گذشته در این مناظره ها مطرح شد. اتهاماتی مطرح شد که جایی اثبات نشده است.
بی انصافی هایی شد هم نسبت به این دوران و هم دوره های قبل.
آقایان احساساتی شدند بین صحبت.
بنده هم نشستم پای تلویزیون و از آزادی بیان لذت بردم. اما بخش معیوب قضیه بنده را ناخرسند کرد. برا هواداران نامزدها اینها التهاب آور بود.
از هر دو طرف هم بود.
من در خطبه ای که بمثابه نماز است باید حقیقت را بگویم.
از یک طرف بدترین توهین ها به رئیس جمهور قانونی شد. رئیس جمهور را متهم به دروغگویی کردند. کارنامه های جعلی
رئیس جمهور را رمال خرافاتی خواندند.
از این طرف هم همین جور.
کارنامه سی ساله انقلاب کم رنگ جلوه داده شد. اسم برخی افراد برده شد که شخصیت های این نظام اند که پایه های این نظام اند.
به طور خاص از آقای هاشمی رفسنجانی و ناظق نور باید نام ببرم چون از آنها نام برده شده است.
قبل از اثبات نمی شود رسانه ای کرد اینها را.
وقتی این جور حرف ها مطرح شد جوان ها طور دیگری تلقی می کنند.
آقای هاشمی را همه می شناسند. من شناختم مربوط به بعد از انقلاب نیست. من ایشان را از ۵۳ سال قبل می شناسم. بعد از انقلاب از موثرترین نیروهای انقلاب بود.
بارها تا مرز شهادت این مرد پیش رفته است.
قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلابیون کرد و در دوران مسولیت خودش یک مورد را سراغ نداریم که برای خودش چیزی اندوخته باشد.
ما با هم اختلاف نظرهایی داریم اما مردم نباید دچار توهم شوند.
آقای هاشمی هم در سیاست خارجی و هم مسائل فرهنگی با آقای رییس جمهور اختلاف دارند. از همان انتخابات سال ۱۳۸۴ این اختلاف بوده است و نظر من به نظر آقای ريس جمهور نزدیک تر است.

مردم اطمینان دارند طرفداران نامزدها هم اطمینان داشته باشند که جمهوری اسلامی اهل تقلب در آرای مردم نیست. سازو کارهای انتخابات در کشور اجازه این کار را نمی دهد آن هم در حد یازده میلیون! یازده میلیون را چطور می شود تقلب کرد؟
اگر اعتراضی هست و شواهدی هست از راه قانونی پیگیری شود. بنده زیر بار بدعت های غیرقانونی نخواهم رفت.


خطاب دوم من خطاب به فعالان سیاسی و احزاب و نخبه گان است.
الان جهان در شرایط حساسی است. نگاه کنید به کشورهای همسایه و همه وظیفه داریم هوشیار باشیم دقیق باشیم. مردم به وظیفه خودشان عمل کردند اما ما و شما وظایف سنگین تری داریم.
آنهایی که بنوعی مرجعیتی دارند باید خیلی مراقب رفتار و گفتار خودشان باشند. اگر آنها افراطی کری گنند دامنه این به جایی می رسد که خود شما نمی توانید کنترل کنید.
اگر نخبه گان سیاسی بخواهند برای اصلاح ابرو چشم را کور کنند مسوول خون ها و خشونت ها آنهایند.

یک چند دقیقه اینجا را از دست دادم. مردم شعار می دن می گن ای رهبر آزاده آماده ایم آماده.

