« April 2006 | صفحه اصلی | June 2006 »

کشف و شهود در سرزمین چرخه اتمی

May 25, 2006 04:21 PM



قبیله‌ای غارنشین در ارتفاعات شهر جیرفت و عنبرآباد كشف شد


آقای همیشه آن لاین این لینک را فرستاده می گوید ببین در سرزمین چرخه اتمی چه خبره! گفتم به مناسبت این لینک عکسی که یکی دوهفته پیش از قابی بر دیوار سبزی فروشی محله مان گرفته ام بگذارم اینجا تا بلکه یک نفر پیدا شود عبرت بگیرد. اصولاً این حق مسلم ما را کشته هر طرف بچرخیم چرخه اش می چرخد! شاعر شیرین سخن فرموده است:
گر ملک جهان در اختیارت باشد
مریخ و زحل خزانه دارت باشد
نیروی اتم در اختیارت باشد
هشدار که این آخر کارت باشد!


atom.jpg

masoome naseri | 04:21 PM | Comment(s)(15)

اس ام اس های یک روز داغ سیاسی!

بعد از چند روز دوری از پایتخت امروز سر در راه تهران نهادم. در حال و هوای سلفچگان بودم و بنا به یک توفیق اجباری فیلم درپیت عروس فراری را تماشا می کردم که اس ام اس رسید: کوی داغونه!150 نفر زخمی شدن، حراست رو آتیش زدن، پردیس آشوبه، نهاد رهبری تو امیرکبیر آتیش گرفته... یادم آمد دفعه پیش هم که 18 تیر شد من اصفهان بودم. انگار وقتی من نیستم همه تصمیم می گیرند قیام کنند!
به این ترتیب به سلفچگان نرسیده پرت شدم وسط پایتخت! اس ام اس را برای چند نفر فوروارد کردم و منتظر بازخوردها ماندم که اس ام اس رسید: در حمله دیشب به کوی دانشگاه 40 نفر زخمی و 7 نفر ربوده شدن. امیرکبیر اشغال شده توسط دانشجویان!
یک ساعت بعد در حالی که سایر مسافران عزیز مشغول خوردن گوجه سبز و زردآلو بودند دوباره سراغ گرفتم ببینم کار به کجاها کشیده اس ام اس رسید: الان بالا (یعنی کوی) شلوغه یک به بعد میان اینجا(دانشگاه تهران) اینجا الان یگان ویژه اومده. دیشب یکی از بچه ها ضایعه نخاعی شده.
اس ام اس بعدی از پایتخت بود اما ربطی به شلوغی های دانشگاه نداشت:

Divoone / oghdei / sarbehava / efadei / tarsoo / damdami / asopas / razl / ashghal / mozhek! … shoke shodi? Narahat nasho alan harfe avale in 10 kalame ro kenare ham bezar!
از قم که رد شدیم اس ام اس زدم تازه چه خبر؟
اس ام اس زد: بکش بکش! این جوری: bokosh bokosh
از بهشت زهرا که رد می شوم باخبر می شوم صحنه مبارزه را ول کرده و با دوستانش توی یک کافی شاپ نشسته دارد آب میوه می خورد!
می رسم به ترافیک...تهران همان تهران همیشگی است گیریم کمی داغتر کمی سیاسی تر!

masoome naseri | 01:22 AM | Comment(s)(3)

ته رفاقت!

May 18, 2006 07:06 PM

توی دلم می‌گویم هی! این چه كار مسخره‌ای بود كردی؟ (منظورم مردن است!) توی عكس بلند می‌خندد مثل همان‌وقت‌ها كه گوجه سبز می‌آورد مدرسه و به نیت اموات خیرات می‌كرد! چیزی نمی‌گوید یا من نمی‌شنوم. این كه بایستی روبروی عكس یك مرده و توی دلت دیالوگ‌های مسخره گریه‌دار داشته باشی یك قسمت از رفاقت است كه تا امروز خبرش را نداشتم. اینجا ته رفاقت است.

masoome naseri | 07:06 PM | Comment(s)(9)

آگهی بازرگانی

May 17, 2006 12:19 AM

-دوست دارم فوتبال همه دور هم باشیم.شوهرم، پسرم، برادرم
(زن در حال ریختن آب میوه توی ده بیست تا لیوان)...

-سن ایچ این شانسو به من داده.مگه نشنیدید می گن سن ایچ و چهل و دو اینچ؟
 (تصویر شوهر و پسر و برادرهای خانم که پای تلویزیون اند.) گل!!!! و همه با هم می پرند بالا(شوهر، برادر و پسر و چندین مرد دیگر) ، زن و دختر کوچکش اما معقول گوشه مبل نشسته اند و فقط لبخند می زنند. از شادی مردان خانواده شادند.همین!

masoome naseri | 12:19 AM | Comment(s)(12)

گفتگوی تلویزیونی درباره مد و لباس!

