« February 2006 | صفحه اصلی | April 2006 »

سوال

March 10, 2006 06:03 PM

همین روزها دوران زندان اكبر گنجی تمام می شود. شش سال! همین دیروز بود یا یك قرن پیش كه از پنجره آن ساختمان میدان ه?ت تیر دست تكان داد و ر?ت؟

masoome naseri | 06:03 PM | Comment(s)(18)

كمی لینك

"از دست دادن ریموت كنترل، سخت است" را برای هشت مارس برای شرق نوشتم در ویژه نامه هشت مارس چاپ شده اما زیاد از آن راضی نیستم چون با سرعت نوشتمش و?رصت نشد بخوانمش.
بنابراین اگر حوصله خواندنش را داشتید مشكلاتش را به خوبی خودتان ببخشید.در همین ویژه نامه بزرگمهر شر? الدین نگاهى به ریشه ها و چالش هاى زبان ?ارغ از جنسیت انداخته در مقاله ای با عنوان :
از مصاحب ناجنس احتراز كنید. پرستو هم گزارشی دارد كه نگاهی است به ماجرای استادیوم ر?تن زن های ایرانی از آغاز تا امروز!

masoome naseri | 05:27 PM | Comment(s)(3)

نه!

March 8, 2006 05:07 PM

این متن و اجرای ترانه نه! است که امسال به مناسبت هشت مارس اجرا شده است. می توانید هم متنش را بخوانید هم بشنوید و هم دریافتش کنید. این ترانه در مراسم هشت تا هشت اجرا شد.

به دستی که شلاق مرگه
به چشمی که فصل تگرگه
به پرونده زرد پاییز که برگه که برگه همه اش برگ برگه

به اعدام بارون بگو نه
به تقدیر گریون بگو نه
به این سال و ماه شکسته به این سقف ویرون بگو نه!

به رسمی که سرزندگی نیست
به فصلی که بارندگی نیست
به تاریخ تلخی که توش زندگی نیست

نه بگو نه بگو نه
نه بگو نه بگو نه

دریافت كنید

 

masoome naseri | 05:07 PM | Comment(s)(98)

هشت مارس چه خبره؟

March 6, 2006 05:29 PM

8ta8.jpg

اگر برای روز چهارشنبه تان برنامه ای دارید که هیچ ولی اگر برنامه ای ندارید به این آدرس بیایید و روز جهانی زن را با ما گرامی بدارید.

مجموعه‌ی ?رهنگی شقایق واقع در خیابان ولی عصر، پایین تر از پل پارک‌وی، پلاک 15

عنوان این برنامه «هشت تا هشت»  است.(مرور هشت مارس 2005 تا 2006) . شعار برنامه امسال هم این است:«نه!» این برنامه روز چهارشنبه، 17 اس?ند برابر با 8 مارس با همکاری کانون زنان ایران، مرکز کارورزی سازمان‌های جامعه مدنی، سایت زنان ایران و موسسه راهی برگزار می شود.

نمایش ?یلم ماده 61 خانم مهوش شیخ الاسلامی، اجرای یک تئاتر، دو تا میزگرد،چند تایی ?لش و اسلاید شو و این جور چیزها! که م?صلش را «زن نوشت» نوشته و من برای این که بچه ها نگویند بی معر?تی کرده ام در موردش این جا می نویسم.

غیر از این برنامه در تهران چند تا گروه دیگر هم برنامه هایی دارند که از جریان م?صل ترش را اگر به زن نوشت سر بزنید باخبر می شوید.

تشری? بیاورید خوشحال می شویم.

masoome naseri | 05:29 PM | Comment(s)(2)

مصادیق ?ی قلوبهم مرضا

March 3, 2006 12:03 PM

رساله اجوبه الاست?تاءات آقای خامنه‌ای را نگاه می‌كردم كه مجموعه پرسش‌های برخی مومنان گرانقدر از مرجع‌ مذهبی‌شان و پاسخ‌‌های اوست. به نظرم رسید بعضی مومنان است?تا‌كننده، مصداق ?ی قلوبهم مرضا هستند. دقت ب?رمایید:

سوال شماره 1200- دیدن ?یلم‌هایی كه راه صحیح نزدیكی با زن باردار را آموزش می‌دهند، برای مردان متاهل، با توجه به این‌كه باعث به حرام ا?تادن آنان نمی‌شود، چه حكمی دارد؟

جواب: دیدن این ?یلم‌ها كه همیشه با نگاه شهوت برانگیز همراه است، جایز نیست.