من در این چند روزه رفتار رهبران آمریکا و چند کشور اروپایی را بررسی کردم.
وضع متغیری داشت. قبل از انتخابات استراتژی خودشان و رسانه هایشان این بود که در اصل انتخابات تردید وارد کنند.
آنها همین نتایج را حدس می زدند اما این حضور ۸۵ درصدی را باور نمی کردند.
بعد فهمیدند چه اتفاقی افتاد و فهمیدند باید خودشان را وفق بدهند و شوکه شدند.
وقتی اعتراض برخی نامزها را دیدند احساس کردند فرصتی پیش آمده تا موج سواری کنند. از روز شنبه و یگشنبه لحن شان عوض شد.
چشم شان افتاد به تجمع های مردمی که به دعوت نامزدها برگزار شد.
نقل شد از قول رئیس جمهور امریکا که ما منتظر چنین روزی بودیم که مردم به خیابان ها بریزند. از یک طرف نامه بنویسند و ابراز علاقه به روابط کنند و از یک طرف این حرف ها را بزنند.
از یک طرف خط تخریب داخلی شان شروع به کار کرد. امنیت مردم مورد تطاول اینها قرار گرفت. این ربطی به مردم و نامزدها ندارد. این کار دست پرورگان صهیونیسم است.
این کاری که ناشیانه از برخی سر زد اینها را به طمع واداشت فکر کرد اینجا هم گرجستان است. احمق ها ما را با کجا مقایسه می کنند؟
مشکل دشمنان ما این است که ملت ما را هنوز هم نشناخته اند.
آنچه بیشتر از همه برای من سخت بود این حرف هایی بود که در مورد حقوق بشر از طرف سران این کشورها زده شد. شما چیزی از حقوق بشر می دانید؟
اینجا چند جمله مهم از دستم در رفت. در مورد رفتار ضد حقوق بشری دموکراتهای آمریکا.
....
ما احتیاج نداریم کسی ما را نصیحت کند در مورد حقوق بشر.
از این به بعد خطبه ها خطاب به امام زمان است.
من جان ناقابلی دارم جسم ناقصی دارم اندک آبرویی دارم اینها را کف دستم می گذارم اینها را فدای شما و این انقلاب می کنم. سید ما و آقای ما دعا کن برای ما. صاحب ما تویی.
ما این راه را با قدرت ادامه بده ما را در این راه حمایت کن.
خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست.
و خلاص




masoome naseri | 10:28 AM | Comment(s)(1)

پنج شنبه‌ای در میدان توپخانه

June 18, 2009 07:54 PM


امروز قرار مردم میدان توپخانه بود. حوالی سه و نیم که از خیابان سعدی پایین می‌رفتم خلوت بود ولی در خیابان فردوسی پیراهن مشکی‌پوش‌ها با نشانه‌های سبزشان در حال سرازير شدن بودند.  هوای امروز تهران ۳۶ درجه بود.

زیر سایه درخت های اندک میدان توپخانه هوا کمی خنک‌تر بود اما انبوه جمعیت ساکت زیر تیغ آفتاب ایستاده بودند. گاهی صدای صلوات هم بود اما خیلی کم و اکثریت معتقد بودند باید به همین سکوت ادامه بدهند.

خیلی‌ها شعارهایی با این مضمون حمل می‌کردند که نباید خسته بشویم و خسته شدن ما چیزی است که کودتاچی‌ها می‌خواهند. تراکت‌ها و کاغذهایی که نوشته‌ای داشتند دست به دست می‌شدند. یک کاغذ آچهار را که محتوی آن استراتژی‌های لازم برای تداوم اعتراض‌ها بود همه دور و بری‌های من خواندند و دست به دست گرداندند تا بقیه هم بخوانند.

new.jpg

 مردم از همدیگر می‌پرسیدند اطلاعاتشان را چطور به دست می‌آورند و در عصر جامعه اطلاعاتی آنهایی که با دور زدن فیل‌ترها به اطلاعات دست پیدا می‌کنند آن را دهان به دهان منتقل می‌کنند.

بی بی سی فارسی که بسته بود حالا کل وب سایت جهانی بی بی سی بسته است. صفحه اصلی سی ان ان باز می‌شود اما صفحات داخلی‌اش فیل‌ترند. حتی خبرهایی که مربوط به ایران نیستند هم فیل‌ترند.

