« July 2008 | صفحه اصلی | September 2008 »
المپیک و آبدوغ خیارAugust 24, 2008 05:48 PM
حسن رویدادهای بزرگی مثل المپیک و جام جهانی این است که استعداد پنهان ما را در تحلیل، رو می کند. این روزها توی هر تاکسی که می نشینی بحث المپیک و نتایج بد تیم ایران یا در بین مسافرها داغ است یا از رادیوی تاکسی به گوش می رسد.
از میان همه تحلیل هایی که شنیدم یکی از همه شاهکارتر بود. تحلیلگری که در یکی از برنامه های رادیو درباره نتایج ضعیف تیم کشتی حرف می زد از جمله به وضع بهداشت دهان و دندان سرمربی تیم ملی اشاره کرد و گفت با این وضع بهداشت دهان و دندان و با آن وضع لباس پوشیدن معلوم است کشتی گیر ضعیف عمل می کند و مربی نمی تواند مربی گری کند!
این اصلا شوخی نیست با همین گوش های خودم شنیدم.
حالا من دربدر دنبال عکسی از سرمربی تیم کشتی می گردم که در آن لبخند پت و پهنی زده باشد تا ببینم یعنی این مساله چنان است که این قدر تاثیر سوئی بر وضع تیم می تواند بگذارد!
masoome naseri | 05:48 PM | Comment(s)(7)
آخه چقد خوشگلی بی شرف!August 18, 2008 12:41 PM
وای وای وای پارمیدای من کوش؟ وای وای وای می رم از هوش صدای ساس مانکن، حسین مخته و علیشمس، سه نفری که این آهنگ پارمیدا را می خوانند مدام به گوش می رسد. از ضبط ماشین ها، از ماهواره، از شلوغی پارتی ها و مهمانی ها. اگر خواستید و توانستید ویدئوش را از اینجاببینید.
ترانه بامزهای دارد. ترانهای برای دوران عشق های دماغ سربالا که ویژگی شان این است که مانکن بی ساکشن هستند.
........
نکته تکمیلی این که این چند خط را دارم از اینترنت رایگان نذری تولد امام زمان می نویسم باور کنید!
masoome naseri | 12:41 PM | Comment(s)(5)
اینجا تهران استAugust 7, 2008 05:10 PM
اینجا تهران، تب، حوالی چهارصد درجه، آسفالت قیر مذاب، خیابان جهنم پردود و دم.
اینجا تهران، گوینده رادیو پیام از قول یک مقام وزارت بهداشت هشدار میدهد برای جلوگیری از ابتلا به وبا و بیماریهای عفونی تابستانی از خوردن سبزی و سالاد در رستورانهای نامطمئن خودداری کنید.
اینجا تهران، فیلم "زن دوم" در سینماها اکران است و لایحه حمایت از خانواده در صحنه مجلس است. لایحه ای که مخالفت با آن رخشان بنی اعتماد را کنار شیرین عبادی نشانده و لاله صدیق را به جای دور زدن پیست اتومبیلرانی به حضور در جمع مخالفان لایحه کشانده است.
اینجا تهران، پروین اردلان از قول یک نماینده زن مجلس هفتم می گوید هفتاد و شش نفر از نمایندگان دوره پیش دست کم "دو زنه" بوده اند.
اینجا تهران، ماشین دارها بنزین لیتری 400 تومان توی باک ماشینهاشان میریزند و در ترافیک بزرگراههای تفتیده به هم بد و بیراه می گویند.
اینجا تهران، به لطف ماشین های فت و فراوان گشت ارشاد و احتمال بازداشت و آویزان شدن تابلوی شماره دار ویژه مجرمان از گردن زن ها و دخترها، آنها عفیف تر شده اند. مانتوها مشکی تر، روسری رنگی ها کمتر.
