« October 2006 | صفحه اصلی | March 2007 »
سنگسار، عشق، خیانت و چیزهایی از این قبیلNovember 11, 2006 03:27 PM
آقای هنوزآبادی در یادداشتش درباره مساله سنگسار به یکی دو نکته اشاره کرده که به اختصار در حد مقدوراتم به آنها میپردازم.
اول اینکه حکم سنگسار برای موارد زنای محصنه صادر میشود. زنای محصنه هم یعنی اینکه زن شوهردار یا مرد زن دار با کس دیگری رابطه جنسی برقرار کند. حد و حدود این رابطه جنسی هم بر اساس ?قه شیعی که مبنای قانون مجازات اسلامی است تعری? دارد.
دوم اینکه اثبات زنای محصنه کار آسانی نیست. یا باید خود شخص اقرار کند. که اگر هر وقت اقرارش را پس بگیرد امکان است?اده از اقرارش به عنوان مستند حکم منت?ی است. یا باید چهار شاهد عادل هر دو ن?ر را حین ارتکاب این عمل(که اینجا هم کلی اما و اگر وجود دارد که در چه شرایطی دقیقاً دیده شده باشند) ببینند و هر چهار شاهد با هم در دادگاه حضور پیدا کنند و به این امر شهادت بدهند.
خودتان مستحضرید که ?راهم شدن جمیع این موارد چه کار نادری است. من از دوستانی که دستشان به کتب ?قهی میرسد خواهش میکنم این موارد را جزییتر شرح بدهند.
آقای هنوزآبادی می?رمایند که ظاهرا مدت هاست این حکم حتی اگر هم صادر شده، عملی نشده است.
به اطلاع آقای ایشان تل?نی رساندم و اینجا هم به اطلاع خوانندگان اینجا میرسانم که دستور توق? این حکم را چندین سال پیش آقای شاهرودی به خاطر ?شارهای بینالمللی و تلاشهای نهادهای حقوق بشری داخلی و خارجی صادر کردند اما اردیبهشت امسال در شهر مشهد دو مورد حکم سنگسار اجرا شده است. بنابراین در شرایطی که برخی دولتمردان به سیم آخر زدهاند و میگویند نظر دنیا برای ما ارزشی ندارد و مایلاند به زیست جزیرهای برگردند دور از انتظار نیست که اجرای این حکم هم با است?اده از این ?ضا آسانتر شود.
باز هم نوشتهاند: ما می دانیم قانونی که پشتوانه مردمی نداشته باشد ، یا مردم نسبت به اجرایش حساسیت داشته باشند، دیر یا زود به قانون ?راموش شده تبدیل میشود . بسیاری از قوانینی که در ایران عمل میکند و بخشی از روشن?کران با آن مخال?ت دارند ، برای مردم قابل توجیه و حتی قابل د?اع است .
حر? ایشان بسیار دقیق است اما در این مورد خاص آیا ا?کار عمومی در سالهایی که این حکم اجرا نمیشده است به وجهی من الوجوه برای اجرای مجدد آن اظهار تمایل کردهاند یا از ?قدان آن شکایت کردهاند؟ من هم مثل دوست بزرگوارم پاسخ دقیقی برای این سوال ندارم اما باید بگویم علیالقاعده اجرای حکم سنگسار باید توسط مردم و در ملا عام برای عبرت عموم صورت بگیرد و نمیتوان مثل اعدام در یک چهاردیواری اجرایش کرد. اما طبق گزارشهای دریا?تی از شاهدان عینی حکم سنگسار این دو ن?ر که در مشهد انجام شده در ملا نه چندان عام صورت گر?ته است. در شرایط مخ?ی و تنها با اطلاعرسانی به برخی ا?راد خاص و در محلی خارج از شهر . اگر حساسیت ا?کار عمومی نبود این حکم هم مثل اعدام در میادین شهرها صورت میگر?ت.
در شهر اهواز که ناامنی مشکل جدی مردم است دیدهام که حکم قطع ید سارقان با اعلام عمومی انجام میشود و خب مردمی هم که از ناامنی جانشان به تنگ امده و دلیل ناامنی را حضور این ا?راد میدانند و بس با اشتیاق به تماشا میروند.