یوتیوب و فیس بوک و تویتر و فرند فید هم همین طور. گوگل ریدر و جی‌میل را هم اگر ببندند دیگر همه راه‌ها تمام می‌شود و الفاتحه. خبرنگارهای خارجی حق ندارند از تجمع‌ها تصویر بگیرند.

گاهی هلی‌کوپتر پلیس از بالای سر جمعیت رد می‌شد و مردم دست‌هایشان را بالا می‌بردند و شاخ و شانه می‌کشیدند. در تجمع امروز که به یادبود شهدای درگیری‌های اخیر برگزار شده بود عکس‌هایی از کشته شده‌ها هم حمل می‌شد.

مردم به سبک و سیاق انقلاب برای تجمع بعدی قرار می‌گذاشتند. از گروه‌های فشار خبری نبود و پلیس هم با آرامش فقط تماشا می‌کرد. تلویزیون اما تلاش می‌کند القا کند این طرفداران آقای موسوی هستند که دست به خرابکاری می‌زنند.

حتی در برنامه خانواده هم امروز ظهر مثل تاکسی‌ها حرف مجری‌ها و کارشناس به سیاست کشید و همین سیاست دنبال شد.

ساعت ده شب که می‌شود مردم می‌روند الله اکبر می‌گویند. همین الان اینجا در پونک صدایشان را از آپارتمان‌های اطراف می‌شنوم. همه می‌پرسند چه می‌شود؟

به نظر من بستگی زیادی به درجه حرارت هوای تهران در روزهای آینده دارد. بالاخره یا حکومت باید کم بیاورد یا مردم خسته شوند. نامزدهای اصلاح‌طلب و ستادهایشان تلاش می‌کنند کمترین نقش را در سازماندهی مردم داشته باشند.

این کار گرچه محاسنی دارد اما باعث سرگردانی شده است. همین امروز در میدان توپخانه یکی می‌گفت حرکت کنیم یکی می‌گفت بایستیم. یکی می‌گفت شعار بدهیم و دیگری می‌گفت سکوت کنیم.

همین سیاست سکوت گرچه بین خرابکارها و مردم فاصله می‌اندازد و باعث می‌شود بهانه دست نیروهای مقابل نیفتد اما می‌تواند خسته‌کننده باشد و حجم انبوه انرژی مردم به صبر کردن می‌گذرد و نمی‌دانم این صبر تا کجا ادامه پیدا می‌کند.

روز جمعه قرار است هوادارن تغییر شرایط به نماز جمعه بروند. نماز جمعه اصولاً میدان این بخش از جامعه نیست و اکثرا با فضای آن آشنا نیستند. نماز جمعه اصطلاحاً سر محل آن طرفی‌هاست و خب رفتن به سر محل رقیب حتی در دعواهای نوجوانی هم دردسر ساز است.

با توجه به این که امامت این نماز از قرار با رهبر است کاملاً همه چیز در ابهام قرار دارد. جمعه روز مهمی است.

.................................

پ.ن: محض اطلاع گويا برنامه نمازجمعه امروز لغو شده است.

masoome naseri | 07:54 PM | Comment(s)(9)

جمعه خیلی خیلی سیاه

June 13, 2009 12:28 PM


انا لله و انا الیه راجعون

ملت تقریبا شریف ایران! روح بلند و ملکوتی و لرزان جمهوریت نظام به ملکوت اعلی پیوست. مجلس ختم و هفت و چهلم یک جا روز جمعه برگزار شد رفت پی کارش.

masoome naseri | 12:28 PM | Comment(s)(13)

سیب زمینی یا سیب درختی؟

June 11, 2009 12:09 PM

حالا همه چیز تمام شده است. تا چهار سال بعد که دوباره انتخابات برسد خیابان‌ها مال نیروی انتظامی می‌شود.

ما رویای سیب درختی در سر می‌پرورانیم و شاید سهم‌مان یک کیسه سیب زمینی شود. شاید هم این سیبی که پرت کرده‌ایم هوا به زمین برسد و سبز باشد. 

Green-Apple.jpg

masoome naseri | 12:09 PM | Comment(s)(1)