« یاایهاالذین آمنوا اوصیکم بالرفرنس! | صفحه اصلی | این دو زن »

خط فاصله براندازی و اصلاح طلبی

March 5, 2009 02:24 PM

من به تاریخ انقلاب علاقه‌مندم و اتفاق‌های چهار پنج سال اول پس از انقلاب برایم جالب است. گروه‌های مختلف سیاسی روز بیست و دوم بهمن پیروزی انقلاب را جشن گرفتند اما بسیاری از آنها الان در صف مخالفان حکومتی هستند که پس از نظام شاهنشاهی در ایران مستقر شد.
اصولا بسیاری از ما علاقه‌مندیم پاسخی برای این سوال پیدا کنیم که: چی شد که این‌جوری شد؟ و شناخت این گروه‌ها یکی از راه‌های رسیدن به جواب است.
تلویزیون فارسی بی بی سی این هفته، گفتگویی داشت با مهدی سامع، سخنگوی سازمان چریک‌های فدایی خلق در شورای مقاومت ایران، و من بر مبنای این علاقه نشستم و این گفتگو را شنیدم.
از جایگاه شورای ملی مقاومت در معادلات سیاسی ایران که بگذریم بر اساس محتوای این گفتگو به نظرم رسید آقای سامع نه تحلیل روشنی از اوضاع سیاسی دارد و نه ایده‌ای در مورد بنیانی‌ترین مسائل پیش روی جامعه ایرانی در سرش هست.
او می‌گوید گرچه شورای ملی مقاومت مبارزه مسلحانه را ترک کرده اما "شخصا" معتقد است با روش‌های مسالمت آمیز نمی‌توان با جمهوری اسلامی کار کرد.
او می‌گوید به اصلاح‌طلبی معتقد است اما وقتی عنایت فانی می‌پرسد خب اصلاح طلبی در چارچوب همین نظام معنا دارد و مردم به این رای داده‌اند، می‌گوید مگر در نظام هیتلری اصلاحات امکان داشت؟ او می‌گوید من از اصلاحات دفاع می‌کنم ولی در چارچوب چنین حکومتی معنا نمی‌دهد.
گمان می‌کنم آن دسته از گروه‌های سیاسی اپوزیسیون، که بنیان خود را بر مخالفت با ارکان نظام جمهوری اسلامی گذاشته بودند به خاطر فشارهای بین المللی موجود نمی‌خواهند و نمی‌توانند دیگر از براندازی حرف بزنند اما آنچه که با عنوان "اصلاحات" از آن یاد می‌کنند عین براندازی ساختار جمهوری اسلامی است.
گروه‌های سیاسی مخالف با جمهوری اسلامی پشت نقاب "اصلاح طلبی" می‌خواهند از مزایای این عنوان بهره‌مند شوند. بدون این‌که (آن‌طور که سودایش را در سر دارند) با صراحت از براندازی حرف بزنند و بابت آن هزینه بدهند. 

..................................................................
قبل از این که لینک را بردارند می توانید از اینجا گفتگو را ببینید.


masoome naseri | 02:24 PM

 

نظرخواهی

من هم این روز را به شما تبریک می گویم و امیدوارم با بازگست به میهن خدمات فرهنگی خود را در مجله سنگین و وزین "چلچراغ" پیگیری کنید و مصاحبه سیاسی را به اهلش بسپارید.

ارسال شده توسط: پ در ساعت March 10, 2009 11:25 AM

نه عزیز من ، تو تناقض نمی افته به فانی می گه منم می خواستم همین نکته رو بگم و اون مقدمات به اینجا برسم که..من با اصلاح طلبی موافقم ولی این سیستم اجازه اصلاحات نمی دهد، بعد هم تحلیلشو از دوم خرداد می گه نه به حاکمیت بود ولی ثابت شد که نظام اصلاح پذیر نیست.. تناقض جائی اتفاق می افته که می گن در این چرخه که رهبر شورای نگهبانو انتخاب می کنی، شورای نگهبان مجلس خبرگانو، مجلس خبرگان نظارت بر رهبری،شورای نگهبان رئیس جمهوره و بعد مجلسو.. بعدش سیاست خارجی دست رهبره، سیستم اطلاعات هم تو سپاه، قوه مجریه اصلاح طلب چی کار می تونه بکنه؟ می افتن تو تتناقض و چرخه بد بدتر و ازین حرفا...