شادی صدر از وکلای زنان محکوم به سنگسار میگ?ت در س?ری که به نقده داشته از مردم شنیده که چند وقت پیش در شهرشان زنی را سنگسار کرده اند و آنها معتقد بودند از وقتی که آن زن سنگسار شد، بلا ا?تاد توی شهر ما و برکت از شهر ر?ت. خب این هم یک نوع از اعتقادات همین مردمی است که ا?کار عمومی را شکل میدهند دیگر؟!
در مورد گ?تگو با مردم به زبان خودشان البته حق با علی سیدآبادی است. خوشبختانه او راههایی هم ارائه کرده که برای دوستان ?مینیست من کاربردیتر هستند.خواهی نخواهی زیستن در یک جامعه مذهبی میطلبد که استراتژیهایمان را با همین جامعه منطبق کنیم. هر چند پذیر?تن کارآمدی این استراتژیها تلخکاممان کند.
در وبلاگ یکی از دوستان مدتی پیش میخواندم که در توجیه ات?اقی که منجر به حکم سنگسار میشود از عشق نوشته بود و از منظر عاشقانه به د?اع از کسانی پرداخته بود که مرتکب این جرم شدهاند. عشق البته توجیه قشنگی است. اما بگذارید یکبار مساله را مرور کنیم. آقای ال? با خانم ب ازدواج کرده است و در عین تعهدی که شرعاً و عر?اً به او داده دل و دینش را به خانم جیم میبازد. اگر خودتان را هر سر این مثلث بگذارید کار سختی در پیش دارید و از آن سختتر ان است که به جای خانم ب باشید.کسی که به پای تعهدش مانده است و طر?ش نه!
به نظرتان آقای ال? چه باید بکند؟
خانم ب چه باید بکند؟
خانم جیم چطور؟
میتوانید جای خانم و آقا را عوض کنید که از نظر انسانی باز هم ت?اوتی نمیکند ولی از نظر قانونی یک ت?اوت کوچک هست. ?رق قضیه اینجاست که آقای ال? در مثال ما می تواند هر وقت خواست همسرش یعنی خانم ب را طلاق بدهد و به روابط عاشقانهاش با خانم جیم بپردازد یا حتی بدتر از آن با ح?ظ ازدواجش با این توجیه که حلال خدا را حرام نکرده به عشق دو و سوم و چهارمش برسد. ولی اگه خانم ب عاشق آقای مثلاً دال بشود و بخواهد طلاق بگیرد، باید هزار سال بدود آیا بتواند طلاق بگیرد آیا نتواند!
لط?اً برای هر کدام از سوالهای بالا به جای احساساتی شدن به یک پاسخ انسانی برسید. گو اینکه آن اشاره تاریخی هم سرجایش هست که اگر بنا باشد اولین سنگ را کسی بزند که خودش بی گناه باشد دیگر سنگ اندازی باقی نمی ماند.
پ.ن. من این یادداشت را وقتی نوشتم که هنوز پست تازه هنوز را نخوانده بودم. اما حر?های من کماکان سرجایش هست.
masoome naseri | 03:27 PM | Comment(s)(21)
سوژه سوخته
اگر به خانه هنرمندان رفتید یادتان نرود این عکس را هم ببینید که جواد گلزار خرم از دوربین سوخته محمد کربلایی احمد گرفته است. اگر فراموش کردهاید احمد کربلایی یکی از همان خبرنگارهایی است که در جریان سقوط هواپیمای سی صد و سی کشته شد.

masoome naseri | 12:01 AM | Comment(s)(3)
?یلتر یک میدانNovember 8, 2006 11:53 PM
میدان زنان را هم ?یلتر کردند. داتک، سپنتا،پارس آنلاین، ندارایانه و امیدان که این کار را کردهاند بقیه هم حتماً همین طور. مزخر? میگویند که ایران یکی از دشمنان اینترنت است!
