« تجربه های یک روز اشک آور | صفحه اصلی | بیانیه‌ جمعی از وبلاگ‌نویسان درباره انتخابات ریاست جمهوری و وقایع پس از آن »

شهروندان روزنامه نگار در خیابان های تهران

June 22, 2009 09:09 PM


صحنه کشته شدن ندا دختر جوانی را که در درگیریهای روز شنبه کشته شده دوربین هیچ خبرگزاری رسمی گزارش نکرده است. موبایل های دوربین داری که در دست مردم است از این صفحه فیلم گرفته و برای رسانه ها فرستاده اند. این تنها یکی از فراوان صحنه های درگیری در روزهای اخیر است که شهروندان روزنامه نگار گزارش داده اند.
اخراج خبرنگاران رسانه های خارجی گرچه منابع رسمی مستقل برای گزارش از ایران را محدود کرده اما باعث تحرک بین شهروندانی شده است که شاهد عینی صحنه های مهم این روزها هستند و اهمیت گزارش کردن آن را دریافته اند.
هنوز درگیریها در بخشی از شهر پایان نگرفته که رسانه های فارسی آن سوی آب فیلم هایی از این درگیریها را پخش می کنند. اگر خبرنگاران این رسانه ها در تهران حضور داشتند تردید دارم با این سرعت می تونستند اطلاع رسانی کنند.

به محض این که اتفاق قابل گزارشی در بخشی از معرکه می افتد موبایل ها بالا می رود. در مقابل، نیروهای ضد شورش هم از گزارش این رویدادها خوشحال نیستند و در روزهای اخیر در موارد متعددی شاهد بودم که ماموران موبایل را از دست مردم می گرفتند و می شکستند و خرد می کردند.
حوادث اخیر مفهوم شهروند روزنامه نگار را متحول کرده است.
گفتن ندارد که مردم موبایل به دست چرا تصاویر خودشان را برای صدا و سیما نمی فرستند. ایرانی ها تصویر خودشان را در این رسانه نمی بینند. رسانه بیگانه این روزها صدا و سیمای خودمان است.

masoome naseri | 09:09 PM

 

نظرخواهی

يادداشتي دارم درباره شهروندان روزنامه نگار در ايران:
http://iranianmedia.blogspot.com/2009/06/blog-post_27.html

ارسال شده توسط: حميد در ساعت July 4, 2009 01:29 PM

what can be said a nation devided on two extreames on one hand there are traditional mullahs and on the other hand Western Mullahs the only thing that can resolve the dispute is a civil war and thats where i see Iran heading

ارسال شده توسط: kashif در ساعت June 27, 2009 01:57 AM

mesl inke khabe zan chap nabood

ارسال شده توسط: azar در ساعت June 24, 2009 08:31 AM

Pretty cool post. I just came across your site and wanted to say
that I've really liked reading your posts. Any way
I'll be subscribing to your blog and I hope you post again soon!

ارسال شده توسط: Katy در ساعت June 24, 2009 04:33 AM

استراتژی مبارزه برای آقای کروبی و آقای موسوی

خوب به نجار می‌رسد که کیهان و فارس پروژه متهم کردن آقای موسوی رو به منظور منزوی کردن و حتی دستگیری ایشون کلید زدن. شکی نیست که آقایان موسوی و کروبی در صورت به نتیجه نرسیدن اعتراض‌های قانونی‌شان در آینده سیاسی کشور جایگاهی نخواهند داشت. سناریویی که میشود متصور بود این است: یکی از همین روزها آقای خامنه‌ای با توپ پر اعلام خواهد کرد که این آقایان دارند خواسته یا ناا خواسته به دشمن کمک میکنند. در حالت اول خائن هستند و در حالت دوم ساده لوح(این سناریو تکراری است، یادتان میا د؟). سپس آقای خامنه‌ای ایشون رو از هر گونه اظهار نظر سیاسی من میکنه و بنا برین این اقایون به تور طبیعی ممنوعه المصاحبه، ممنوعه التصویر، و ... خواهند شد. دیگر نه از بیانیه خبری خواهد بود نه از هیچ چیز دیگر. پس چه باید کرد. به نظر این حقیر به نظر میرسه که آقایان موسوی و کروبی میتوانند در یک حرکت غافل گیر کننده آقای خامنه‌ای رو اچمز کنند. کافی‌ است که نامه محترمانه‌ای به تمامی اعضای مجلس خبرگان و نیز به مراجع بزرگ و مستقل بنویسند و از آنها بخواهند نسبت به صلاحیت آقای خامنه‌ای برای تصدی جایگاه رهبری، با توجه به قانون شکنی و بی‌ تدبیری و انحصار گرایی ایشون تجدید نظر کنند. این کار چند مزیت دارد:

۱- آقایان را در وضعیت تدافعی قرار میدهد و از حجم حملات میکاهد.

۲-اگر آقای خامنه‌ای بخواهد وکنش شدیدی نشان دهد به تلافی جویی متهم خواهد شد.

۳-بدنه مؤمن و معتقد نیروهای مسلح رو از آقای خامنه‌ای جدا می‌کند. از آن مهم تر تقابل بین روحانیون بلند پایه و رهبر ایجاد می‌کند و جایگاه آقای خامنه‌ای رو تضعیف می‌کند. کاملا محتمل است که این کار وضعیت آقای هاشمی رو تقویت کنه که در نهایت به نفع کشور است.

۳-از همه مهمتر یک بار و برای همیشه مشروعیت آقای خامنه‌ای رو خدشه دار و حتی بی‌ اعتبار می‌کند و سبب میشود مردم با انگیزه بیشتر به مبارزات خود ادامه دهند.

۴- در صورت شکست اعتراضات مدنی آقایان کروبی و موسوی میتوانند در احزاب خود خواهند توانست در مورد تغییر قانون اساسی‌ و حذف رهبری حرف بزنند و یک اپوزوسیون واقعی را رهبری کنند.

ارسال شده توسط: sohraab در ساعت June 24, 2009 12:47 AM

راستي تو اومدي ايران ناصري؟!!

ارسال شده توسط: مهيار هادي زاده در ساعت June 23, 2009 11:00 PM

man ye konkooriyam.18salame in roozha be jaye darskhoondan0 be ghole moshavera jambandi faghat ashk mirizam.az akhare in tazahorata mitarsam.mitarsam javoonamoon daste daste beran0 bedoone inke be 0on chizi ke delemoon mikhad beresim.

ارسال شده توسط: pantea در ساعت June 23, 2009 01:30 PM

فرزندان رهبر

میثم، مصطفی، مرحو مجتهدی،مجتبی، محسن

http://shishehee.persiangig.com/image/moniri/Pesaran%20Rahbar.jpg

مجتبی is second from the right:

ارسال شده توسط: reza در ساعت June 23, 2009 01:28 PM

ناصری تو عکسی چیزی نداری نشونمون بدی ؟

ارسال شده توسط: آرزو در ساعت June 23, 2009 12:11 AM

وای چه قدر دردناک بود.وقتی صحنه را دیدم چنان گریه کردم که نمی تونم وصفش کنم.الانم خیلی متاثرم.ندا درسته پیش ما نیستی ولی نگاه آخرت همیشه در خاطرمان می ماند.
وای از این تقدیر...

ارسال شده توسط: مسعود در ساعت June 22, 2009 09:56 PM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?