« همه بیانیه های آقای رئیس جمهور | صفحه اصلی | چطوری عشقم؟ »

شوخی اشک آور مسلمانی

January 3, 2010 01:45 PM

روز عاشورا به تایید پلیس، هشت نفر در تهران کشته شده اند. تعدادی از آنها "باتوم کش" شده اند. یعنی این قدر با باتوم توی سر و کله اینها زده اند که ضربه مغزی شده اند و خلاص.
روز عاشورا با ماشین نیروی انتظامی از روی معترضین رد شده اند و چند نفر از جمله پسر یک گوینده صدا و سیما کشته شده اند. اول پلیس می گوید دروغ است بعد که فیلمش منتشر می شود می گوید ماشین پلیس را دزدیده بودند. آدم نمی تواند بگوید ایول به پلیسی که وسط میدان ولی عصر ماشینش را می دزدند یا ایول به دزدی که با ماشین پلیس دزدی ظهر عاشورا، می آید از میدان ولی عصر رد می شود!
این ها مستند است. حرف من نیست. تایید نیروی انتظامی را دارد.

سه روز بعد با ضرب ساندیس و مرخصی و حال و حول و به زور اخراج و با اتوبوس و متروی رایگان لشکر می کشند به خیابان انقلاب. ما از روی نقشه شمردیم شدند سیصد هزار نفر خودشان می گویند سه میلیون و نیم و خودجوش! همان سه میلیون و نیم، قبول.
این سه میلیون و نیم در کمال امنیت علیه حرمت شکنان عاشورا شعار دادند و یک کدامشان نپرسید این حرمت چطور شکسته شده است.
تصویر کف و سوت روزهای انتخابات را پخش می کنند می گویند ایناهاش. صدای آنها به بلندی صدا و سیمای گنده و صدای این طرفی ها حتی به اندازه یک بلندگوی سبزی فروشی نیست.
از رسانه هم مضایقه کردند کوفیان. پارازیت شان نمی گذارد صدا به صدا برسد.

شب عاشورا وسط روضه سیدالشهدا بدون این که حرفی از مصایب اشک آور روز زده شود در حالی که خاتمی دارد از کمر شکسته امام حسین می گوید وقت نشستن بر سر پیکر حضرت عباس، حیدر حیدرگویان وارد می شوند. مجلس را به هم می زنند، شیشه های حسینیه جماران را می شکنند. نیازی هم نمی بینند صورتشان را مثل سبزها در خیابان بپوشانند. در فیلم ها پیدا هستند و خیالشان هم از جای داغی گرم است. حریم بیت آدمی را که هفته پیش به خاطر پاره شدن عکسش، غوغای قیامت از آقایان بلند شده بود می شکنند و صدای هیچ کدام از این شبه مسلمان ها در نمی آید.

مسجد قبا را در شیراز که محل نماز جماعت آیت الله دستغیب است به خاطر مخالفت های ایشان با آقایان تخلیه و پلمپ کرده اند. هیچ کس فکرش را می کرد در جمهوری اسلامی روزی مسجد پلمپ کنند؟ خدائیش جهان از این بامزه تر ممکن است بشود؟
لنگ جمهوری اش که خیلی وقت بود هوا بود حالا اسلامی اش را هم که این طور می نمایند آن وقت می گویند ملت کفر گفته اند که گفته اند جمهوری ایرانی.
آقا اصلا بی خیال جمهوری، نخواستیم، اسلام مردم را پس بدهید.

masoome naseri | 01:45 PM

 

نظرخواهی

بابا فیلتر شدی.ما سخت می تونیم ببینیمت.آدرس وبلاگت رو عوض کن.ممنون از مطالب واقعاً مفیدت.خوشم میاد که چرت وپرت نمی نویسی.

ارسال شده توسط: امیر مهدی در ساعت January 15, 2010 03:50 PM

سلام.من رو حلال کن.صبح اومد تو وبلاگت گفتم دمش گرم .عجب آدم باحالیه.چقدر قشنگ مینویسه.اینو چرا فیلترش نکردن.بعدازظهر اومدم دیدم فیلتری!گذشته از شوخی ما شانسمون خیلی خوبه .از هر کی وهر چی خوشمون میادفوری نسخه ش رو می پیچن.مواظب خودت باش.یاعلی مدد

ارسال شده توسط: مهدی در ساعت January 10, 2010 01:54 PM

من معلم هستم
برای ما هم بخشنامه آمده بود ولی ما گفتیم بیلاخ !
درود بر جنبش سبز ایران

ارسال شده توسط: نیکو در ساعت January 6, 2010 09:06 AM

من توی یه شرکت خصوصی بزرگ کار می‌کنم، جایی که ما هستیم حدود 1000 نفر کارمند داره و متوسط سن هم بین 20 تا 24 - 5 سال و همه بچه‌ها هم تحصیلکرده‌ن یا دانشجو.
زمان انتخابات سه چهار نفر به ا.ن و چهار پنج نفر به کروبی و یه نفر به رضایی رای دادن و بقیه بچه‌ها به موسوی رای دادن.
بعد انتخابات هم یه چهارتا از بچه‌ها توی این شلوغی‌ها بد کتک خوردن (از جمله من) و یکی از همکاران‌مون هم که توی ستاد موسوی بود کلا از تابستون گم شد و دیگه هم خبری ازش نشد.

