« April 2009 | صفحه اصلی | June 2009 »

بازماندگان دوم خرداد و امیدهای بیست و دوم خرداد

May 23, 2009 07:30 PM



خب امروز باز هم خاتمی در سالن دوازده هزار نفری آزادی به یاد طرفداران اصلاحات آورد که چه خوب است رئیس جمهوری داشته باشیم که خوش صحبت و خوش رو و خوش گو باشد.

 دست کم هفده هزار نفر در این سالن جمع شده بودند که خاتمی و رهنورد سخنرانهای اصلی اش بودند. خود خاتمی سخنرانی بسیار خوبی کرد. از اندیشه دوم خرداد دفاع جانانه ای کرد و از شرایطی که منجر به افزایش تعداد صدقه بگیران می شود انتقاد کرد.
 امروز در سالن هم فائزه هاشمی در حال آدامس جویدن روبان سبز حمایت از میرحسین را به چادر مشکی اش چسبانده بود و هم کیومرث پوراحمد پوستر او را بلند کرده بود.
 به وضوح خاتمی بسیار بیشتر از تصاویر ویدئویی موسوی جمعیت را سر شوق می آورد. اصلا ببخشید که مقایسه کردم. این دو نفر قابل مقایسه نیستند.

 در این مراسم خانواده شهید باکری، همت، زین الدین، جهان آرا هم حضور داشتند که در آستانه سوم خرداد حضور پدر جهان آرا با پخش ممد نبودی ببینی و کلیپی از دوران جنگ و میرحسین موسوی و حضورش در جبهه ها همراه بود.
 و اما از همه مهم تر حضور همسر شهید رجایی بود که به روشنی از محمود احمدی نژاد انتقاد کرد و گفت اگر کسی را بتوان گفت در اخلاق و سیاست این روزها شبیه رجایی است آن شخص کسی نیست جز میرحسین موسوی.
 او از دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد به عنوان دوران تلخ نام برد تا تلاش طرفداران رئیس جمهوری کنونی را در مورد تبلیغ شباهت محمود احمدی نژاد به شهید رجایی از بین ببرد.
 فائره هاشمی هم  سخنرانی کوتاهی کرد و گفت ما می خواهیم این دوران ادامه پیدا نکند. 
جمعیت از فائزه هاشمی هم استقبال گرمی کرد. فائزه گفت امیدوار است به انتخابات که نزدیک تر شدیم یکی از دو نامزد اصلاح طلب که رای کمتری دارد به نفع آن دیگری کنار برود که خب این طور که از نظرسنجی ها برمیاید منظورش مهدی کروبی است.
 کیومرث پوراحمد هم چند دقیقه داغ صحبت کرد. گفت: چهار سال پیش اشتباه کردیم قهر کردیم و دروغگویی حاکم شد. خودمان این اشتباه را کردیم و چشممان کور جبرانش می کنیم. 
خب کلیپ سر اومد زمستون را هم روی تصاویری از ستارخان، مصدقِ، آیت الله خمینی، شهدای جنگ و ...در سالن پخش کردند.
  برنامه در یک سالن ورزشی بود و شعارهای استادیومی هم سر می دادند از جمله این که محمود یادت باشه سید سرورته! و موج مکزیکی هم که پای ثابت برنامه بود.
 جای نشستن زنان و مردان در سالن جدا بود و جالب بود که دخترها هم چنان موج مکزیکی می آمدند که انکار هزار سال است استادیوم می روند!
 کامبوزیا پرتویی هم میکروفون را چند دقیقه گرفت و گفت: چهار سال احساس حقارت می کردم. با هر سفر رئیس جمهور من احساس حقارت می کردم. ولی یک چیز مرا بیشتر از حقارت آزار داد و آن دروغ گویی بود. او گفت: چهار سال یک آدم کوچک همه ما را کوچک کرد. و این حرفها با شعار نصر من الله و فتح قریب مرگ بر این دولت مردم فریب همراه شد. 
من حتی یک جای سالن در دست یک نفر پوستری دست یک نفر دیدم که رویش نوشته بود مرگ بر سیب زمینی!
 