May 16, 2006 12:20 AM


این چند نفر امشب در شبکه دو نشسته اند در مورد مد و لباس حرف می زنند. ببخشید که تلویزیون ما برفکی است. ولی  قطعاً دو تا خانم به شدت محجب و یک روحانی در عکس قابل تشخیص اند.



modd.jpg

masoome naseri | 12:20 AM | Comment(s)(8)

مکان- نمایشگاه

May 13, 2006 02:12 AM


مکان: نمایشگاه کتاب تهران
زمان: روز آخر


tehran-book-fair1.jpg

tehran-book-fair2.jpg

masoome naseri | 02:12 AM | Comment(s)(61)

بنیامین و زن پلنگ نما در دانشکده علوم اجتماعی!

May 11, 2006 10:44 PM

عنوان همایش یک روزه "دین، ارتباطات و فرهنگ عامه پسند" که خبرش را از ندا گرفتم این قدر جذاب بود که به خاطرش دیروز از خواب صبحگاهی ام کمی! بزنم و خودم را به جلسه صبح این همایش برسانم. موضوع مقاله ها و ترکیب دو کلمه دین و عامه پسندی هم به خودی خود جذاب بود. واضح و مبرهن است به سخنرانی دکتر محسنیان راد که ساعت 9 بود نرسیدم. عنوان مقاله دکتر محسنیان راد "جایگاه مفهوم از خود در ارتباطات دینداران عوامانه و عواقب آن" بود. آن طور که از خلاصه مقاله دکتر برمی آید دینداری عوامانه بیشتر عاطفی و کمتر ادراکی و خردگرایانه است و دیندار عوامانه خود را از مرکز و گوهر دین دور می کند و به حاشیه می رود. به نظر دکتر محسنیان راد تشویق این گونه دینداری در ارتباطات گروهی و رسانه ای انرژی بالقوه ای برای گرایش به آن ایجاد می کند که اگر این مساله در جوامع بی سواد و کم سواد و با حضور طبقات نفع طلب نهادینه بشود خاموش کردنش دشوار خواهد بود.
یکی از مقاله های صبح دیروز که فکر می کنم حیف شد نشنیدمش کار مشترک دکتر حسام الدین آشنا و دکتر حسن بشیر بود با عنوان "ارتباطات سیاسی در فرهنگ عامه پسند؛ پدیده مقتدی صدر در فرهنگ عامه پسند شیعیان عراق" نویسندگان این مقاله معتقدند مقتدی صدر به عنوان رهبری فرهمند در میان جوانان شیعه پدیده نوظهوری است که با تکیه بر دو عامل مشروعیت بخش یعنی میراث خاندان صدر و مبارزه با اشغالگران توانسته است در امور سیاسی عراق تاثیر بگذارد. در حالی که از دانش حوزوی و تجربه سیاسی چندانی برخوردار نیست.
مقاله حجت الاسلام کریم خان محمدی هم که دانشجوی دکترای فرهنگ و ارتباطات است خوب بود. مخصوصاً اگر در جامعه ای زندگی کنید که هر روز در یک گوشه اش یک معجزه اتفاق می افتد. بررسی موردی تعامل دین عوامانه با پدیده چنار روستای زرآباد قزوین عنوان این مقاله بود. چنار مورد نظر از آن چنارهای صاحب کرامت است که بعضی ها معتقدند در روز عاشورا خون گریه می کند! چون موضوعش جالب بود حتماً یادداشت هایم را به طور جداگانه در این مورد همین روزها می گذارم توی وبلاگ.
دکتر احمد میرعابدینی هم که استاد ارتباطات سیاسی دانشگاه علامه است در مورد رسانه های جمعی و دین عامیانه حرف زد.او دین را به دین مدرن و دین سنتی و دین رسمی و دین غیررسمی تقسیم کرد و می گفت دین رسمی که در رسانه تلویزیون تبلیغ می شود دین سنتی است.
از صحبت های دکتر اعظم راودراد در موضوع سینما و ارتباطات دینی و عادل عندلیبی با موضوع برجسته سازی باورهای خرافی با مضامین دینی؛ بررسی موردی ماجرای زن پلنگ نما در قم هم یادداشت برداشتم که دلم می خواهد در موردشان مفصل تر بنویسم.
آخرین مقاله هم کار دکتر مسعود کوثری بود. او که عضو هیات علمی گروه ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران است به مساله مداحی و موسیقی پاپ دینی در ایران پرداخت با اشاره هایی به کسانی مثل چاووشی و بنیامین(همان خواننده ترانه حالم بده که درباره ابالفضل و امام حسین هم ترانه خوانده است!). او معتقد است گسترش موسیقی پاپ دینی نشان دهنده پیروزی مداحان بر واعظان است که همین مداحان هم محصول دوران جنگ هستند دورانی که ایجاد هیجان و شور و بسیج عمومی در جامعه نیاز بود. کوثری می گفت بعد از جنگ مداحان هویت مستقل پیدا کردند و این روزها مداحان بزرگ برای هر مجلس مداحی بین یک تا یک و نیم میلیون تومان حق مداحی می گیرند که خب درآمد خیلی خوب و غیر قابل چشم پوشی به نظر می رسد.
همایش دین، ارتباطات و فرهنگ عامه پسند که مبتکرش انجمن ایرانی ارتباطات و مطالعات فرهنگی است به نظرم از معدود برنامه های علمی بود که متناسب با شرایط روز جامعه ترتیب داده می شوند. از دکتر محسنیان راد هم که درباره ضرورت برگزاری چنین برنامه هایی سوال کردم گفت بعد از ماجرای پناه گیری یک سگ به حرم امام رضا به فکر چنین همایشی افتاده اند. همین یکی دو روزه یادداشت هایی از این همایش می گذارم اینجا.

