« بیانیه جمعی از وبلاگنویسان درباره انتخابات ریاست جمهوری و وقایع پس از آن | صفحه اصلی | "هضم حقوق ملت زخم معده می آورد" »
ایران روی دور تند تغییر
July 10, 2009 10:21 PM
نظرخواهی
ارسال شده توسط: نوا بامدادی در ساعت July 19, 2009 06:29 PM
Its amazing when i read how intellectuals in Iran think only on the elitist lines and there is no appreciation for the poor. It seems that in Iran the mothers only give birth to the Prince and princesses and never any poor and humble person.They see the world only from the eyes of well educated and westernised people . this new revolution is noting but the velvet revolution that has only roots in become westernised and only for the newly educated middle class that only want to work as managers or directors and they have grown up with a lot of inferiority complex. I will say to all of you "Come on you can do better then that" stop making 10Th of muharram out of every blunder by crying for how people were dragged and beaten up. For once ask yourself what you have done for the poor of the nation and if nothing then go there and adopt a poor family and help them out instead of living perpetually with idealistic and silly ideas of overnight change, the real revolution will be when the educated people go out to help the poor without any consideration like Che Guevara did. My family lost every thing in the 1979 revolution including house and money in Isfahan. back then the poor were not even allowed to come near our houses. I know how bad it was that only 6000 people of the elitist group that have stolen 1.8 trillions dollars and fled and now living in USA and UK and the same stolen resources from Iran are now being used against it and some people. the way forward is Evolution and not Revolution
ارسال شده توسط: manzar در ساعت July 17, 2009 09:09 AM
ما بیشتر مشتاق دیداریم :)
ارسال شده توسط: از زندگی در ساعت July 16, 2009 10:20 PM
به گمانم حالا دیگر این جا برای ثبت حقایق، نه نیازی به جامعه شناس هست و نه نیازی به تاریخ نگار.
وجدان عمومی می داند چه چیز را کجا بنویسد که از خاطرش نرود!
ارسال شده توسط: خروس خوان در ساعت July 16, 2009 04:07 PM
خیلی شیرین، خیلی عمیق و حساب شده. مرسی. واقعا خوندنی بود
ارسال شده توسط: بزرگمهر شرف الدین در ساعت July 15, 2009 06:57 PM
خیلی خواندنی بود.
خوش حالم که درد مشترک داریم.
ارسال شده توسط: pantea در ساعت July 15, 2009 03:45 PM
دستت درد نکنه ناصری جان. خیلی دقیق و خوب بود
( آدرس ایمیل رو کیف کردی؟)
............................
:)
ارسال شده توسط: نازنین خ در ساعت July 14, 2009 07:08 PM
شما فقط یه تعداد خاص را می بینید.
عامه مردم تو شهرای کوچیکتر و تو روستاها را نمی بینید که فقط حرفای صدا سیما را با همون ادبیات، بلغور میکنن. ایران نیاز به کار فرهنگی خیلی زیاد . خیلی عمیق داره. زیادی دل خوش هستید.
ارسال شده توسط: مهتاب در ساعت July 14, 2009 11:21 AM
شاید مهمتر از جامعه شناسان، تاریخ نگاران باشند.
ارسال شده توسط: میعادرلجن در ساعت July 13, 2009 10:24 AM
خیلی خواندنی نوشتید
از یک طرف خوشحالم و از یک طرف نگران مردم
ارسال شده توسط: نوشین اردی بهشت در ساعت July 12, 2009 05:03 PM
«زردها بیخود قرمز نشدهاند
قرمزی رنگ نینداخته است
بیخودی بر دیوار»
برف، نیما یوشیج
مرد مختصر.
ارسال شده توسط: فرزاد در ساعت July 12, 2009 04:37 PM
منم تا ساعت 2 انقلاب بودم
پرنده پر نمیزد
گفتم دیدی ؛ اینهمه تو بالاترین همه گفتن میان هیچ کی نیومده
دید چه جوری همه رفتن مسافرت
دیدی
ولی ساعت 7 عصر تو پارک دانشجو صدای هـُرم ؟ ِ جمعیتی اومد که نگو
مردم عادی داشتن رد میشدن صدای موتور اومد
یه نفری رو بردن
همه از تو پارک - با اینکه فقط اومده بودن بچه هاشون رو واسه سرسره بازی و تاپ بازی - داد میزدن :
وِلـــِش کُــــن
3 تا صدا شدن :
وِلـــِش کُــــن
یه هو صدا بالا گرفت :
وِلـــِش کُــــن
همه ی پلیس ها برگتن
جمعیت رو نگاه کردن
ولی حیف اون آدم رو ول نکردن
عجیبه ؛ انگار ترس مردم ریخته
نه واقعا ترس ِ مردم ریخته
ارسال شده توسط: sas در ساعت July 12, 2009 12:56 PM
testing
I have tried several times to write a comment.
....................................
so send your original comment. i haven't received any comments
ارسال شده توسط: ح ب در ساعت July 12, 2009 12:16 AM
beheton eftekhar mikonam be tak taketon hameye shoma eftekhare melatid ke tarikh shomara dar zehne hoshmand e khod tavanaie faramoshi nadarad
ارسال شده توسط: baran در ساعت July 11, 2009 11:59 PM
وصف حال و خواندنی!
ارسال شده توسط: هومن در ساعت July 11, 2009 11:37 PM
و دقیقا این همان چیزیست که من راهم
در 18 تیر متعجب کرد و به نظرم جنس
مردم در 18 تیر بسیار متفاوت شده بود.من در تمام این روزها مثل 18 تیر
انقدر کتک خوردن راحت مامورها توسط مردم و نترسیدن مردم را ندیده بودم
ارسال شده توسط: mostafa در ساعت July 11, 2009 10:43 PM
من تو دهان این دولت میزنم .مرتیکهٔ هندی .....
ارسال شده توسط: haji در ساعت July 11, 2009 10:33 PM
کاش ایران بودم. همیشه من مسائل مهم اجتماعی رو از دست می دم. کاش ایران بودم و این چیزا رو با چشم خودم می دیدم.
ارسال شده توسط: ایرانی در ساعت July 11, 2009 10:24 PM
بسيار زيبا و جالب بود
ارسال شده توسط: omid در ساعت July 11, 2009 06:16 PM
بله همین طور است، سرعت حرکت مردم بدون داشتن رسانه ای برای اطلاع رسانی بیشتر از افرادی ست که مردم توقع رهبری شان را دارند. خیلی از نظریه پردازان نمی دانم چرا حالا که بهشان نیاز هست روزه ی سکوت گرفته اند .. به هرحال روزهای متفاوتی ست در تاریخ ایران.
ارسال شده توسط: نقشه ضد در ساعت July 11, 2009 12:35 AM
بعد از ۲۳خرداد.
ارسال شده توسط: ramin در ساعت July 11, 2009 12:10 AM