صحبت های کوتاه حمید فرخ نژاد هنرپیشه سینما و تئاتر هم بخش جالبی از حاشیه های برنامه دوم خرداد بود. او گفت داستان خاله سوسکه را همه می دانیم. او به کتک خوردن عادت کرده بود و فقط در مورد شیوه کتک خوردنش سوال می کرد ما مثل خاله سوسکه نباشیم. به کتک خوردن عادت نکنیم.
 و از حاضران خواست بیرون از سالن مردم را به رای دادن تشویق کنند و از آنها بخواهند قهر نکنند.
 به نظرم مراسم بسیار خوبی بود. خاتمی سخنرانی خوبی کرد. خاتمی عمیقا معتقد به اندیشه اصلاح طلبی است یا آن طور که زهرا رهنورد می گوید احیاگر اندیشه اصلاح طلبی و همین باعث می شود علیرغم شرایطی که در موقع اعلام نامزدی و انصرافش پیش آمد تمام قد در حمایت از میرحسین موسوی بایستد. سخنرانی امروزش پرشور و قابل تامل بود.
 در این مراسم محسن امین زاده، رئیس ستاد ائتلاف اصلاح طلبان گفت که آنها تلاش کرده اند سالن بزرکتری در اختیار بگیرند تا جمعیت پشت در سالن نمانند اما به آنها امکان داده نشده است. او گفت همه راه ها را برای رسیدن به مخاطبانشان بسته اند و برای رساندن پیامشان سنگ پیش پایشان انداخته می شود.
 زهرا رهنورد را یک بار در کنسرت سیمین غانم دیده بودم امروز برای دومین بار دیدمش. زن آرامی با روحیه هنرمندانه به نظر می رسد و حتی از سیاست هم با سبک و سیاق هنرمندانه حرف می زند.
 اگر چیز دیگری یادم آمد بعدا می نویسم.
..................
پ.ن. فائزه هاشمی شخصیت جالب توجهی است. او با اصرار بر لزوم اجماع بین دو نامزد اصلاح طلب جایی در حرف هایش گفت اگر این بار بخواهیم در تحلیل مان از فضای سیاسی مثل چهار سال پیش اشتباه کنیم ممکن است آقای احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور شود و دچار توهم می شود و ادعای امام زمانی می کند.
با تشکر از خانم رجا نیوز که این نکته را یادم آورد این گزارش رجانیوز را توصیه می کنم.
گزارش باران از سخنرانی محمد خاتمی 
گزارش و ویدئوی سی ان ان از مراسم دوم خرداد هشتاد و هشت

masoome naseri | 07:30 PM | Comment(s)(16)

شاید خواب، شاید کابوس

May 18, 2009 02:15 AM



دیشب خواب می دیدم که انتخابات تمام شده و محمود احمدی نژاد رئیس جمهور شده و من یک کافه باز کرده ام و روی دیوارش یک مقوا چسبانده ام و نوشته ام "در این مکان، حرف ۳۰ یا ۳۰ ممنوع" و دارم یک توت فرنگی می گذارم روی بستنی یک مشتری.

 بیست و سوم خرداد به این سوال تاریخی پاسخ می دهم که خواب زن چپ است یا نه! 

masoome naseri | 02:15 AM | Comment(s)(10)

تو کنار من، من کنار تو

May 12, 2009 01:09 PM


روزها و شبها گذشتو
روز و شب بودم به یاد تو
در وهم شیرین خیال من
تو کنار من
من کنار تو

در چرخش پوچ این روزگار
روزها مدفون در انتظار
شبها غرق سراب امید
آه از روزگار
آه از انتظار

ای روشنی چشمان من
رویای من دیدار توست
ای جاری در شعر و ترانه ام
در کلام من
عطر نام تو

روزها و شبها گذشت و من
روزم شب نشد بی یاد تو
در فریب امید و انتظار
هر روز و شب به یاد تو

 


موسیقی کیوسک 


masoome naseri | 01:09 PM | Comment(s)(2)

تأمل در تیمز

May 4, 2009 03:40 PM



حالا که این روبه‌رو در بالکن خانه دوستان نشسته‌ام و می‌بینم رودخانه تیمز چطور در دل لندن می‌پیچد و پیش می‌رود و زندگی این شهر غول مانند را به طبیعت ربط می‌دهد، فکر می‌کنم خدا گاهی وقت‌ها وقت آفرینش بعضی آدم‌ها، بعضی سرزمین‌ها، بعضی پرنده‌ها حالش خوب بوده است و گاهی بد.

