« نمایش بزرگ بی فایده | صفحه اصلی | رابطه ما و حیوانات »

Scream Bloody Murder

September 3, 2009 11:33 AM


چند ماه پیش سی ان ان مجموعه گزارشی پخش کرد از کریستین امانپور درباره فاجعه های انسانی که در جاهای مختلف دنیا از جمله بوسنی و رواندا و کامبوج و ... اتفاق افتاده بود و سکوت سیاستمداران غربی و بخصوص آمریکایی در مقابل آن.
 خانم امانپور در آن مستند نشان داد چطور سکوت سیاستمدارانه جامعه جهانی در مقابل این فاجعه ها به دیکتاتورها امکان و امان داد تا داستان ضدانسانی خودشان را به سرانجام برسانند.
 دیرتر، خیلی دیرتر کم کم سیاستمداران و نهادهای بین المللی کمی تکان خوردند و جلوی تداوم فاجعه را گرفتند اما در ماه ها و سالهایی که آنها سکوت کرده بودند انسانهای بسیاری جانشان، حیثیت انسانی شان، زندگیشان و عزیزانشان را از دست داده بودند.

 امانپور و دیگر خبرنگاران خارجی را در حوادث پس از انتخابات از کشور بیرون کردند وگرنه او می توانست به مستند مشهور خود بخش تازه ای اضافه کند.
این روزها می بینم که برخی بیهوده در دم و دستگاه قضایی ایران به دنبال عدالت می گردند. آقای خامنه ای در دیدار با دانشجویان می گوید: "در حوادث پس از انتخابات تخلفات و جناياتی صورت گرفته است كه بطور قطع با آنها برخورد خواهد شد."
و بعد حادثه کوی دانشگاه را مثال می زند به عنوان نمونه ای از برخورد نظام با مجرمین و احتمال می دهند مردم ده سال پیش را فراموش کرده باشند.

خیلی روشن است که آمریت خشونت رخ داده در خیابانها و خشونت غیرانسانی رخ داده در زندان ها و بازداشتگاه ها با کسانی است که حکم انتصابشان را از رهبری دریافت کرده اند و اطمینان دادن ایشان به "برخورد با مجرمان" کفایت نمی کند.
 بر اساس قانون اساسی ایران، از فرماندهان قرارگاه ثارالله تا اعضای شورای نگهبان تا روسای قوه قضائیه و صدا و سیما حکم شان را از رهبر می گیرند و او مسئول حکمی است که صادر می کند.


نشست احتمالی سران نظام با کروبی یا آسیب دیدگان این فاجعه ها برای جمع کردن آبرویی که به جوی رفته است و دیگر بازنمی گردد کار بیهوده ای است و امید بستن به برخورد با متهمان واقعی که هنوز هم مشغول کارند در نظامی که به آنها ترفیع هم می دهد ابلهانه به نظر می رسد.

 جنایت علیه بشریت که شاخ و دم ندارد. تقاضای برخورد نهادهای قضایی بین المللی با مسئولان متهم در این فاجعه ها هم منافاتی با استقلال و حفظ حاکمیت سیاسی ایران ندارد.

نهادهای بین المللی یا هنوز عمق فاجعه رخ داده در ایران را نمی فهمند یا خودشان را به نفهمیدن می زنند برای همین همچنان داستان هسته ای ایران را رها نمی کنند.
حق سیاسی میلیون ها نفر از مردم برای انتخاب سیاستمدارانشان در ایران از دست رفته است.
هزاران نفر در تهران و شهرستانها مورد خشونت سازماندهی شده از سوی نهادهای قدرت قرار گرفته اند، هزاران نفر به خاطر اعتراض، که حق طبیعی انسانی شان است بازداشت و شکنجه شده اند.

صدها نفر از سوی کسانی که مسلح به ابزار قدرت هستند و از قضا این ابزار را به حکم رهبری به دست آورده اند به صورت سازماندهی شده مورد آزارهای غیرانسانی قرار گرفته اند و کشته شده اند.
بسیاری از آسیب دیدگان در این ماجرا حتی جرات نمی کنند داستانشان را برای کسی بگویند. و وقتی علیرضا بهشتی آمار هفتاد و دو نفره کشته شدگان را ارائه می کند یادآوری می کند که خیلی ها از ترس جان یا آبروشان سکوت کرده اند.

ده ها نفر از مخالفان سیاسی رهبر و کسی که نامش به عنوان رئیس جمهوری اعلام شده به زندان افتاده اند و منکر خودشان شده اند.

در چنین شرایطی بیراه نیست حرف دوستی که می گفت کارخانه های نوشابه سازی محکومان دادگاهی خواهند بود که احتمالا در ایران از سوی حکومت برگزار می شود.



اگر خانم امانپور در ایران می ماند شاید می توانست به داستان مستند خود فصل تازه ای اضافه کند اما هیچ وقت برای بازگشت به فاجعه و کنار زدن پرده ها دیر نیست.

masoome naseri | 11:33 AM

 

نظرخواهی

نظر شما چيست؟










Remember personal info?