« آخ روی ماهشو ببین، الهی دستم بشکنه! | صفحه اصلی | ببخشید که ده نمکی، کیارستمی نشد »
آیه دوازدهم از کتاب هیچکس
April 12, 2009 01:27 PM
در آغاز گنجشک بود/ باقی پرنده ها دور دانه و دام بال بال می زدند/ گنجشکها اما در حوض خانه ما شنا می کردند/ به خرماهای تازه رسیده نوک می زدند/ تیروکمان ها، قفس ها، دام ها اختراع شده بودند/ گنجشک ها اما از آن دور خرماها را نوک می زدند و به ریش ما می خندیدند/ باقی پرنده ها فقط پرنده بودند/ در آغاز اما فقط گنجشک بود که شوخی کرد و آب پاشید روی روزهای تب دار
نظرخواهی
راست گفت خداوند بلندمرتبه عظیم.
ارسال شده توسط: مهیار هادی زاده در ساعت April 13, 2009 10:31 PM
شکسته نفسی می فرمایی معصومه جون;)
ارسال شده توسط: ع س ل در ساعت April 13, 2009 07:01 PM
و پرنده ها نام داشتند در حیاط ما، می گذارم بخندند به ریش ما، من، هرکی، ....
ارسال شده توسط: رویا در ساعت April 12, 2009 07:27 PM
معصومه ی گلم:
تو که ید طولایی در شعر داری،خوشحالم میکنی یه سری بزنی و نظرتو بدونم...
ممنونم
...................................
میم نون: ببخشید من یدم خیلی هم کوتاه است
ارسال شده توسط: ع س ل در ساعت April 12, 2009 03:15 PM