اینجا تهران، دو کیلو آلبالو، هفت هزار و هشتصد تومان، یک کیلو گوشت خورشتی با استخوان پانزده هزارتومان، نفت بشکهای صدو بیست دلار، صندوق ذخیره ارزی خالی.
اینجا تهران، جایی که این روزها ذکر مدام روشنفکرانش این است که اگر خاتمی بیاید... اگر خاتمی نیاید... اگر خاتمی بیاید... اگر خاتمی نیاید...
اینجا تهران، جایی که ته مانده اصلاح طلبان خاتمی را به سمت میدان انتخابات هل می دهند اما رئیس جمهور شدن احمدی نژاد را محتمل تر می دانند. اینجا تهران، جایی که مطمئنم هرکسی بخواهد رئیس جمهوری بعدی ایران شود یا دیوانه است یا از جمله استشهادیون!
masoome naseri | 05:10 PM | Comment(s)(8)
یا نامبر وان باش یا اصلا نباش!August 1, 2008 09:22 PM
اگر آدم قرار است یک موجود متوسط باشد بهتر است اصلا نباشد. این فکری بود که چند روز پیش بعد از بیرون آمدن از سینما و تماشای فیلم آنی لیبوویتز: زندگی از میان لنز به سرم زده بود.
از خانم آنی لیبوویتز خیلی خوشم آمد نه فقط برای اینکه نامبر وان بوده و هنوز هم هست، به نظرم آدم باشعوری بود. اینکه بلد باشی سوژه را بفهمی، با سوژه بی رحم باشی حتی اگر جسد یک مرده عزیز باشد، سوژه را حتی اگر ملکه بریتانیا باشد چنان بچرخانی که خود خودش باشد کار آسانی نیست.
دنباله این لینک را بگیرید میتوانید بخشهایی از این فیلم را ببینید. همچنین فیلم کوتاهی از عکاسیاش از ملکه بریتانیا، همینطور چیزهای بیشتری در ویکیپدیا دربارهاش بیابید و این عکس جان لنون روی جلد رولینک استون، دمی مور روی جلد ونیتی فیر و این یکی عکس آنجلینا جولی و خالکوبیهایش را هم ببینید.
این مطلب و عکس را هم از وبلاگ سک سوالیته در هنر یافتم که باید سر فرصت خود وبلاگ را هم ببینم.
masoome naseri | 09:22 PM | Comment(s)(1)
آگهی استخدامحالا توی این هاگیر واگیر، دوستی آمده کامنت گذاشته که: تو رو ارواح خاک مادربزرگت، یه فکری به حال فیلترینگ وبلاگت بکن!به این میگویند استفاده ابزاری از اموات ولی خب من برای فیلترینگ وبلاگم چه میتوانم بکنم؟ به وزارت فیلترینگ عریضه دادهام که بی نتیجه مانده است. گفتم مشکل این وبلاگ چی بوده؟ هنوز بعد از یک ماه جوابی نیامده است. دوستی میگفت هنوز دنبال مشکل میگردند. بعضیها وعده دادند که در درست شدنش همکاری کنند و نکردند. به بعضیهای دیگر گفتم بیائید درستش کنید حق و حسابتان را هم میپردازم اما تا این لحظه خبری نشده است، کی بود در مورد رشد تعداد بیکاران جامعه حرف میزد؟ یک دامین تازه خریدهام که این را بفرستم روی آن یکی آدرس که هنوز خودم جرات نمی کنم وارد مذاکره با کدهای اچ تی ام ال بشوم. تا دلتان بخواهد وعده شنیدهام اما دریغ از یک جو عمل. خلاصه به یک آدم چشم و دل پاک برای ترمیم وبلاگ فیلتر شدهام نیازمندم. حق الزحمهاش را هم با نرخ تورم 50 درصد پرداخت میکنم. علاقهمندان لازم نیست سابقه کار و سوءپیشینه ارائه کنند فقط کافی است ایمیل بزنند تا مذاکره کنیم.