masoome naseri | 11:53 PM | Comment(s)(3)
تیریپ زیتونی!1- سالن آرایش و زیبایی ?لان با محیطی آرام و دلچسب و بیش از 10 سال سابقه کار م?ید در زمینه آرایش و گریم اصلاح صورت و ابرو، سشوار و برانشینگ، انواع کوپهای پیتاژ و لیر
مکاپ صورت شامل آرایشهای خلیجی(قابل توجه سینهچاکان خلیج همیشگی ?ارس!)، عربی، ?شن، خطی، ترکیهای ?رمژه شش ماهه با تضمین
نقش حنا با ماندگاری دو ه?ته انواع با?تهای آ?ریقایی با نگین و چرم، ماسک صورت، اپیلاسیون، انواع رنگ مو، های لایت، مشهای ?انتزی و تکهای با ?نک و ?ویل، صا?ی با مواد کلت اصل، ?ر ماژور شش ماهه با تضمین
اینها محتویات یک تبلیغ است که امروز در خیابان به دست من دادهاند. این دو تا را هم ببینید:
ارائه کلیه خدمات آرایشی توسط میک آپآرتیستهای حر?های ازآکادمی علوم آرایشی لبنان و تلویزیون mbc امارات متحده عربی و پاریس، آرایش و گریم تخصصی عروس توسط اساتید صاحبنام و برجسته در سبکهای متنوع و جدید آرایشی با ارائه آلبوم جداگانه در هر سبک
گریم تخصصی و حر?های (سینمائی) عروس توسط مربی و گریمور صدا و سیما همراه با نقاشی بر روی دست و بدن صد در صد تضمینی، تتو و آرایش دائم توسط متخصص از دبی با 12 سال سابقه بدون درد و خونریزی صد در صد تضمینی، رنگ و انواع مش های ?انتزی
من معتقد به آزادی انسان در حق انتخاب پوشش و خیلی چیزهای دیگر هستم ولی عجالتاً اینها را داشته باشید تا سر ?رصت با تریلی از روی آنهایی که مدعیاند زنان ایرانی به این دلیل این همه آرایش میکنند که تنها نشانه هویتیشان که می توانند نشان بدهند صورتشان است رد شوم!
2- در لیست دشمنان اینترنت که سازمان گزارشگران بدون مرز تهیه کرده است دست کم دو کشور ایران و تونس کشورهایی هستند که تا امروز میزبان کن?رانسهای مهمی در زمینه جامعه اطلاعاتی بودهاند. بلاروس، برمه، چین، کوبا، مصر، ایران، کره شمالی، عربستان سعودی، سوریه، تونس، ترکمنستان، ازبکستان و ویتنام کشورهایی هستند که با ا?تخار در این ?هرست قرار گر?تهاند.
3- اگر هنوز اینجا را امضا نکردهاید لط?اً امضا کنید. به جان خودم اهمیتش کمتر از قضیه خلیج همیشگی ?ارس نیست که وبلاگستان به خاطرش بمب گوگلی من?جر کرد. 4
4- دیروز از رادیو پیام این ترانه آشنا پخش میشد که: من دیگه بچه نمیشم آه دیگه بازیچه نمیشم. صدای خواننده اما اصلا شبیه داریوش نبود شاید چند وقت دیگر خوشگلا باید برقصن را هم پخش کردند اما با صدای علیرضا ا?تخاری!
5- ?یلترشکنی که پریروز پیدا کرده بودم و تا نیم ساعت پیش با آن کار میکردم همین الان ?یلتر شد! ایول به این سیستم کاردرست!
6- پیروزی غرورآ?رین! دموکراتها در انتخابات مجلس نمایندگان آمریکا و انتخاب اولین مسلمان را به عنوان عضو کنگره امریکا خدمت خانم نانسی پلوسی،ملت احتمالاً شری? آمریکا، مسلمانان آمریکا و حومه تبریک و تهنیت گ?ته و امیدوارم هر چه زودتر با انتخاب هیلاری کلینتون به ریاستجمهوری دولت مهرورزی تشکیل شده و زمینه ظهور ?راهم گردد!