حالا توی یه همچین شرکتی که از سرتاپاش همه سبز بودن از مدیر گرفته تا خدماتی دم در، یه اعلامیه زدن گنده در محکومیت هتک حرمت عاشورا و سه تا اتوبوس هم پر کردن از بچه‌هایی که میل‌شون این نبود و همه عصبی شده بودن ولی مجبور بودن بخاطر پرستیژ شرکت توی راهپیمایی شرکت کنن

ارسال شده توسط: آریا در ساعت January 6, 2010 12:27 AM

من توی یه شرکت خصوصی بزرگ کار می‌کنم، جایی که ما هستیم حدود 1000 نفر کارمند داره و متوسط سن هم بین 20 تا 24 - 5 سال و همه بچه‌ها هم تحصیلکرده‌ن یا دانشجو.
زمان انتخابات سه چهار نفر به ا.ن و چهار پنج نفر به کروبی و یه نفر به رضایی رای دادن و بقیه بچه‌ها به موسوی رای دادن.
بعد انتخابات هم یه چهارتا از بچه‌ها توی این شلوغی‌ها بد کتک خوردن (از جمله من) و یکی از همکاران‌مون هم که توی ستاد موسوی بود کلا از تابستون گم شد و دیگه هم خبری ازش نشد.

حالا توی یه همچین شرکتی که از سرتاپاش همه سبز بودن از مدیر گرفته تا خدماتی دم در، یه اعلامیه زدن گنده در محکومیت هتک حرمت عاشورا و سه تا اتوبوس هم پر کردن از بچه‌هایی که میل‌شون این نبود و همه عصبی شده بودن ولی مجبور بودن بخاطر پرستیژ شرکت توی راهپیمایی شرکت کنن

حالا تو خود حدیث مفصل بخوان زین مجمل و ببین وضعیت اداره‌های دولتی چی بوده و نمونه‌هاشو هم گفتن و شنیدیم و دیدیم


حالا حرف من اینه که با همه این تفاسیر، بازم شدین همین قدر!! با کیک و ساندیس و اتوبوس و مرخصی و پاداش و در کمال امنیت، همین میدون انقلاب تا نهایت فردوسی شدین!
دیدین که تی.وی هم یه تصویر ممتد هوایی ازتون نشون نداد و نماها اکثرا لانگ‌شات نبود ... ولی همین بودید ... همین و همین!
از امام حسین و دین و اسلام و همه‌چی مایه گذاشتین ، همین دو تا میدون و یه خیابون شدین

یه روز به ما مجوز بدین ببینید که ما اون‌وقت چقدریم!

ارسال شده توسط: آریا در ساعت January 6, 2010 12:25 AM

سلام
منم کارمند مدرسه هستم... اتفاقا اون روز هم شیفت بعد از ظهر بودیم... هر چقدر مادر ها تماس می گرفتن که بیایم بچه مون رو ببریم راهپیمایی، مدرسه اجازه نمی داد. می گفت آموزش و پرورش اجازه نمی ده.
حتی ما رو هم اجازه نداد
اون وقت نمی دونم به کی مرخصی دادن که ما نفهمیدیم؟؟؟؟

ارسال شده توسط: لیلا در ساعت January 5, 2010 10:08 PM

عالی بود

ارسال شده توسط: Dr در ساعت January 5, 2010 04:59 PM

میخواستم بگم "واقعا براتون متاسفم"ولی با خودم گفتم شماها که آدم بشو نیستین و دروغ و کتمان حقیقت شده بخشی از وجودتون.پس واسه چی تاسف خودمو حروم شماها کنم!!!
اولا تعداد افراد شرکتی خیلی کم بود تا حدی که میتونم بگم تو مسیری که خودم راهپیمایی می کردم جز چند تا پایگاه بسیج هیچ ارگانی ندیدم فقط زن و مردایی رو میدیدم که مثل خودم با هر وسیله ای خودشونو به محل راهپیمایی رسونده بودن تا این خشم و نفرتشون رو از اغتشاش گران نشون بدن..بعد هی بگین دولتیا و شرکتیا...