گاهی شوخی کرده است مثل وقت آفریدن زرافه گاهی خوشحال بوده مثل وقت آفریدن گنجشکِ و یک روز هم بیدار شده فکر کرده امروز، خوب است یک کار توپ بکنم و رودخانه‌ها را آفریده است.

Tames.jpg

مثلاً لندن، پاریس، و اصفهان حاصل حال خوش خدا، وقت آفرینش رودخانه هستند. این سرزمین‌ها در ساعت خوش جهان بنا گذاشته شده‌اند. دریا یک شهر را خوشبخت می‌کند. رودخانه یک شهر را زیبا و زیستنی می‌کند.

گمان نکنم خدا همه چیز و همه کس را درهم و برهم آفریده باشد. وقت آفرینش مرضیه و شجریان و گوگوش خدا وقت گذاشته است. سر آفرینش اسکارلت یوهانسون و جورج کلونی خدا حوصله کرده است که مبادا فاصله چشم و دماغ این کم و زیاد شود یا خطوط چهره آن یکی زیبایی‌اش را بگیرد.

این است که رودخانه که از کنار ما و شهر می‌گذرد روحمان تازه می‌شود. صدای مرضیه که می‌پیچد توی خانه انگار بهار شده باشد، جان آدم رقصش می گیرد.

اصلاً همین اردیبهشت را ببینید. ببینید خدا چه شوخ و شنگ بوده وقتی که قرار بوده جهان اردیبهشت باشد.

تقصیر تیمز بود که مرا یاد اصفهان انداخت و یاد شجریان و یادم آورد که اردیبهشت است. هر چه هست زیر سر همین اردیبهشت است.


masoome naseri | 03:40 PM | Comment(s)(15)

در باب تولرانس پاسداران

May 3, 2009 02:12 PM



من آدم خوش اخلاقی هستم! قولهایم دیر و زود دارند اما سوخت و سوز ندارند.

 به گفتگو هم معتقدم. کلا فکر می کنم یک جورهایی دموکراسی یعنی اعتقاد به حق گوناگون فکر کردن و گوناکون بودن و با این تعریف دموکراسی خوب چیزی است. 
این یک جور تیریپ زنده باد مخالف من است.
فی الواقع جو دوم خرداد هنوز مرا جدی تر از خود خاتمی گرفته و ول نکرده است! 
بر همین مبنا با این که وبلاگ پاسداران را به طور معمول نمی خوانم وقتی آقای پاسداران در کامنت دونی وبلاگم نوشت که از من دعوت کرده است در مورد براندازی بنویسم رفتم سرزدم و دعوت را قبول کردم.
 ین همه بازی وبلاگی باربط و بی ربط هست این هم یکی از آنها.
بالاخره با دو هفته تاخیر روز ۲۱ آوریل پست مورد نظر آقای پاسداران را با عتوان خط فاصله جمهور و جمهوری اسلامی نوشتم و منتشر کردم.
 با این که ته پست نوشته ام که این را در اجابت دعوت ایشان نوشته ام تا این لحظه حتی لینک مطلب را در وبلاگشان منتشر نکرده اند.  
من نمی گویم حرفی زده ام که جواب ندارد ولی بد نبود اگر ایشان دست کم می نوشت این مزخرف را این بنده گمراه خدا در پاسخ به دعوت من نوشته ولی به این دلایل مزخرف گفته است. 
خب شاید آن طور که ایشان خواسته بودند من "بشدت با مستندات و شواهد متقن" صحبت نکرده ام!



masoome naseri | 02:12 PM | Comment(s)(3)

برای روزایی که دمغی: آبجیز و بنیامین ۸۸


بدین وسیله بعد از سالها انتظار، انتشار آلبوم تازه بنیامین را به همه بروبکس ساکن این ور و اون ور تبریک و تهنیت عرض می کنم!‌

چندتایی از آهنگ های این آلبوم قابلیت این را دارند که تا آخر سال هزار بار از پخش ماشین ها در تهران و شهرستان ها شنیده شوند. بلکم بیشتر از یک سال، چون من یک نفر را می شناسم که هنوز دارد آلبوم قبلی بنیامین را توی ماشینش گوش می دهد!
این آلبوم را از اینجا بشنوید. نکته مهم در مورد این آلبوم این است که عکس روی جلدش شبیه خود بنیامین است!