خداییش سوال جالب و در نوع خو زیركانه‌ای است ولی پاسخ دهنده با جوابش عملاً گ?تی برو عزیزم! خودتی!

 

 

masoome naseri | 12:03 PM | Comment(s)(14)

?وبیای در ورودی دانشگاه

March 2, 2006 12:05 AM

در دوران دانشجویی هیچ وقت از آن تیپ‌هایی نبودم كه بشود به ریخت و قیا?ه‌شان گیر داد. آرایش نمی‌كردم- نمی‌كنم- و وقتی وارد دانشكده می‌شدم و از آن اتاقك ورودی خواهران رد می‌شدم بعضی از دوستان را می‌دیدم كه مشغول كمرنگ كردن یا پاك كردن آرایش‌شان هستند. آرایشی كه چند دقیقه بعد توی دستشویی تجدید می‌شد. نمی‌دانم این عمد در میان مسئولان دانشگاه بود كه خانم‌های مامور ارشاد خواهران را از بین زن‌هایی انتخاب کنند كه بهره‌ای از زیبایی نداشتند یا من تصاد?اً هر جا ر?تم به این خانم‌ها برخوردم. تنها نكته قابل گیر دادن به بچه‌های ورودی ما این بود كه با پسرها حر? می‌زدیم و وقتی این ات?اق در حیاط دانشكده می‌ا?تاد سنگینی نگاه هر كس را كه آن دور و برها بود احساس می‌كردیم.
چند سال پیش كه به مناسبتی ر?ته بودم همان دانشكده قدیمی تا مدت‌ها توی شوك بودم. بچه‌های دانشجوی دانشكده ‌ما، دختر و پسر، همدیگر را با اسم كوچك صدا می‌كردند.
این یكی به آن یكی كه داشت می‌ر?ت طر? بو?ه گ?ت: پیام! من چای نمی‌خورم ?قط برای نیلو?ر بگیر! خب من هم كه گاهی پیام دوم خرداد یادم می‌ر?ت مات و مبهوت مانده بودم!
با همه این احوال من هنوز ?وبیای دانشگاه دارم. سعی می‌كنم توی دانشگاه قرار نگذارم و هر وقت مجبورم بروم دانشگاه -مثل دیروز كه برای یك كارگاه حقوق بشری ر?ته بودم دانشگاه تهران- روسری مشكی‌ام را س?ت و سخت می‌پوشم و سعی می‌كنم از جلوی نگهبانی با سرعت بگذرم و وقتی رد می‌شوم هنوز منتظرم كسی از پشت سرم صدا بزند: هی خانم این ریختی كجا می‌ری؟ آخر واقعاً تیپ استاندارد جمهوری اسلامی چیز دیگری است. ولی از در كه بگذرم آرام آرام در دل دانشگاه و بین دانشجوها حل می‌شوم و ترسم می‌ریزد.
این هم برای خودش مرضی است. ?قط نمی‌دانم آن بیچاره‌هایی كه بارها در اتاقك‌های ورودی دانشگاه مورد بازجویی و بررسی آرایش قرار گر?ته‌اند و بارها مجبور شده‌اند جلوی چشم مامور ارشاد دستمال كاغذی را با قدرت روی لب‌شان بكشند تا رژلب قرمز و نارنجی‌شان پاك شود چقدر از در ورودی دانشگاه می‌ترسند.

masoome naseri | 12:05 AM | Comment(s)(12)

از استادیوم چه خبر؟

March 1, 2006 06:13 PM

از استادیوم خبر می‌رسد که نه تنها بچه‌ها را به استادیوم راه نداده‌اند که کلی هم اذیت‌شان کرده اند و برشان گردانده‌اند میدان آزادی. پرستو حتماً اطلاعات تکمیلی را شب می‌گذارد توی وبلاگش ولی گویا حدود ه?تاد ن?ر بوده‌اند و حسابی هم حالشان گر?ته شده.

masoome naseri | 06:13 PM | Comment(s)(10)