ارسال شده توسط: a در ساعت January 5, 2010 04:44 PM

من خودم یکی از شرکت کننده ها بودم وهمه چیزو با چشام دیدم...آخه بدبختای ترسو جز این کاری ندارین ...ولی بدونین ما راهی رو که انتخاب کردیم به این آسونیا ازش برنمیگردیم...بلکه با این اعمال ننگین شما به حق بودن خودمون مطمئن میشیم....و قرص و محکمتر سر آرمان خودمون میمونیم....دوما به اونایی که میگن ما اسلام نمیخوایم میگم پس برین از این کشور و گورتونو گم کنین برین همون جایی که بهتون خط میدن،اگه قبولتون کنن!!!!

ارسال شده توسط: شقایق در ساعت January 5, 2010 04:43 PM


سخنرانی امام خمینی در تاریخ 18 مرداد 1363 در حضور رئیس جمهور وقت و مقامات کشوری و لشکری:
اگر جهات سیاسی و مناقشات سیاسی در سپاه رفت باید فاتحه این سپاه را ما بخوانیم... در امر انتخابات به من اطلاع دادند که بین سپاه ها هم باز صحبت است. انتخابات در جای خودش دارد می شود و جریاناتی دارد، به سپاه چه ربط دارد که در مجلس راجع به انتخابات اختلافی وجود دارد.
منبع: کتاب صحیفه امام جلد 19 صفحه 11 و 12

ارسال شده توسط: ایرج نوری در ساعت January 5, 2010 03:56 PM

براي خانم ناصري گزارش كامل و دقيقه به دقيقه حوادث شب عاشوراي حسينيه جماران را لينك مي‌گذارم. مطمئن باشيد فريبكاري ره به جايي نمي‌برد:
چه كساني جماران را بهم ريختند؟
http://dadashi.wordpress.com/2010/01/03/%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ac%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85-%d8%b1%db%8c%d8%ae%d8%aa%d9%86%d8%af%d8%9f-%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c/

ارسال شده توسط: مهم نيست در ساعت January 5, 2010 12:44 PM

سلام
خارج از اینکه ربط بخواهم بدم به شرایط و مسائل روز و این ایمیل

آیا کسی فکر میکرد روزی در حکومت پیامبر در مدینه مسجدی را بسوزانند و آن را تبدیل به مزبله بکنند؟؟؟ اصلا باور کردنیست؟؟؟ جمهوری اسلامی که جای خود دارد!!!؟
سوره توبه آیات 107 تا 110 را بخوانید به همراه معنی و تفسیرش


و الذين اتخذوا مسجدا ضرارا و كفرا و تفريقا بين المؤمنين و ارصادا لمن حارب الله و رسوله من قبل و ليحلفن ان اردنا الا الحسنى و الله يشهد انهم لكاذبون (107)

لا تقم فيه ابدا لمسجد اسس على التقوى من اول يوم احق ان تقوم فيه فيه رجال يحبون ان يتطهروا و الله يحب المطهرين (108)

ا فمن اسس بنيانه على تقوى من الله و رضوان خير ام من اسس بنيانه على شفا جرف هار فانهار به في نار جهنم و الله لا يهدي القوم الظالمين (109)

لا يزال بنيانهم الذي بنوا ريبة في قلوبهم الا ان تقطع قلوبهم و الله عليم حكيم (110)

(گروهى ديگر از آنها) كسانى هستند كه مسجدى ساختند براى زيان (به مسلمانان)، و (تقويت) كفر، و تفرقه‏افكنى ميان مؤمنان، و كمينگاه براى كسى كه از پيش با خدا و پيامبرش مبارزه كرده بود; آنها سوگند ياد مى‏كنند كه: «جز نيكى (و خدمت)، نظرى نداشته‏ايم!» اما خداوند گواهى مى‏دهد كه آنها دروغگو هستند! (107)

هرگز در آن (مسجد به عبادت) نايست! آن مسجدى كه از روز نخست بر پايه تقوا بنا شده، شايسته‏تر است كه در آن (به عبادت) بايستى; در آن، مردانى هستند كه دوست مى‏دارند پاكيزه باشند; و خداوند پاكيزگان را دوست دارد! (108)

آيا كسى كه شالوده آن را بر تقواى الهى و خشنودى او بنا كرده بهتر است،يا كسى كه اساس آن را بر كنار پرتگاه سستى بنا نموده كه ناگهان در آتش دوزخ فرومى‏ريزد؟ و خداوند گروه ستمگران را هدايت نمى‏كند! (109)

(اما) اين بنايى را كه آنها ساختند، همواره بصورت يك وسيله شك و ترديد،در دلهايشان باقى مى‏ماند; مگر اينكه دلهايشان پاره پاره شود (و بميرند; وگرنه، هرگز از دل آنها بيرون نمى‏رود); و خداوند دانا و حكيم است! (110)

ای کاش اسلام را خارج از توهمات و وهمیات ذهنمان میشناختیم، ای کاش خود را بر اسلام منطبق میکردیم نه اسلام را بر خود!!!؟؟

ارسال شده توسط: یوسف عزیزی در ساعت January 5, 2010 11:14 AM

من خودم کارمند اداره دولتی ام. بخ ما گفتند برگه ماموریت اداری پر کنید، سروسیها اماده اند که شما رو برسونن. داشتیم می رفتیم بیرون که بعدش بپیچونیم بریم خونه، که دیدیم حراست داره اسامی رو یادداشت می کنه.

