« مرضیه | صفحه اصلی | نازنین »

مرز در عقل و جنون باریک است

October 31, 2010 12:05 PM


melni.jpg

دیروز اینجا بودم. جایی است به اسم ملنیک در بوهمیای مرکزی که دو رودخانه الب و ولتاوا به هم می‌رسند. 

اینجایی که در عکس می‌بینید درست جایی است که دو رودخانه به هم برمی‌خورند. سمت چپ جایی که در عکس نمی‌بینید یک خانه خوشگل بود با حیاطی و باغچه‌ای که چشم‌اندازش محل تلاقی این دو رودخانه است و این انگورستانی که در عکس می‌بینید بخشی از باغ این خانه بود. منظره منحصر به فردی بود و هر سه نفر ما فکر کردیم که صاحب‌خانه آدم خوشبختی است و حتی دو نفرمان می‌خواستیم برویم زنگ خانه را بزنیم و به صاحبخانه بگوییم ایول کارت خیلی درست است ولی خب سومی نگذاشت این امر محقق شود!

این جور وقت‌ها همگی‌مان بیشتر به «خانه‌دار» شدن فکر می‌کنیم. جایی با منظره‌ای رو به کوهی دریاچه‌ای دریایی نه از این آپارتمان‌های خسته. 
بعد می‌نشینیم رویا می‌بافیم و کار می‌رسد به حساب و کتاب وام بانکی و میزان پولی که برای این کار لازم داریم و بعد کم کم از سرمان می‌پرد.
وام آدم را مجبور و زمین‌گیر می‌کند. حالا حالاها نمی‌خواهم زمین‌گیر شوم. 


عکس از فلیکر دونالد جاگ

masoome naseri | 12:05 PM

 

نظرخواهی

پس توسکانی رفت هوا دیگه؟ ما گفتیم توی ایتالیا فامیل دار شدیم میریم ویلا....

ارسال شده توسط: نوشا در ساعت November 2, 2010 01:39 AM

سلام
اگر «انگورستان» یک ابداعه که هیچ. اگر نیست٬ پس: تاکستان :)

...............


م.ن: علیک سلام آقای مانی
انگورستان جالب تره خوشم میاد بگم. حتی موستان هم میگم. گیر ندید.

ارسال شده توسط: مانی ب در ساعت October 31, 2010 04:44 PM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?