masoome naseri | 02:40 PM | Comment(s)(6)
That's lifeNovember 5, 2006 01:18 AM
برایم نامههای طولانی بنویس
بنویس شیر آب هنوز چکه میکند یا نه؟
بنویس فنجان لبپر شده را دور انداختی
بنویس فیلم سیریانا را دیدی
سطل آشغال آبی خریدی
بنویس از پنجره که به بیرون نگاه میکنی
هنوز خطهای عابر پیاده سرجایشان هستند
برایم نامههای طولانی بنویس
بنویس درختی را که شاخههایش در باد شکسته بود
شبانه بریدند
بنویس همسایه بداخلاقت برایت یک سبد نارنگی آورده است
بنویس سر کوچهتان یک مغازه میوهفروشی باز شده
که میگذارد میوهها را سوا کنی
بنویس مجسمه ارسطو از روی تلویزیون افتاد و شکست
برایم نامههای طولانی بنویس
بنویس که حالا نامه را از توی پارک کنار خانه ادامه میدهی
نشان به آن نشان که رنگ خودکارت قرمزتر شده
بنویس جورابهای نارنجیات را پشت یخچال پیدا کردی
بنویس یک کلاغ زل زده به تو، انگار تو را جایی دیده
برایم نامههای طولانی بنویس
بنویس باطری ساعت ته کشیده
و ساعت روی دوازده و بیست دقیقه خشکش زده
بنویس خیارشورهایی که با هم خریدیم تمام شدند
بنویس یک لاک سربی خریدی شبیه همان که قبلا داشتی
بنویس پالتو قهوهایم را فراموش کردهای از خشکشویی بگیری
برایم نامههای طولانی بنویس
بنویس دقت کردهای این آهنگ تازه ابی چقدرمزخرف است؟
بنویس الان یک نفر از اینجا رد شد
که شبیه بچگیهای تو بود
برایم نامههای طولانی بنویس
و آخرش مثل همیشه سمت راست امضا چیزی بنویس
شبیه این مثلاً که:
Time passes, I meet you
And my heart is afraid
You told me
That's life
به همین بیهودگی
masoome naseri | 01:18 AM | Comment(s)(3)
در روزهای رخوتناک پاییز با یار مهربان خلوت کنیدیکی از راههای آرامش یا?تن و سرخوش شدن آدمی که من باشم کتاب خریدن است. یکی دو ه?ته پیش یک سر به کتاب?روشی نشر چشمه زدم و کلی کتاب خریدم و شاد و شنگول با کی? خالی برگشتم خانه. برای اینکه تبلیغ ?رهنگی مجانی هم در این سایت کرده باشم این کتابها را معر?ی میکنم باشد که شما هم به جمع دو سه هزار مشتری این کتابها بپیوندید.
از نشر مرکز ?لس?ه تکنولوژی را خریدم و آواز عاشقانه که یک مجموعه داستان کوتاه است از جان چیور نویسنده آمریکایی که تا حالا چیزی از او نخوانده بودم. معلوم است که ?لس?ه تکنولوژی را هنوز نخواندهام ولی آوازهای عاشقانه را خواندهام!
علاقهمندان به ادبیات ایتالیا دنکامیلو و پسر ناخل? را از دست ندهند که واقعا بامزه است.آنها که پیش از این کتاب دنیای کوچک دنکامیلو را خواندهاند میدانند که چه طنز خوبی توی این کتاب هست. تازه ?کر میکنم از بهمن شنیدم که نشر کارنامه یک کتاب دیگر از همین مجموعه دنکامیلویی در دست انتشار دارد که بیصبرانه منتظر انتشارش هستم.
از گراهام گرین سه تا کتاب خریدم. یکی آمریکایی آرام که هم ناشرش یعنی خوارزمی ناشر معتبری است هم مترجمش عزتالله ?ولادوند، دومی اسلحهای برای ?روش با ترجمه گلرخ سعیدنیاست که هنوز نخواندهامش و سومی جان کلام که خوب بود و من خوشم آمد.
از ریموند چندلر کتاب خداحا?ظی طولانی را خریدم که یک رمان پلیسی است. از پل استر کتاب کشور آخرینها را. اولی را خواندهام که بدک نیست دومی را هنوز نخواندهام.
یک کتاب هم دیدم به اسم راستی آخرین بار پدرت را کی دیدی؟ که چون دیدم مترجمش ?رزانه طاهری است خریدمش. من مخلص خانم طاهری هم هستم ولی راستش از اینکه وسط یک رمان آمریکایی اصطلاح "علی ورجه" را بخوانم خوشم نمیآید. در ضمن از اینکه به جای یکشنبه که آخر ه?ته آنهاست از جمعه است?اده شود خوشم نمیآید. من که بیشعور نیستم میدانم آمریکاییها یکشنبه تعطیلاند نه جمعه پس این مترجمها چرا ?کر میکنند ما نمی?همیم؟ خب بگذریم!
