« بلاگ کردن زنده نماز جمعه تهران | صفحه اصلی | پارازیت »

درباره سوال مهم این روزها: حالا چه می شود؟

June 19, 2009 12:57 PM


بعد از پایان انتخابات لبنان حسن نصرالله گفت: گروه مقابل ما اکثریت پارلمانی را کسب کرده اند و معلوم نیست که اکثریت مردمی را هم داشته باشند. همان روزها می خواستم به سخنرانی اش لینک بدهم و بنویسم وقتی انتخاباتی برگزار می شود اکثریت و اقلیت فقط با شاخص آن انتخابات مشخص می شوند. 


انتخابات لبنان زیر نظر ناظران بین المللی برگزار شده بود و نمی شد در مورد آن از ایده تخلف و تقلب حرف زد. اصولا حضور ناظران بین المللی رسم است. در انتخابات آمریکا هم ناظرانی از کشورهای مختلف از جمله اروپا حضور داشتند. 

نتیجه انتخابات ایران می گوید اکثریت با احمدی نژاد است. امروز هم آیت الله خامنه ای از نامزدها خواست این نتیجه را بپذیرند و به خاطر حضور قاطع و پرشمار مردم جشن بگیرند.

ایشان بعد از تعریف و تمجید فراوان از آقای هاشمی فقط در یک جمله گفتند که ما با آقای هاشمی اختلاف نظر داریم و البته نظر من به نظرات آقای رئیس جمهور نزدیک تر است. همین یک جمله به قول علما فصل الخطاب است و به افسانه اختلاف میان آقای خامنه ای و احمدی نژاد می تواند پایان دهد. 

بعد از نماز جمعه امروز نخبه گان سیاسی یا باید به نتیجه انتخابات گردن بگذارند و در تیم نظام بمانند یا باید اصطلاحا تیم شان را بردارند و بروند و راهشان را سوا کنند. 

گرچه آقای هاشمی ریاست دو مجموعه مهم یعنی مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان را برعهده دارد اما روشن است آنهایی که به ریاست او رای داده اند اگر او بخواهد زمزمه مخالفت با رهبری را سر بدهد وقتی پای رهبری در میان باشد دست و دل و پا و جانشان برای همراه شدن با هاشمی می لرزد. 
رهبر در خطبه هایشان گفتند که تکلیف این انتخابات در خیابان روشن نمی شود. 

حالا اصلاح طلب ها یا باید بزنند به جاده خاکی و به امید روزی بمانند که دوباره بتوانند به قدرت برگردند و باز زمزمه جمهوریت را به تعریف خودشان سر بدهند که این کار آسانی نیست یا به طور مستقیم روبروی رهبری بایستند و پیه یک انقلاب دیگر و دردسرهایش را به تن شان بمالند.
 
مردم گرچه در خیابان هستند اما فقدان استراتژیست های اصلاح طلب می تواند آتش شان را خاموش کند. به هر حال با توجه به فرمان رهبر حالا برخورد با آنها ساده تر هم شده است.
هیچ اعتراضی به صورت شهودی مدیریت نخواهد شد. من فکر می کنم مردم احتمالا بزودی از گرمای هوا خسته می شوند و به خانه برمی گردند مگر این که این آتش طور دیگری روشن بماند. بازداشت کسانی مثل تاج زاده و رمضان زاده و حتی سازمان دهندگان جوان تر این برنامه ها مثل سمیه توحیدلو یا محمدرضا جلایی پور و فعالان ستادهای انتخاباتی نامزدها با همین هدف صورت گرفته است. 

به نظر می رسد تصمیم شورای نگهبان هم تغییر عمده ای در نتایج ایجاد نخواهد کرد. ممکن است نهایتا در حد ابطال چند صندوق باقی بماند. 

نهادهای مدنی و احزاب در چنین شرایطی می توانستند موثر باشند. هم در گفتگو با حکومت و هم در سازماندهی حرکتهای مردمی به گونه ای که کمترین آسیب را به دنبال داشته باشد.
اما آنها هم شوکه شده اند. فکر نمی کردند روز حادثه این قدر نزدیک باشد. 
حالا هیچ ابهامی در میانه میدان نیست. 
توپ قدرت را تیم آقای احمدی نژاد با حمایت رهبری و شورای نگهبان و بخش بزرگی از مجلس برداشته اند و در آوردنش از دست رقیب برای آن طرفی ها آسان نیست. تاکتیک بر هم زدن بازی تا این لحظه جواب نداده است. 
گروه هایی که دلبستگی بیشتری به جمهوریت دارند یا باید بنشینند و صبر پیشه کنند یا فعالانه وارد یک مبارزه جدی با حمایت مردمی شوند که یک هفته است هر روز به خیابان می آیند.
با شناختی که از این گروه ها دارم می توانم بگویم این استخاره شان آن قدر طول خواهد کشید که مردم برمی گردند زیر باد کولرهای خانه شان هندوانه شان را می خورند و آقای احمدی نژاد هم خودش را برای سخنرانی بعدی اش در سازمان ملل آماده می کند.
می ماند گروه های مرجع اجتماعی مثل جنبش زنان، جنبش دانشجویی و کارگری و غیره که نمی دانم چه در سر دارند. و آیا پیش پایشان را درست می بینند یا نه. 