گروه آبجیز هم ألبوم موسیقی تازه شان را منتشر کرده اند که اسمش هست: Perfectly Displaced

 موسیقی شان در این آلبوم کمی متحول شده است. خودم هنوز درست و حسابی نشنیده ام ولی خب آبجیز معمولا کارشان درست است. این پست آخر شبی را برای معرفی نوشتم.

masoome naseri | 02:30 AM | Comment(s)(1)

شیخ و همراهان

May 2, 2009 02:09 AM



یک ضرب المثل هست که می گوید آدم زنده وکیل و وصی نمی خواهد ولی این مال قدیم بود حالا اوضاع فرق کرده است. به هر حال بعد از مورد آقای احمدی نژاد که هر بار جمعی دست به دعا برمی دارند که حرف بی ربطی نزند مشاوران آقای کروبی راه بهتری را انتخاب کرده اند و اصلا به ایشان اجازه حرف زدن نمی دهند مبادا که وعده وعیدی بدهد که خطرناک باشد یا حرفی بزند که قابل جمع آوری نباشد.


خبرنگاران رسانه‌هاي خارجي صبح سه‌شنبه صبحانه ميهمان كروبي بودند.
به گزارش روزنامه اعتماد ملی، "نشست خبري مهدي كروبي با خبرنگاران خارجی در حالي برگزار شد كه غلامحسين كرباسچي، عباس عبدي و اسماعيل‌گرامي‌مقدم و عيسي سحرخيز او را در پاسخگويي به سوالات همراهي مي‌كردند."
این بخشی از لید گزارش کنفرانس مطبوعاتی آقای کروبی با خبرنگاران خارجی است اما متن گزارش را که بخوانید متوجه می شوید این شیخ مهدی گروبی است که آن دیگران را در کنفرانس همراهی می کند و در واقع پاسخگوی اصلی کرباسچی و عبدی هستند.

از مجموع دوازده سیزده سوال مطرح شده، عبدی و کرباسچی به ۹ مورد جواب دادند و کروبی خودش حرفی نزده است. در دو مورد ایشان چند جمله به گفته های کرباسچی و عبدی افزوده است و خودش مستقلا فقط به سه تا سوال خبرنگاران جواب داده است.

خب افه خوبی است و موضع برخی حامیان آقای کروبی را استوارتر می کند که معتقدند آقای کروبی اهل مشاوره است و این حسن است اما وقتی خبرنگاران آمده اند نظرات نامزد ریاست جمهوری را بشنوند کمی عجیب است اگر خود ایشان کمتر از دیگران حرف بزنند و پاسخگوی اصلی سوالات کرباسچی و عبدی باشند.

این قضیه وقتی جالبتر می شود که ببینید متن اصلی گزارش اعتماد ملی این طور شروع می شود: کروبی می تواند شرایط را تغییر دهدِ، شیخ اصلاحات چنین وعده ای نداد بلکه این همراهان او بودند که چنین قول دادند.


به این ترتیب فردا روزی که آقای کروبی رئیس جمهور شد و مورد سوال قرار گرفت می گوید این حرفها را من نزدم همراهانم زدند و به من ربطی ندارد؟

 اصل گزارش را اینجا بخوانید اما من برای راحتی شما خلاصه اش کرده ام ولی توصیه می کنم متن اصلی را بخوانید سرشار از نکات قابل تامل است.

خبرگزاري فرانسه از كروبي پرسيد كه اگر شما نگران تخلف در انتخابات هستيد براي صيانت از آرا چه كاري را انجام داده‌ايد آيا به مشاوره با رهبري پرداختيد؟ كروبي به این سوال پاسخ گفت.

 «اگر در عرصه انتخابات پيروز شويد در رويكرد سياست خارجي ايران چه تفاوت‌هايي صورت مي‌گيرد. آيا با آمريكا مذاكره خواهيد كرد» اين سوالي بود كه خبرنگار آسوشتيدپرس پرسيد و غلام حسين كرباسچي به آن پاسخ داد.

