« دوره پیشرفته جنگهای پارتیزانی | صفحه اصلی | کوهنورد یا روزنامه نگار یا جاسوس؟ »

خواب خیابان های تهران

November 11, 2009 01:53 PM


صبح سحر به وقت خودم بیدار شدم. کمی اینترنت گردی کردم. فهمیدم احسان فتاحیان اعدام شده و خلاص، یکی دو تا ای میل معمولی داشتم و همین. خوابم تمام نشده بود، چرخیدم سه تا پادکست دوانلود کردم برای گوش کردن، وقت دوچرخه سواری عصرگاهی ام و دوباره خوابم برد.

خواب دیدم جایی هستیم در یک یک میدانگاهی که فضای خاکی رنگ دارد، عده ای نشسته بودند توی خیابان، وسطش نه ولی خب زیاد بودند، خیلی ها زن بودند، فضا طوری بود که فرض کن وسط یکی از همین تظاهرات های خیابانی ملت تصمیم گرفته بودند بنشینند در سکوت، رفتم آن ردیف های جلو کنار چند نفر نشستم که نزدیک دیوار بودند، همه قیافه ها درب و داغان، همه نفس زنان، زن ها با حجاب بودند، کبودی های صورتشان را اما می دیدم، یکی شان زن جوانی بود سی و چند ساله، دراز به دراز افتاد بود روی پای زنی که تکیه داده بود به دیوار، همان زن سی و چند ساله پای چشمش کبود و زخمی بود، تشنج داشت، شدید، می لرزید و همه، حواسشان به او بود، فکر کردم باید این زن را از اینجا در ببریم، فکر می کنم همین را به بقیه گفتم، کفتم باید زن را برسانیم خانه اش، همه طوری نگاهم کردند که انگار دیوانه ام.
یک لحظه فکر کردم نکند این تحصن نیست، نکند بازداشت شده ایم و اینجا جایی مثلا مثل حیاط بازداشتگاه است؟ نیم خیز شدم، سرک کشیدم، دور و بر را پاییدم ببینم خبری از نیروهای پلیس هست؟ نبود، خودمان بودیم همه، بعد یک جای خواب، تلویزیون داشت درباره همان زن حرف می زد که همان روز کشته شده بود، همان زنی که جلوی ما بال بال می زد. 
بعد پرت شدم جایی دور یک میز در کافه ای با مهدی و دو نفر دیگر حرف می زدیم، انگار می خواستیم جایی برویم، داشتیم درباره ایزی جت حرف می زدیم و یک خط هوایی دیگر و یادم است مهدی درباره مقصد این قدر توضیح داد که نون پرسید مگه قبلا رفتی؟ و من گفتم با گوگل استریت ویوو همه خیابان های جهان را زیر و رو کرده مهدی. بعد نمی دانم چه خبر شد. بیدار شدم. جهان همانی بود که پیش از خوابیدنم دیده بودم.


masoome naseri | 01:53 PM

 

نظرخواهی

نظر شما چيست؟










Remember personal info?