« پارازیت | صفحه اصلی | شهروندان روزنامه نگار در خیابان های تهران »

تجربه های یک روز اشک آور

June 21, 2009 09:42 AM


در ایران برگزاری تجمعات امر مرسومی است. گیریم که معمولا وزارت کشور برای برگزاری این تجمعات مجوز صادر نمی کند و برگزار کنندگان با تکیه به اصل بیست و هفتم قانون اساسی معمولا بی خیال مجوز می شوند و به خیابان می آیند.
من به خاطر کارم در تجمعات بسیاری شرکت کرده ام اما در هیچکدام مثل تجمع روز سی ام خرداد شاهد این میزان خشونت نبوده ام. با این که من در میان جمعیت نبودم و در حاشیه تظاهرات فقط ناظر بودم بارها با یورش نیروهای ضد شورش به خیابان های اطراف رانده شدم و گاز اشک آور نزدیکم پرت شد.

اگر تا حالا نخورده اید بگویم که گاز اشک آور چیز مزخرفی است. دقایقی همه حواست مختل می شود. دیروز یکی از میان جمع گفت الان برای ثانیه هایی می توانید احساس جانبازان شیمیایی را درک کنید و اعتراف می کنم این تجربه خیلی سخت و تلخ است.
نوزده کشته در یک روز شوخی نیست. حتی یک کشته هم شوخی نیست.
از یک طرف رهبر نامزدها را به گردن گذاشتن به قانون دعوت کرده و از طرف دیگر میرحسین موسوی گفته است که شورای نگهبان را بی طرف نمی داند تا به مصوبات او گردن بگذارد.
تا این لحظه از هیچکدام از رهبران اصلاح طلب در حمایت از موسوی صدایی در نیامده است. در حالی که شایعه هایی در مورد احتمال بازداشت آقای موسوی منتشر شده است نه آقای هاشمی و نه آقای خاتمی تا این لحظه در برابر خشونت های اخیر واکنشی نشان نداده اند.

از نهادهای حقوق بشری داخلی و بین المللی هم خبری نیست. نمی دانم چه میزان از خشونت می تواند احساسات آنها را جریحه دار کند. به گمان من سرگردانی معترضینی که مایل به خشونت نیستند اما نمی خواهند دست از اعتراض بردارند باید به گونه ای هدایت شود که از میزان خشونت های خیابانی کاسته شود.

نیروهای امنیتی و انتظامی ظاهرا دستور دارند به هر شکل ممکن از ادامه تجمع ها جلوگیری کنند. این "به هر شکل ممکن" دیروز نوزده کشته به دنبال داشته است.
سکوت نهادهای مدنی و احزاب می تواند کار را از آنچه که هست خرابتر کند. هر یک نفری که به آمار کشته ها اضافه شود بازگرداندن آب رفته به جوی را سخت تر می کند.
نهادهای مدنی دست و پا شکسته ما در تعامل با حکومت از سویی و با مردم از سوی دیگر در چنین شرایطی می توانند موثر باشند. آنها اگر امروز از نخواهند از قدرتشان استفاده کنند روزهای دیگر بسیار دیر است.


masoome naseri | 09:42 AM

 

نظرخواهی

سلام
اینجا را از بی بی سی یافتم.
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت ...
همین...

ارسال شده توسط: فرشید در ساعت June 22, 2009 10:33 AM

from civilized ellections to reform movement. From Velvet to french revolution all the phases passes in a few days and now the seeds of distruction. As if Irans history is not full of such events. from Greek wars to Alaxenders from Mongold invasion to timur lang's towers of heads not to mention the war with the turks and arabs, Iranina history is full of self distruction. Both reformists and the conservatives are the same, Mullahs of their own mosques where is the sanity.

Afareen Iran

ارسال شده توسط: manzar در ساعت June 22, 2009 06:28 AM

من با رضا موافقم، ديگر همه رو گرفتن، هم پول دارن هم زور، هم نيروی کمکی، حرف حق هم که به گوششون نميره، فقط خدا ميتونه کمک کنه

ارسال شده توسط: shirin در ساعت June 21, 2009 09:49 PM

تحصن در میدان 7 تیر

بنا بر گزارشها و تماسهای مردم با همدیگر امروز اولین تحصن در میدان 7 تیر - مردم در کف خیابان, شمع به دست می نشینند, تو درسوگ دخترایران ندا، چه میکنی؟!(برای گرامی داشت خاطره شهیدان دیروز و جند روز اخیر ) از ساعت 4 بعد از ظهر دیدار ما میدان 7 تیر. همه به سمت ۷ تیر برای تحصن. خبر رسانی کنید.

ارسال شده توسط: simin در ساعت June 21, 2009 02:31 PM

خاتمی بیانیه داده

ارسال شده توسط: محمد در ساعت June 21, 2009 01:42 PM

مهم: خاتمی ۳۱ خرداد بیانیه داد:
هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست.