دیگر اینکه نشر نی هم گ?تگوی طولانی رامین جهانبگلو را منتشر کرده با سید حسین نصر با عنوان در جستجوی امر قدسی که یک جورهایی مرور زندگی نصر است در کنار تاریخ سیاسی- ?رهنگی از منظر او و بعد میرسد به دیدگاههای سید حسین نصر در مورد ایرانی بودن، اسلام و دنیای مدرن، هنر و معنویت و اسرار ملکوت که بشدت پیشنهاد میکنم خواندنش را به آنهایی که میخواهند این ?یلسو? ایرانی را بشناسند. هنوز تمامش نکردهام و بزودی در موردش بیشتر مینویسم. این گ?تگو از قرار گ?تگوی دو تا پسرخاله هست. اینطور که از متن کتاب برمیآید رامین جهانبگلو و سید حسین نصر پسرخاله هستند.
یک داستان بلند هم از پیرو کیارا نویسنده ایتالیایی با ترجمه مهدی سحابی و کتاب شهری چون بهشت را که کاری است از سیمین دانشور از کسی هدیه گر?تهام که اولی را خواندهام و خوب بود و دومی را هنوز نخواندهام.
تا این پست تمام نشده بگویم اوصیکم بناتالیا گینزبورگ! دو تا از کتابهایش را من با این که داشتم باز هم خریدم تا به آدمهای دوست داشتنی حوالی زندگیام بدهم. یکی شهر و خانه و دیگری ?ضیلتهای ناچیز که هر دو را محسن ابراهیم برای نشر هرمس ترجمه کرده است. اگر این کتابها را ندارید سعی کنید خوبیهایتان را رو کنید شاید این کتابها به شما رسید!
آن تیتر را هم گذاشتم تا شما به اشتباه ?کر کنید من پیشنهادهای بیشرمانه داده ام ولی ببینید خیلی هم پیشنهادهایم باشرمانه است!
masoome naseri | 01:18 AM | Comment(s)(9)
به نگارخانه صبا برویدNovember 4, 2006 11:32 PM
در یکی از سالنهای نمایشگاه سالانه یا دوسالانه(آخرش نفهمیدم!) عکس که در نگارخانه صبا نزدیک سینما فلسطین برگزار میشود یک پرده نصب کردهاند از اینهایی که توی مشهد مردم جلوی آن میایستند و عکس میگیرند و هرکس خواست میتواند آنجا عکس بگیرد. این تنها ابتکار برگزارکنندگان نمایشگاه بود. این رفیق ما هم اصرار کرد از او یک عکس مقابل این پرده بگیرم!
در مورد خود نمایشگاه هم حرفی نمیزنم چون به نظرم خیلی عکسهایی که تماشایشان باعث خستگی ما شدند میتوانستند بسادگی حذف شوند. خوبی اش هم این بود که ما آماتورها کلی اعتماد به نفس پیدا کردیم. ولی حتماً به این نمایشگاه بروید و از حیاط دلپذیر این مجموعه ایرانی لذت ببرید.
![parastoodd[300].jpg](/mana/archives/parastoodd[300].jpg)
masoome naseri | 11:32 PM | Comment(s)(7)
بسلامتی روزنامه حزبالله هم دارد میآیدNovember 3, 2006 12:50 AM

دلم نیامد امشب از خیر گذاشتن این عکس که امروز جلوی دانشگاه تهران گر?تم بگذرم. این هم یک روزنامه تازه که شور و نشاط تازهای به ?ضای مطبوعاتی کشور خواهد بخشید! من آدم دموکراتی هستم و ?کر میکنم حق آنهاست که روزنامه داشته باشند ولی خب بگذارند ما هم داشته باشیم! به هر حال انتشار روزنامه حزبالله را به هر کس که یک ربطی به آن دارد تبریک میگویم.
masoome naseri | 12:50 AM | Comment(s)(5)
شیطان پرادا میپوشد آن هم در تهرانNovember 2, 2006 07:50 PM
دیروز و پریروز از قرار به علت انتشار خبر خودکشی یا مرگ خانم هنرپیشه دست?روشهایی که اینجا و آنجا در خیابانهای شهر تهران بساط ?روش سیدی و دیویدی پهن میکردند امنیت شغلیشان را از دست داده بودند.
