« از انتخابات حرف بزنیم و بشنویم | صفحه اصلی | آقای سعدی، گمشده در ترجمه »
زندگی اورژینال
February 28, 2009 02:27 AM
امشب که گروه U2 ساز و آوازشان را برداشته بودند رفته بودند روی پشت بام BBC و به جمعیت علاقهمندانشان حال دادند یادم افتاد به یک وی اچ اس داغون که مال دایی دوستم بود.
روی وی اچ اس هم مثل خیلی وی اچ اس های دیگر نوشته بود شو خارجی، روی بقیه مثلا مینوشتند شو نوروز 72 تپش و از این قبیل.
توی این نوار وی اچ اس چند تایی کنسرت بود از جمله قطعاتی از پینک فلوید و U2، که من هیچ وقت به دوستم پسش ندادم. (او هم این وبلاگ را میخواند ولی دستش به من نمیرسد فعلا!)
بعدا کمی درهای رحمت الهی باز شد و یکی از بهترین سوغاتیهای دریافتی من یکی از آلبومهای اورژینال u2 بود. با یک آلبوم cold play و joss stone.
وقتی میگویم اورژینال، خیلی از بروبکسی که خودشان کپیهای دست پانصد هزارم فیلمها را مثل من دیدهاند میدانند که ما چه عشقی داشتیم و داریم به فیلمهای اورژینال و آلبومهای اورژینال، چون خود اصل جنس بودند. آلبومهای کپی انگار هیچ وقت مال ما نبودند.
اینجا که آمدم، طبیعتا دسترسیام به این اصلها بیشتر شد و پول زیادی خرج دی وی دی فیلم و آلبوم موسیقی میکنم و در مدت کوتاهی اینها نصف بار و بندیل زندگیام شدهاند.
"خارج رفتن" معادل دسترسی به آزادی تفریح و سرگرمی است که معمولا ما به ممنوعترینهایش در ایران توجه میکنیم.
گاهی بعضیها میپرسند تو که چیزی نمینوشی یا دیسکو نمیروی اصلا برای چی آمدهای خارج؟ اینها افه فرهیختگی نیست که من هم تیریپ فرهیخته نیستم.
راستش وقتی میروم در یک فروشگاه چند طبقه که چند میلیون آلبوم موسیقی و فیلم آنجا هست، جایی که بخش محبوب من یعنی موسیقی جازش دست کم به اندازه یک اتاق است میفهمم که اشتباهی نیامدهام خارج.
گاهی بعضیها میپرسند تو که چیزی نمینوشی یا دیسکو نمیروی اصلا برای چی آمدهای خارج؟ اینها افه فرهیختگی نیست که من هم تیریپ فرهیخته نیستم.
راستش وقتی میروم در یک فروشگاه چند طبقه که چند میلیون آلبوم موسیقی و فیلم آنجا هست، جایی که بخش محبوب من یعنی موسیقی جازش دست کم به اندازه یک اتاق است میفهمم که اشتباهی نیامدهام خارج.
وقتی میروم در کتابفروشیهایی که فضای آنجا جان میدهد که بنشینی و از حضور کتابها لذت ببری درک میکنم که اینجا چه غلطی میکنم.
اینجا در "خارج" آدمها جزیی از جهاناند. جهانی که خیلی چیزهایش اورژینال است. آلبومهای موسیقیاش، کتابهایش، فیلمهایش، اتفاقهایش.
برای همین وقتی دار و دسته گروه محبوب موسیقی من میرود روی پشت بام بی بی سی، ترانه میخواند من "لایو" تجربهاش میکنم.
برای همین وقتی دار و دسته گروه محبوب موسیقی من میرود روی پشت بام بی بی سی، ترانه میخواند من "لایو" تجربهاش میکنم.
نظرخواهی
ارسال شده توسط: hossein در ساعت March 2, 2009 02:01 PM