ارسال شده توسط: پ در ساعت March 8, 2009 08:13 PM

سلام - روز جهانی زن را به شما تبریک می گویم و برای‌تان آرزوی موفقیت دارم - ارادتمند.

.........................
سلام برادر جان
ممنون و امیدوارم که ببینم تان بزودی

ارسال شده توسط: سروش در ساعت March 7, 2009 09:41 PM

یعنی سطح درک شما از این صحبت همین بود. "میخواهند پشت نقاب اصلاح طلبی باشند بی آنکه با صراحت از براندازی حرف بزنند و بابتش هزینه بدهند". دیگر صریحتر از این سالیان و بیشتر از این هزاران هزار اعدامی و زندانی هزینه. اگر سنتان قد نمیدهد اما به تاریخ که علاقه دارید بدانید اولین اصلاح طلبان گسترده ترین نیروهای جوان و مترقی یعنی چریکها و مجاهدین بودند و دو سال و نیم مبارزه سیاسی کردند اما پاسخشان مشت آهنین با فتاوی خمینی و اجرای لاجوردی و دیگر دوستان یعنی همین اهل بخیه و اصلاحات دروغین فعلی بود. هر دوی این سازمانها در آن روزگاران با اعلام رسمی به قانون اساسی ولایت فقیه رای نداند. اینهاآنروزگار که همه خمینی را در ماه میدیدند تهدید بروز جنایات این سی ساله را هشدار میداند. چنین نیروهائی با این درک درست در مقابل بروز این فجایع روی پرنسپهایشان ایستادند و به فجیعترین شکل قربانی شدند و حال حتی امروز بعد از سی سال وقتی بر ماهیت اصلاح ناپذیر ولایت فقیه تاکید میکنند متهم به "نداشتن تحلیل روشن از اوضاع سیاسی و ایده‌ای در مورد بنیانی‌ترین مسائل پیش روی جامعه ایرانی" میشوند. احساس میکنم چنان به وجود این رژیم نامشروع و همین ولایت فقیه خو کرده اید و به آن تن داده اید که تصور ایده دیگری جز جنگ قدرت درونی تحت پوش اصلاح طلبی که سالهاست به بازی گرفتتان برایتان متصور نیست.

ارسال شده توسط: علی در ساعت March 6, 2009 12:02 AM

عزیز من اصلا نفهمیدی سامع چی می گه، ده بار تکرار می کنه که من می گم با اصلاح طلبی به عنوان روش موافقم ولی در این ساختار حاکمیت نشان داد که اصلاح امکان ندارد، این حرف چه تناقضی درش نهفته است؟؟؟؟ مثل این می مونه که بگی در فلان کارخانه داشتن سندیکا و حل مسائل از طریق مسالمت آمیز بهترین راهه اما تجربه نشون داده رئیس کارخونه اصلا تصوری که از رئیس مرئوسی داری متفاوته و تجربه نشان داده که امکان اصلاح با گفتگو نیست...حالا جدا ازین که من شخصا موافق این امر دربارۀ ایران باشم یا نه، تناقضی در حرفهای سامع ندیدم...
دوم، به عنوان یک انتقاد دوستانه اگر اینطور که می گی راجع به تاریخ انقلاب علاقه داری لطفا یک کم مطالعه کن، مصاحبه شما با بنی صدر کلیشه ای بود و هیچ مطلب جدیدی نداشت..اگر ازین فرصت استفاده می کردی بسیاری از سوالات تاریخی که بنی صدر درش نقش داشته می پرسیدی بهتر بود...
............................

میم نون: عزیز من! آقای فانی بهش می گه اصلاح طلبی توی این چارچوبه شما این چارچوب را می پذیرید و ببینید که توی چه تناقض گوییی می افته.

ارسال شده توسط: پویان در ساعت March 5, 2009 10:33 PM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?