« بیهوشی | صفحه اصلی | یکشنبه »
سفر به جامعه سابقا بیطبقه
August 3, 2010 11:07 AM
هفته پیش، دو سه روزی در بوداپست بودم. بوداپست، در فهرست دیدنیهایم جایی بود که "باید" میدیدم بی امید این که شهری افسانهای در انتظارم باشد هر چند دانوب از آن میگذرد. اما دانوب هم این شهر را دو تکه کرده بین خوبها و بدها، بین «بودا»ییها و «پشت»یها که سر جمع شهری می شوند به اسم بوداپست.
در کشوری که چند دهه بیشتر نیست اختتامیه کمونیسم در آن اعلام شده و روزی روزگاری رویای جامعه بی طبقه داشته، توقع «فرست کلاس»، بلاهت بود. واگن «فرست کلاس» ما در گرمای نزدیک به چهل درجه، یک دیگ داغ روان بود.
بوداپست را اگر شب ببینید، بهتر است. شهر آرام است و شاید رنگ قرمز مک دونالد و برگر کینگ روی سقف ساختمانهای کهنه به نظرتان دلآزار نرسد. دانوب هم هست و چراغهای روشن هم هستند که شهر را در آرامش و زندگی نشان میدهند.
از ساختمان ایستگاه که بیرون آمدیم اول برگر کینگ توی ذوقمان خورد و بعد مک دونالد توی چشم مان رفت و بعدتر لوگوی کی.اف.سی. کمونیسم رفته بود و امپراطوری ساندویچ های بی کیفیت جایش را گرفته بود.
مجارستان جایی است که میشود بسادگی میلیونر شد. سه هزار و پانصد یورو اگر داشته باشید، با تبدیلش به فورینت، یک میلیون فورینت خواهید داشت. کشور اروپایی نسبتا ارزانی است. جایی که مقصد جوانهای دانشجوی ایرانی هم شده و سالهاست جوانهای ایرانی به قصد تجربه یک زندگی دانشجویی با هزینههایی که با دانشگاه آزاد برابری میکند راهی این کشور میشوند.
به هر حال این قدر ایرانی دارد که یک رستوران ایرانی هم به اسم شیراز داشته باشد.
نمیدانم چرا هر بار که به زیبایی بوداپست فکر میکنم تصویرهایی که به نظرم میآیند، تصویرهایی هستند که از بالا و از دور شهر را دیدهام. هر بار که به خیابانها و به مردم نزدیک میشدم شهر، حال میدان انقلاب خودمان را داشت.
من شهر را از منظره سیتادلا دوست داشتم. با اتوبوس شماره بیست و هفت میتوانید آنجا بروید.
نظرخواهی
مسابقات شيرجه و شنا را هم رفتي ببيني؟
ارسال شده توسط: بنفشه در ساعت August 13, 2010 05:29 PM
پست دندون پزشکی یه تلنگر بود برام . راستی من هم توت فرنگی توی گلدون کاشتم امسال . هر یه دونه اش برام مثل یک کیلو ارزش داشت .
ارسال شده توسط: 3dots در ساعت August 5, 2010 04:57 PM