سید محمد خاتمی پس از حوادث روز 30 خرداد با صدور بیانیه ای ضمن ابراز نگرانی از امنیتی و نظامی شدن فضای کشور تأکید کرد: بر این باورم که هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست.
متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
حضور مردم در صحنه از دست آوردهای بزرگ انقلاب اسلامی است که باید آن را پاس داشت و راههای آن را گشاده تر کرد. این حضور شکوهمند از همه بخش ها و گروههای سنی و صنفی در ایران یک پیام روشن دارد که مردم صاحب کشور و انقلاب اند. این پیام را امروز نیز باید دریافت؛ سکوت اعتراضی و رفتار مدنی مردم در راهپیماییها هم نشانه رشد و بیداری و مسؤولیت پذیری مردم است و هم حکایتگر این واقعیت انکار ناپذیر است که مردم دارای حقوق اساسی و مشخص هستند که هر نظامی موظف به رعایت آنهاست. تبلیغات تحریک کننده و اهانت آمیز نسبت به مردم که همواره مستقل عمل کرده اند و انتساب حرکت سالم آنان به بیگانگان خود جلوه ای از اعمال سیاست های نادرست است که سبب دورتر شدن مردم از حکومت می شود.
در ایران انتخاباتی برگزار شده است و انبوهی از مردمان بزرگوار که آن حماسه حضور را آفریدند نتیجه اعلام شده را باور ندارند و به آن معترض اند. اعتماد عمومی در این زمینه لطمه دیده است و بستن راه اعتراض مدنی به روی مردم به معنی گشودن راههای خطرناکی است که خدا می داند به کدام سرانجام برسد.
باید حق مردم را پاس داشت و در عین تدبیر در برابر هرگونه تشنج و تشنج آفرینی و ناامنی (که از ساحت مردم به دور است) باید از شیوه های پرهزینه و زیانبار برای نظام و مردم از جمله مقابله نظامی و خشونت فاصله گرفت و همگان در جهت ترمیم اعتماد عمومی که پشتوانه اصلی نظام و کشور است برآییم و حرکت کنیم.
ضرب و جرح و ارعاب که نمونه تأسف آور آن را در روز شنبه شاهد بودیم و موجی از دستگیری از زنان و مردان و نخبگان سیاسی و فرهنگی کشور از اولین ساعات اعلام نتایج تاکنون و ممانعت از اجتماعات آرام و باوقار مردم که از نشانه های فرهنگ بالای هموطنان است، مشکلات را افزون می کند.
فرصت ها به سرعت می گذرد و به تهدید تبدیل می شود، در حالی که بر این باورم که هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست و نیازی به امنیتی کردن و نظامی کردن فضا ندارد.
ارجاع امر به مرجع یا مراجعی که باید حافظ حقوق مردم و مجری انتخابات سالم و آزاد و ناظر بر آن باشند، ولی خود مورد انتقاد و شکایت اند راه حل مسأله نیست.
در بازگشایی این گره چرا نگاهی به روش و سیرت حضرت امام (ره) نداریم که در موارد مشابه بوده است و می تواند و باید مورد تأسی و اهتمام قرار گیرد.
تعیین هیأتی عادل، کاردان، بیطرف و شجاع که به ویژه مورد اعتماد معترضان هم باشد و پذیرش داوری منصفانه آن هیأت راهی برای عبور از این مرحله و گامی مثبت در جهت تقویت نظام و بازسازی اعتماد عمومی و نیز نشانه تصمیم گیری خطیر و گره گشا در هنگامه های حساس به نفع مردم و در جهت آرمانهای انقلاب است.
آزادی سریع دستگیر شدگان و زندانیهایی که موجب نگرانی عمیق خانواده های آنان و بسیاری از مردم شده است و نیز بازکردن راههای ارتباطی و اطلاع رسانی که متأسفانه همه را بسته اند می تواند فضای جامعه را تلطیف کند.
از سوی دیگر اعتراض و انتقاد به شیوه مدنی و به دور از هرگونه ناآرامی را که حق مسلم مردم است باید همگان پاس داریم.
نفی خشونت و تغییر فضاسازی کین توزانه و دشمن آفرین و مبتنی بر تهمت و افترا به فضای جدید مبتنی بر حقیقت، به محبت و دوستی و تعامل با یکدیگر نیز باید سرلوحه عمل قرار گیرد.
در این صورت است که هر هزینه ای که پرداخت شود نظام با همه ارزشهایش مصون و محفوظ خواهد ماند.
مردم حضور دارند و همچنان در انتظارند، این حضور را باید محترم شمرد.
ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله * علیه توکلت و الیه انیب

سید محمد خاتمی
31 خرداد 1388

ارسال شده توسط: simin در ساعت June 21, 2009 12:31 PM

برادر من. گویا شما در کره مریخ زندگی میکنی؟! نهادهای مدنی؟! گفت و گو؟ برگشتن آب رفته به جوی؟!!
حزب؟! کدامش؟ کدامش دستگیر نشده؟ کدام باید صحبت کند؟ اصلا چه بگوید؟ به آقا (!)؟ یعنی قرار است به هر نحوی کوتاه بیاید؟!
ایشان اسلحه دارد و خیال میکند همین کافیست ... مشکل همین است.

ارسال شده توسط: رضا در ساعت June 21, 2009 11:05 AM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?