masoome naseri | 12:57 PM

 

نظرخواهی

نظر شما در مورد گروه های سیاسی درست است ولی برآورد شما در مورد تاثیر گزاری آنها به شدت نادرست است.
در حال حاضر هیچ کدام از گروه های سیاسی، اعم از مشارکت، مجمع، اعتماد ملی و امثال آنها نقش مهمی در تهییج و مدیریت مردم ندارند.
در واقع آقای موسوی با استفاده از الگوی امام خمینی، هژمونی مطلق در رهبری این اعتراضات را از آن خود کرده است و حتی آقای خاتمی در فاصله بسیار دورتری از او ایستاده است.
همانگونه که هم تصور شاه و هم تصور روزنامه نگاران سال 57 از نفوذ و تاثیر جبهه ملی و دکتر سنجابی، هیچ بهره ای از واقعیت نداشت، تصور امروزی شما و حکومت از نقش گروه های سیاسی متعارف در این جریان نیز چندان واقعی نیست.
در واقع حکومت با بازداشت کردن سران گروههای سیاسی همان اشتباه شاه که در شامگاه 17 شهریور 57، دکتر سنجابی را بازداشت کرد، مرتکب شده است. این حرکت جز افزودن بر اتوریته مهندس موسوی و خالی کردن میدان از عناصر تعدیل کننده، هیچ فایده ای نخواهد داشت.


.........................
میم نون: من از قدرت سازمان دهی این گروه ها حرف زدم

ارسال شده توسط: کریم در ساعت June 21, 2009 12:21 AM

من هم معتقدم سرکوب وحشتناکی درراه است. اما سیل خروشان مردم در کنار نا کارمدی دولت<موضع محکم کشورهای غربی:وضعیت بد اقتصادی:و اختلافات واقعی در درون حاکمیت راه روشنی را پیش روی مردم قرار داده است.
به امید تنفس در ازادی

ارسال شده توسط: hamed در ساعت June 20, 2009 01:23 PM

تشبیهات عامیانه احمدی نژاد روی تو هم انگار تاثیر گذاشته. فوتبال؟ توپ؟
بازی که حتی داور هم پای بند قوانین خودش نباشد که دیگر بازی نیست.
پیشنهاد می کنم قسمت "به نظر می رسد تصمیم شورای نگهبان هم تغییر عمده ای در نتایج ایجاد نخواهد کرد" را بنویسی قطعا همینطور است. نمی دانم این روزها چرا همه شعور همه را دست کم می گیرند.

ارسال شده توسط: کم طاقت در ساعت June 20, 2009 06:15 AM

میدونید از چی نگرانم؟ این موضوع رو فعلا لفتش میدن، وقتی فشار رفت بالا به موسوی میگن بابا بیا خودت همه رای‌ها رو بشمار. اونها هم میان آراء رو میشمرن و متوجه میشن که احمدی نژاد واقعا با اختلاف زیادی برنده شده. اینطوری هم ابروی موسوی میره هم همه تلاش این چند روز مردم پشم میشه و همه کنف میشن.

ارسال شده توسط: سیامک در ساعت June 20, 2009 04:07 AM

سلام. با اینکه به میر حسین رای دادم... همان روزی که میر حسین صحبت از تقلب در انتخابات با دلایل خنده دار کرد، فهمیدم وقتی در مناظره اش با کروبی، شیخ خطاب به او می گفت "این راه سختی زیاد دارد! تا آخرش هستی؟" یعنی چه!

منظور آنها دقیقا همین روزی بود که از صندوق ها اسم احمدی نژاد بیرون بیاید. از همان روز برنامه ی "اگر رای نیاوردیم چه کنیم؟!!" را هم چیده بودند. مهندس موسوی را دوست دارم و هر چقدر هم تا به حال نمیشناختمش در ایام این انتخابات فرصت پیش آمدم از گذشته و حالش باخبر شوم. اما متاسفانه ایشان بیش از حد درگیر مشورت های نا درستی است که اطرافیان به وی می دهند. بر فرض محال اگر تقلبی هم در انتخابات صورت گرفته بود می توانست برخورد منطقی تری داشته باشد و خیلی سنگین تر رفتار کند تا اینکه دشمن شادمان بکند.

بهتر است منتظر قالیباف باشم که 4 سال دیگر بیاید. D:

ارسال شده توسط: siamak در ساعت June 19, 2009 11:47 PM

پس اینکه می گفتن توی نماز جمعه همه چیز مشخص میشه و یه جواب قانع کننده میدن!
پس چی شد؟!!

ارسال شده توسط: ماهی خانوم در ساعت June 19, 2009 04:53 PM

سلام. به نظر من یک قهر سیاسی باید صورت بگیره. در گذشته هم داشتیم.که منجر به انتخاب شدن خاتمی شد!قهر سیاسی یعنی تمام اصلاح طلبان هیچ گونه دخالتی در سیاست ایران نخواهند داشت.اونجاست که فشارهای خارجی بیشتر خواهد شد و هیچ کسی هم انگ انقلاب مخملی و غیره رو نخواهد زد!

ارسال شده توسط: سه نقطه در ساعت June 19, 2009 01:55 PM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?