خبرنگار آسوشيتد‌پرس در سوال ديگرش پرسيد: «اصلاح‌طلبان تنها با حضور گسترده مردم مي‌توانند پيروز انتخابات شوند، شما چه كاري براي ترغيب مردم براي حضور در عرصه انتخابات داريد» ‌پاسخ‌دهنده به اين سوال نيز كرباسچي بود.

خبرگزاري رويترز از كروبي درباره برنامه سياست خارجي‌اش در عرصه فعاليت‌هاي هسته‌اي پرسيد و خطاب به او گفت كه آيا حاضر به تغيير اين شرايط است؟ اين سوال را عبدي پاسخ داد. تهش یک خط هم خود کروبی حرف زده است. 

خبرگزاري رويترز نظر كروبي را درباره هولوكاست پرسيد كه وي در پاسخ گفت: «‌مسلما حادثه‌اي رخ داده و عده‌اي نيز كشته شده‌اند حالا تعداد چند نفر بوده مهم نيست ولي من مي‌خواهم بگويم كه طرح اين مسائل چه سودي براي ما دارد.»

خبرنگار ژورنال وال‌استريت نيز خبرنگار ديگري بود كه نظر كروبي را درباره ديدگاه‌هاي ميرحسين موسوي پرسيد. وي خطاب به كروبي گفت: «‌آيا آقاي موسوي اصلاح‌طلب هستند، ديدگاه ايشان با شما چه تفاوت‌هايي دارد چرا كه هنوز راي‌دهندگان در اين باره تصميمي نگرفته‌اند؟» كرباسچي به اين سوال پاسخ داد.

روزنامه نيويورك تايمز نظر كروبي را درباره سخنراني احمدي‌نژاد در ژنو پرسيد، كه عباس عبدي به اين پرسش پاسخ گفت.
«اين خبرنگار برنامه‌هاي كروبي را درباره احقاق حقوق زنان پرسيد و خطاب به كروبي گفت كه در اين زمينه چه قولي مي‌دهد.» عبدي پاسخگوي اين سوال نيز بود و گفت: «شما درباره مساله زنان چه تضميني مي‌خواهيد؟ قرار نيست كه يك رئيس‌جمهور همه مطالبات را با يك كاغذي كه شما درون صندوق مي‌اندازيد، پاسخ دهد.

كرباسچي نيز به اين سوال پاسخ داد. وي گفت: «حتما آقاي كروبي معتقد به رفع تبعيض جنسيتي است و بر اين باور است كه قوانين سنتي درباره زنان بايد تغيير كند.»

بالاخره خود آقای کروبی هم اعلام حیات می کند و می گوید: «‌اگر نتوانم كاري انجام دهم حتما موانع را شفاف با مردم در ميان مي‌گذارم....»

خبرنگار ديگري از كروبي خواست برنامه‌هايش براي تغيير وضع موجود را تشريح كند. دبيركل حزب اعتمادملي بالاخره زبان باز می کند و چهار کلمه حرف می زند.

حتی وقتی همين خبرنگار خطاب به كروبي می پرسد: «‌آيا شما فكر نمي‌كنيد كه چون آقاي موسوي و احمدي‌نژاد از شما جوان‌تر هستند اكثريت جامعه ايراني كه جوانان آن را تشكيل مي‌دهد نسبت به ايشان اقبال نشان دهند؟» اين كرباسچي است که به جای شیخ جواب می دهد.

به نوشته اعتماد ملی خبرنگار واشنگتن پست سوال صريحي از كروبي داشت. او خطاب به كروبي گفت: «‌فكر مي‌كنيد كه اگر رئيس‌جمهور شويد چه تغييري در شرايط كشور ايجاد مي‌شود؟» فکر کردید کروبی به این سوال جواب می دهد؟ نه اشتباه نکنید در این مورد هم كرباسچي باز پاسخ دهنده بود.

