« بیدار شو | صفحه اصلی | خواب خیابان های تهران »

دوره پیشرفته جنگهای پارتیزانی

November 7, 2009 12:20 PM


من می گویم این مردم یک شبه پارتیزان خیابانی، نشده اند. در طول سی سال گذشته مدام این جنگ و گریز به نوعی ادامه داشته است. چه وقتی که از پشت بام یک مهمانی فرار می کردند تا نیروی انتظامی را دم در قال بگذارند چه وقتی که با ناظم و مدیر و معلم پرورشی در می افتادند. 

آخرین دوره آموزشی برای آمادگی مقابل پلیس چهار سالی بود که گشت ارشاد و امنیت اجتماعی در خیابان راه افتاد و هی به مردم گیر داد. هی دختر پانزده شانزده ساله را بازداشت کرد برد وزرا و تعهد گرفت و از این تابلوهای شماره دار به گردنشان انداخت. این دوره پیشرفته پارتیزان شدن، ناخواسته برای شورش علیه کسانی بود که به زندگی شخصی مردم تجاوز کرده بودند. 
در این سه چهار سال آخر ابهت پلیس و قبح بازداشت و زندانی شدن و سابقه داشتن ریخت. چون بازداشت شدن تبدیل شد به یک عرف عمومی. وقتی هر خانواده ای دست کم دو سه نفر بازداشتی داشت نمی شد به این تعداد آدم عنوان بزهکار داد. 
همان روز که در میدان هفت تیر نیروی انتظامی با دختر جوان چنان برخورد کرد که کار به خونریزی کشید و فیلم گرفتند و در اینترنت پخش شد، یا همان روزی که آن دختر جوان در میدان ونک به مامور گشت ارشاد گفت روسریمو نمی کشم جلو، خرجش یک شب خوابیدن در وزراست، مردم برای روز بزرگ آماده می شدند. 
چرا زن ها در وقایع اخیر این همه شجاع شده اند؟ چرا این همه سر نترس دارند؟ چون در همه این سالها به برکت نگاه ضد زن رایج در نظام، آنها آموزش ویژه تری دیده اند. 
بالاخره این همه آموزش باید یک جا به درد بخوردِ، حالا به درد خورد. 
زمانی توی فیلم ها و سریال ها، این یکی به آن یکی می گفت ما خانواده آبروداری هستیم هیچ وقت پایمان به کلانتری باز نشده است. 


masoome naseri | 12:20 PM

 

نظرخواهی

قبول دارم خیلی و خیلی هم از این نوشته ات خوشم اومد:)

ارسال شده توسط: یگانه در ساعت November 11, 2009 11:40 AM

خیلی وقته که بازداشت شدن، زندانی شدن، فیلتر شدن، توقیف شدن و ... تبدیل به یک افتخار شده
...
این روزها یاد اون فیلم کوتاه دو سه سال پیش میفتم تو بحبوحه ی گشت ارشاد تو فلکه دوم صادقیه جلوی پاساژ گلدیس که گیر دادن احمقانه ی پلیس به یک دختر، اون جو متشنج رو ایجاد کرد و همه ی مردمی که تو اون میدون جمع بودن کاملاً علنی علیه خیلی چیزهایی که تا یک ساعت قبل جزء ممیزی ها بود شعار دادن
و این فیلم کوتاه بحدی صدا کرد که تا مدت ها اطراف میدون پر از پلیس و نیروی انتظامی بود
مردم سال هاست تمرین فهمیدن میکنند
و سال هاست تمرین فریاد کردن میکنند

ارسال شده توسط: PARAND در ساعت November 8, 2009 10:06 PM

Dear Masoome

Trying to get this to Hoder's friends, he is in a serious dilemna and needs all the support he can get. If you could pass it on it would surely be appreciated. Azadi man hastim!

Sincerely,
Walt Martin
http://iran-information-project.org/ petition #72

ارسال شده توسط: Walton K. Martin III در ساعت November 8, 2009 07:42 AM

من همیشه فکر کرده ام که چطور دولت در نهادینه کردن ترس درنسل ما(نسلی که در هنگام پیروزی انقلاب هفت هشت ساله بودند) موفق بود ولی این نسل تونستن به ترسشان غلبه کنند.
(جنگ را البته نباید فراموش کنیم.) شجاعت های تک و توک و تمرین های پارتیزانی آنطور که تو گفته ای هم همیشه بود ولی شاید اینقدر عادی نبوده وامیدی هم نبود در هرحال کاملا درست است که هیچ جریانی یک شبه پا نمی گیردو این مردم هم یک شبه پارتیزان نشده اند.

ارسال شده توسط: ح ب در ساعت November 7, 2009 04:29 PM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?