** مثل سینما رفتن یکی از گزارش های فراوانی است که درباره استادیوم رفتن خانم ها کار شده است. فقط نمی دانم چرا حضور من در این گزارش اینقدر پررنگ است! تقریباً همه حرف‌های من را نویسنده توی این گزارش آورده است. این یکی از گزارش های ویژه نامه ای است که شرق با عنوان جنس دوم فوتبال در این مورد کار کرده است.

masoome naseri | 10:44 PM | Comment(s)(6)

سوسمارها و زرافه ها و ضابطیان ها

May 10, 2006 07:50 PM

روزی روزگاری روزنامه نگار خودبامزه بینی! بود که ته مصاحبه هایش از طرف می پرسید: اگر یک زرافه داشتید چکار می کردید؟ و مصاحبه شونده ها هم جواب های بامزه می دادند.
او این سوال را از خیلی ها از جمله حسنی امام جمعه ارومیه، جمیله کدیور، ارحام صدر، فریدون مشیری، م.آزاد،،بهزاد نبوی و ... پرسید.

بعد که خیلی احساس بامزگی کرد از مصاحبه شونده ها می پرسید اگر یک سوسمار بودید چه کسی را می خوردید؟ آیدین آغداشلو، گلی امامی،پژمان بازغی، نیکی کریمی، فاطمه معتمدآریا و کلی آدم دیگر هم به این سوالش جواب دادند.

مجموعه این تکه از مصاحبه های منصور ضابطیان با آدم های مختلف حالا منتشر شده است. اگر یک زرافه داشتم... و اگر یک تمساح بودم... کتاب هایی هستند که در هر کدام چهل تکه از چهل تا ازگفتگوهای منصور با آدم های مختلف را می توانید بخوانید و با توجه به این که قیمت هر کدامشان 1500 تومان است می ارزد که بگیرید و بخوانید و نگه دارید یا هدیه اش بدهید. این کتاب ها را انتشارات آفتابگردان منتشر کرده و با سر زدن به غرفه چلچراغ در نمایشگاه مطبوعات می توانید هم این دو تا را بخرید هم تقویم و پوستر و فیلم شب مردی با عبای شکلاتی را بخرید و هم به صورت رایگان از تماشای باغ وحش چلچراغ لذت ببرید!
* این یک آگهی بازرگانی است که منصور ضابطیان به جای پول دو جلد از همین کتاب ها را بابتش داده است.

masoome naseri | 07:50 PM | Comment(s)(6)

با اهالی فرهنگ!

May 7, 2006 07:17 PM


tehran-book-fair.jpg

من هم بمثابه بقیه دوستان اهل کتاب (به معنای عام کلمه) چند ساعتی را در نمایشگاه کتاب ول گشتم. یک ساعت و سی دقیقه اش صرف تماشای مردم حین خوردن ساندویچ و بستنی شد، پانزده دقیقه اش توی غرفه چلچراغ نشستم تا علاقه مندان به باغ وحش چلچراغ بیایند و تماشا کنند و در پانزده دقیقه پایانی هم به نشر نی و مرکز سرک کشیدم. نشر مرکز این قدر شلوغ بود که حتی نشد ویترین شان را ببینم. ولی از نشر نی این چند تا کتاب را خریدم.اگر دلتان خواست شما هم بروید بخرید.هر وقت کتاب ها را خواندم در موردشان می نویسم:
امپراتوری نشانه ها
نوشته رولان بارت یعنی همان نویسنده کتاب لذت متن با ترجمه ناصر فکوهی
مشکله هویت ایرانیان امروز، ایفای نقش در عصر یک تمدن و چند فرهنگ
نوشته فرهنگ رجایی

شهرنشینی در خاورمیانه
نوشته وینسنت فرانسیس کاستللو و ترجمه پرویز پیران و عبدالعلی رضایی
چالش مذهب و مدرنیسم
، سیر اندیشه سیاسی مذهبی در ایران نیمه اول قرن بیستم
نوشته مسعو کوهستانی نژاد


مبانی جامعه شناسی جوانان
نوشته برنهارد شفرز و ترجمه کرامت الله راسخ
یک نمایشنامه با عنوان: در خانه ام ایستاده بودم و منتظر بودم باران بیاید
نوشته ژان لوک لاکارس و ترجمه تینوش نظم جو

و فیلمنامه خانم های جنگل بولونی از ژان کوکتو

masoome naseri | 07:17 PM | Comment(s)(8)