میگ?تند نیروی انتظامی ریخته همه را جمع کرده تا کش? کند این دود از قبر کدام یک از بیشمار تکثیر کنندگان ?یلمهای غیرمجاز به م?هوم ایرانی و جهانیاش بلند شده است ک گویا هنوز کش? نکردهاند.
به هر حال مشاهدات شخصی من و یک ر?یق دیگر نشان میداد که ?علاً هوا برای دست?روشهای ?یلم پس است.
یک کدامشان هم به این ر?یق ما گ?ته بود هرکس که بیشتر از سیزده تا ?یلم با خودش داشته باشد به عنوان توزیع کننده دستگیر میشود.
اگر عشق ?یلم هستید دونت وری! ?روشندگان ?یلمهای غیرمجاز در مغازههای مجاز، همه جا در تهران و شهرستانها در خدمت شما هستند.شخصاً از حضور م?یدشان سپاسگزارم چون اگر نبودند خدا وکیلی ?یلم شیطان پرادا میپوشد را من کی میتوانستم ببینم.
پ.ن. ?کر نکنید من انسان بیرحمی هستم و از ?اجعهای به این بزرگی به کجای آن دقت کردهام. بقیه از ?اجعه حریم خصوصی نوشتند من از این یکی ?اجعه که خیلی در حاشیه بود.
باز هم پ.ن. اگر دوست داشتید این یکی را حالش را ببرید یک شاعر ?رانسوی میگوید سر خم می سلامت شکند اگر سبویی!
masoome naseri | 07:50 PM | Comment(s)(6)
در رابطه مذهب و دیوانگیNovember 1, 2006 09:50 PM
سوار توپول? شرکت ماهان که از اهواز برمیگشتم تهران به این ?کر کردم که وقتی سوار هواپیما میشوم بشدت مذهبی میشوم چون دقیقاً در آن ارت?اع چارهای جز این ندارم. احتمال ?رود آمدن در ?رودگاه مقصد در این شرایط همانقدر است که احتمال برخورد به کوههای کرکس مثلاً! و برای مواجه نشدن با مورد دوم آدم یاد خدا میا?تد. البته در آن ارت?اع هیچ کس غیر از خود خدا نمیتواند باعث این اطمینان بشود که دوباره پاهایت به زمین میرسد.
به خاطر تجربه مصائبی که تازه از سرم گذشته است متوجه نقش موثر مذهب در آرامش روانی انسانها شدهام. مذهب گاهی وقتها خیلی کاربردیتر از همه علوم از جمله روانشناسی میشود. مثلاً اگر خانوادهام مذهبی نبودند به خاطر حادثه مرگی که تلخکاممان کرده همگی قاطی میکردیم. مطمئن نیستم که از علم روانشناسی برای تسکین آلام انسانی در این مواقع کاری بربیاید. مطمئنمتا حدود زیادی مذهب مانع از دیوانگی آدم در وقت مصائب می شود. اینجا دل سپردن به مشیت الهی موثرتر است و البته جادوی گریه کردن. جالب اینجاست که در عمق ?اجعه هم باز هر که به سرسلامتی میآمد دستور میداد خدا را دقیقاً صد هزار مرتبه شکر کنیم چون ?اجعه میتوانست صد هزار مرتبه بدتر از این باشد!
نسبت ما با خدا نسبت عجیب و غریبی است. در این مورد خیلی ?کر کردهام در نوجوانیام البته بیشتر از امروز و حالا ?کر میکنم باید به اندازه همان دوران در موردش ?کر کنم. نمی دانم چرا مرگ باعث می شود آدم بیشتر به ?کر خدا بی?تد. نکند واقعاً یک ربطی بین این دو تا وجود داشته باشد؟
پ.ن. خدا در محاق از وبلاگ آقای کاشی هم خواندنی است.