نظر كروبي درباره پرونده ركسانا صابري نيز از ديگر موضوعاتي بود كه اين خبرنگار نظر كروبي را درباره آن جويا شد. كروبي از درخواست ملاقات همسر وي با ايشان خبر داد.(یعنی همسر رکسانا تقاضا کرده است با آقای کروبی دیدار کند منظور بهمن قبادی است)

خبرنگار ديگري وقتي در جايگاه پرسشگر قرار گرفت به سوابق مهدي كروبي اشاره كرد و گفت: «شما در اين مدت همواره به دفاع از حقوق مردم از اقشار مختلف دراويش، دانشجو، زنداني سياسي،‌معلمان و بسياري ديگر پرداخته‌ايد آيا در صورتي كه رئيس‌جمهور شويد از اين شهامت برخورداريد كه در مقام رياست‌جمهوري باز چنين موضعگيري كنيد؟
عباس عبدي به اين سوال پاسخ داد. ‌

كرباسچي نيز در مقام دفاع از شيخ اصلاحات برآمدشیخ نيز به این سوال چهار خط جواب داد و چون مساله حیثیتی است گرامی مقدم هم وارد شده است.

خبرنگار ژاپني نظر كروبي را درباره حجاب اجباري در ايران پرسيد كه كروبي خوشبختانه خودش به این سوال پاسخ داد.

همين خبرنگار از كروبي پرسيد كه آيا تا پايان انتخابات در عرصه خواهد ماند. به نوشته اعتماد ملی، در حالي كه كروبي تاكيد كرد تا پايان مي‌ماند اين عبدي بود كه به این سوال پاسخ داد.
همچنین باز عباس عبدی به پرسشي درباره برنامه‌هاي اقتصادي كروبي پاسخ داد.
يكي از خبرنگاران درباره سياست خارجي ايران درباره فلسطين پرسيد كه خدا را شکر خود كروبي به این سوال پاسخ گفت.


masoome naseri | 02:09 AM | Comment(s)(5)

مرگ در طبیعت آدم است اما

May 1, 2009 11:27 PM


یک نوحه قدیمی هست که می گوید: دختر بدرالدجی امشب سه جا دارد عزا، گاهی می گوید حسن گاهی حسین گاهی رضا.
این نوحه مخصوص آخر ماه صفر است. وقتی که اربعین امام حسین و شهادت امام حسن و امام رضا با هم مقارن می شوند.

 دهخدا می گوید منظور از دختر بدرالدجی(ماه تاریکی) حضرت زهرا است.
 گاهی روز و روزگار آدم همین طور، مانند روزگار دختر بدرالدجی می شود. آدم می ماند به کدام غصه اش گریه کند. 
امروز چنین روزی بود مثلا. آن بخش از عزاهای عمومی اش می شود این که صبح چشم باز کنی و قبل از چک کردن آب و هوای لندن، گوگل ریدرت خبر مرگ بپاشاند به صبح.

 آدم ها می میرند، مرگ طبیعی است اما مرگ آدم هایی که دوست شان داریم برای ما طبیعی نمی شود. مرگ طبیعی است اما آدم هایی که دوستشان داریم دفعه اولشان است که می میرند برای همین مرگ شان طبیعی نمی شود.

یکی شان همین سید رضا حسینی است که جانش پیر بود و خسته اما دلمان نمی خواست چنان که طبیعت اقتضا می کند بمیرد. 

نوشته بودم یک بار که رضا سیدحسینی تلخ بود مثل چای، اما مثل همان چای تلخ صبحگاهی حضورش دلچسب بود.
 رضا سید حسینی از أدم های بسیاردان روزگار ما بود که تعدادشان دارد هر روز کمتر و کمتر می شود. 
چه فایده دارد که بنویسم قدرش را نمی دانستیم که افاقه نمی کند این افسوس. کسان دیگری هم هستند به قد و بالای دانش سید حسینی که قدرشان را نمی دانیم و به قول مادرم، "دور از جان" هم فقط یک تعارف است. 

تا مرک یک آدم حسابی دیگر، خدا به عزاداران رضا سید حسینی و صادرکنندگان پیام های تسلیت، صبر جمیل عطا کند. آنها که از دولت، نخوتش را گرفته اند و مردم داری اش را نه. وگرنه رضا سید حسینی که به قول خودش، به زور کتابهای خودش زنده بود.



masoome naseri | 11:27 PM | Comment(s)(1)