« مهدی غبرائی و تجربه زندان سیاسی | صفحه اصلی | بی فایده »
مرگ در غربت
November 20, 2011 05:16 PM
آدمها لباسهای قشنگشان را تنشان میکنند مثل پترا، موهایشان را میپیچند مثل ماریا، افتخاراتشان را از سینهشان آویزان میکنند مثل ژنرال پاتریک و رو به دوربین لبخند میزنند. چند نفرشان به این فکر میکنند که این عکس یک روز روی سنگ قبرشان چسبیده میشود؟
در گورستان به تعداد آدمها، داستان زیر خاک خوابیده.
یک روز در گورستان مونت پارناس پاریس قدم میزدم. به سنگ قبری رسیدم که به نستعلیق فارسی روی آن نوشته بودند: روز نخست چون دم رندی زدیم و عشق شرط آن بود که جز ره آن شیوه نسپریم. قبر شاپور بختیار بود. چند ردیف آن طرفتر نخست وزیر ایرانی دیگری به خاک سپرده شده بود؛ علی امینی.
نزدیک جنگلی که گاهی برای دویدن میروم امروز وسط قبرها و عکسهای غریبه باز به خط آشنای فارسی رسیدم. روی سنگ نوشته بود: هوشنگ نیساری، مبارز راه آزادی و استقلال ایران متولد ۱۳۰۶ و درگذشته در سال ۱۳۴۶.
هم چهل سالگی برای مردن خیلی زود است هم جایی این قدر غریب برای مردن، خیلی غمناک است.

نظرخواهی