ارسال شده توسط: sabz در ساعت January 5, 2010 05:59 AM

من فيلم كامل را از آدرسي كه در سايت كلمه بود دانلود كردم به حجم 77 مگابايت پس لطفا مرا به فيلمهاي گزينشي ارجاع ندهيد.
به جاي انكار تحقيق كنيد!

....................................
م.ن: خب توی فیلم چی دیدید تعریف کنید؟ فکر کنید من اصلا ندیده ام.

ارسال شده توسط: مهم نيست در ساعت January 4, 2010 07:31 PM

اتفاقا چون عاشق اسلام هستیم با این حکومت مخالفیم.

ارسال شده توسط: nasim در ساعت January 4, 2010 11:52 AM

واقعا متاسفم كه چشمتان را به روي واقعيت بسته ايد. شما كه خودتان در ادارات دولتي نيستيد چطور كوركورانه حرف رسانه هاي دروغ پراكن خارجي را تكرار مي كنيد(نمونه دروغ فضاحت بار آنها درپخش عكس آن دختر قمه زن عرب بود كه بجاي مصدوم حوادث روز عاشورا قالب كرده بودند)
من خودم كارمند اداره دولتي هستم قسم مي خورم كه به ما مرخصي ندادند و كسي را هم مجبور نكردند كه به راهپيمايي برود....تازه اداره ما نزديك محل راهپيمايي بود و خودمان شاهد راهپيمايي گروههاي ادارات بوديم تعداد آنها واقعا كمتر از آن بود كه در سيل عظيم و خود جوش جمعيت محلي از اعراب داشته باشند.
بياييد به جاي شايعه پراكني و دروغ بافي واقع بين باشيم و به آينده وطنمان بيانديشيم.

ارسال شده توسط: هموطن در ساعت January 4, 2010 11:41 AM

به اميد روزي كه ايران را از دست خامنه اي وتمام اجنبي هاي خائن همانند رادانها بگيريم و آنروز روز تلافي كردن همه اينهاست.

ارسال شده توسط: سيامك در ساعت January 4, 2010 10:25 AM

عجب مملکتی داریما همش دروغ
تلویزیون دروغ میگه
اخبار دروغ میگه
رادیو دروغ میگه
روزنامه ها هم که دروغ میگن
تبلیغاتی دروغی می کنن
آخه تا کی؟
خب طبیعی یک سری آدم از همه جا بی خبر هم باور می کنن و فکر می کنن که راست میگن دیگه

ارسال شده توسط: M در ساعت January 4, 2010 09:17 AM

salam...che bahal..vaghean hagho migi...afarin

ارسال شده توسط: ramin در ساعت January 4, 2010 08:40 AM

سلام
با احترام باید بگم که 20 تا 30 هزار نفر بودند که در تظاهرات دولتی تهران شرکت کردند

ارسال شده توسط: rouzbeh در ساعت January 4, 2010 07:04 AM

سلام دوست من .

من فیلم را از لینکی که شما داده بودی دیدم. و این سوال برام پیش اومد که هر دستت چندتا انگشت داره من هم با شما موافقم که واقعیت قرایت پذیر نیست. تعداد انگشتان دست شما چطور قرایت پذیر است؟ 

ارسال شده توسط: به مهم نیست در ساعت January 4, 2010 03:59 AM

آی گفتی!

ارسال شده توسط: ح ب در ساعت January 4, 2010 03:50 AM

فيلم را حتما ديده‌اي تعداد افرادي كه در حين سخنراني وارد شدند به اندازه انگشتان دو دست نمي شود، بعد هم من هيچ صحنه زد و خوردي درون حسينيه نديدم. شروع شعارها هم اگر فيلم كامل را ديده باشيد از سوي هواداران جنبش سبز با شعار مرگ بر ديكتانور است.
ببخشيد ولي شما عادت كرديد واقعيت ها را هم مثل تحليل قرائت پذير بدانيد.

.......................
م.ن. لطفا یک بار دیگر فیلم را ببینید.
http://www.youtube.com/watch?v=HwBbELVh354&feature=player_embedded#

ارسال شده توسط: مهم نيست در ساعت January 3, 2010 05:11 PM

من اسلام نمی خوام. جمهوری ایرانی می خوام.

ارسال شده توسط: Habeeb در ساعت January 3, 2010 04:38 PM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?